مثلهای عامیانه و مرسوم در سنه کوه (۱۹)

گرگ و میش

گرگ اگر شیرم دهد میش من است

بیگانه اگر دفاع کند خویش من است

ای داد و بیداد فلک هم وه لش بهشتی امه وه کلک // همه ره بپته خروزه هدایی اما ره خیارک // همه ره چاقو هدایی اما ره بایتی دندون برگ

این مثل و عبارات در فرهنگ عامیانه ما جایگاه خاصی دارد و دو نگاه بر آن مترتب و حاکم است

یک نگاه : از دردی پنهان و ناله ای جانسوز خبر می دهد و گاهی آه و حسرت بسیاری را در پی دارد و رنج و تالمی که ناشی از نوعی عدم حمایت از کسانی که امید حمایت می رود و معمولا با اندوه و ناله های جانسوزی حکایت دارد و با این عبارات پیوست می شود که …

ادامه مطلب را هم لطفا ملاحظه فرمایید :

۱۱۳۳۸_n

نمیدانم واقعا شیر گرگ چه طعم و مزه ای دارد اما حکایت این مثل محلی ما همانگونه که اشاره شد از ناله ای عمیق و دردی درونی آنهم حسرت از دست نزدیکان و مورد حسد و حقد اقوام و نزدیکان حکایت دارد برای دانستن بیشتر ترجیح می دهیم گرگ را معرفی کنیم و در ادبیات کنایات آنرا هم مرور کنیم .

گرگ، پستان‌داری گوشت‌خوار از خانواده سگ‌سانان است .وحشی و بسیار درنده که معمولا نشانه قساوت و بی رحمی است و معروفترین آن گرگ خاکستری است.

گُرگِ خاکِستَری (نام علمی: Canis lupus) یا بطور خلاصه گرگ، از پستانداران گوشتخوار است. این حیوان بومی اوراسیا و آمریکای شمالی است و بیشترین پراکندگی جغرافیایی را در بین تمام اعضای خانواده سگ‌سانان است. گرگ نیای وحشی سگ است. یعنی سگ‌ها از نسل نوعی گرگ هستند که بین ۱۸ تا ۳۲ هزار سال پیش اهلی شدند. ۳۷ زیرگونه از گرگ شناسایی شده که سگ اهلی، دینگو، گرگ خاوری، گرگ قرمز و گرگ ایرانی از جمله آنها هستند.

بیشتر گرگ‌ها به رنگ خاکستری با لکه‌هایی از رنگ‌های دیگر هستند اما رنگ‌های سفید، سرخ، قهوه‌ای و سیاه نیز در آنها دیده می‌شود. اندازه و وزن گرگ‌ها در نقاط مختلف بسیار متفاوت است.اما گرگ منطقه ما در سنه کوه همان گرگ خاکستری است که در نگاه اول انگار سگ را دیده اید ولی گرگ درندگی و چابکی خاصی دارد و معمولا دو و چند تایی هستند .

گرگ در شعر فارسی

  • «اگر زمانه به گرگی دهد زمام امور// بر او زبهر سلامت سلام باید کرد»
  • «تو نشنیدی آن داستان شغال// که زد با یکی پیرگرگ همال// که سگ را به خانه دلیری بود// چو بیگانه شد ونگ وی کم شود»
  • «در برابر چو گوسفند سلیم// در قفا هم‌چو گرگ مردم خوار»
  • «عاقبت گرگ‌زاده گرگ شود// گرچه با آدمی بزرگ شود»
  • «گرگ را با میش کردن قهرمان باشد زجهل// گربه را با پیه کردن پاسبان باشد خطا»
  • «گر گرگ مرا شیر دهد میش من است// بیگانه اگر وفا کند خویش من است»
  • «گرگ گرسنه چو گوشت یافت نپرسد// کاین شتر صالح است یا خر دجال»
  • «مارا به رخت وچوب شبانی فریفته است// این گرگ سال‌هاست که با گله آشناست»
  • «نگفتم زلف تو دزد است از کیدش مباش ایمن// به مرگ گله راضی شو چو گرگی را شبان کردی»
  • «نیاید به نزدیک دانا پسند// شبان خفته و گرگ در گوسفند»
  • «یکی بچه گرگ می‌پرورید// چو پرورده شد، خواجه را بردرید»

بله همانگونه که دقت نمودید گرگ نشانه ای از درنده خویی و چپاول دارد . گرسنگی، گرگ را از جنگل بیرون می‌کند.»که باعث میشودحیوانی درنده وخونخوارباشد .

ضرب المثل

  • «از دهن گرگ گوشت کشیدن.»
  • «از گیر گرگ دررفت، گیر کفتار افتاد.»
  • «با گرگ دنبه خوردن و با چوپان گریه کردن.»
  • «برای گرگ دنبه بردن و برای میش ضجه زدن.»
  • «گرگ پیر مضحکه سگان است.» ضرب‌المثل آلمانی
  • «گرگ در لباس میش
  • «گرگ دهن‌آلوده و یوسف ندریده.»
  • «گرگ را گرفتند پندش دهند، گفت: سرم دهید گله رفت»
  • «گرگ که پیر شد، رقاص شغال می‌شود.»
  • «گرگ و پوستین دوزی؟»
  • «گرگ و میش باهم آب‌خوردن.»
  • «میراث گرگ نصیب کفتار می‌شود.»
  • «میش بخوره پیشواز گرگ میره.»

همه اینها ضرب المثلهای رایج در زبان های مختلف است اما در جا و مکان کاربرد ان قطعا تفاوتهای زیادی وجود دارد .

۱۴۵۶۷۶۸۶۳۹

در نگاه دوم :

گاهی انتظار و توقع از نزدیکان آدمی به گونه ای است که توقع پشت نمودن و نارو زدن نمی رود و یا به قول لسان الغیب حافظ شیرازی :

ما ز یاران چشم یاری داشتیم   خود غلط بود آن چه ما پنداشتیم
تا درخت دوستی بر کی دهد   حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم
گفت و گو آیین درویشی نبود   ور نه با تو ماجراها داشتیم
شیوه چشمت فریب جنگ داشت   ما غلط کردیم و صلح انگاشتیم
گلبن حسنت نه خود شد دلفروز   ما دم همت بر او بگماشتیم
نکته‌ها رفت و شکایت کس نکرد   جانب حرمت فرو نگذاشتیم
گفت خود دادی به ما دل حافظا   ما محصل بر کسی نگماشتیم

 

این شعر حافظ در نگاه اول چنین می نماید که شکوه از معشوق است و اینکه عاشق به سبب برنیامدن کام با معشوق مجادله می کند ! اما براین پایه که عشق به عرض نگاه ندارد و پشت سربینی در مرام عشق نیست ، چیزی به نام پشیمانی و مجادله در آن نمی گنجد ! در واقع کار به سمت عرفان عاشقانه گرایش دارد و نگاه نخستین بدین شوند است که انسان همواره با تضاد ها روبروست که بنا به شرایط حال یکی دیگری را ناصواب می داند تا زمانی که ایمان و یقین حاصل شود و به یک ختم شود . در این مسیر آدمیزاد از آنروکه هنوز به کمال نرسیده است برخی ناز و عتاب را بی مهری می انگارد و با خویش درددل می کند اما باز رای به بری بودن معشوق از هرگونه کاستی می دهد و خویش را ملامت می کند که بی هیچ فراخوانی از سوی معشوق آغاز کرده است و هرچه هست از قامت ناساز عاشق است .
گفت خود دادی به ما دل حافظا / ما محصل بر کسی نگماشتیم (حافظ)
اورا خود التفات نبودش به صید من / من خویشتن اسیر کمند نظر شدم (سعدی)

حال باید دقت نماییم برای همین است که در کلام دوم مثل محلی ما دنیایی از افسوس در ظاهر نمایان می شود با گفتن این عبارات :
ای داد و بیداد فلک هم وه لش بهشتی امه وه کلک //

همه ره بپته خروزه هدایی اما ره خیارک //

همه ره چاقو هدایی اما ره بایتی دندون برگ

یعنی :ای داد و فریاد از روزگار که برای دیگران دروازه باز قرار دادی برای ما دست انداز چوبین

به دیگران خربزه رسیده دادی و در عوض به ما خیار سفت

به دیگران چاقویی برای خرد کردن و پوست کندن اما به ما گفتی با دندانت پوستش را بکن

همینه که گله گذاری صورت می گیرد و لطافت بیان و شیرینی گفتار دارد و پیران و مردان و زنان محل ما با اینگونه بیان و اشعار نغز و بیان مثلهای شیرین و با بارمعنایی بسیار بالا دنیایی از احساس درون خود را به اطرافیان و شنونده منتقل می کردند و می کنند و …

باشد تا این گفار نیز مورد توجه شما کاربران عزیز و همولایتی های عاشق فرهنگ بومی منطقه ای قرار گیرد و از بیان نظر و  مطالب خود ما را مورد لطف و امتنان قرار دهید .

کلک


در گذشته های دور پس از حصار اطراف زمین های کشاورزی و یا خانه ها، با سرِهم چیدن چوب و شاخه های درخت، قسمتی را برای ورود و خروج در نظر می گرفتند که به آن قَلت (ghalt) می گفتند. از این واژه در حال حاضر هم برای راه عبور و مرور حیوانات به باغ ها استفاده می شود . رفته رفته سازه ای چوبی به نام کَلِک (چو کَلِک) جای قلت را گرفت. در جایی که کَلِک ساخته می شد، پرچین مقاوم تر بود و از روی هم گذاشتن چوب های کلفت تر، بین شیار ایجاد شده توسط ستون های کاشته شده با موازات هم در دو انتهای آن (که به آن ها پاها = پایه ها می گویند) ساخته می شد.

یببف۵۵

لُش (لوش (losh که باز و بسته می شود و راه عبور معمولا مورد آمد و شد قرار می گیرد .لوش به صورت لولایی باز و بسته می شود و عبور و مرور را تسهیل می کند.

جهت افزایش اطلاعات عمومی هم بخوانید :

اصالت گرگ

جانوران زیر زیرشاخه‌های گرگ خاکستری هستند:

شغال پهلونواری Side-striped Jackal (Canis adustus)- white background.jpg
شغال پشت‌سیاه Jackal Cape cross 2009 white background.JPG
گرگ طلایی آفریقایی Canis anthus - Cécile Bloch 6 white background.png
سگ Larador.jpg
گرگ خاکستری Canis lupus signatus - 01 white background.jpg
کایوت Coyote Sequoia National Park white background.jpg
گرگ اتیوپیایی Ethiopian wolf side view white background.jpg
شغال طلایی Indian Jackal 02 white background.jpg
سگ وحشی آسیایی Dhole Anamalai 2 white background.JPG
سگ وحشی آفریقایی Wild Dog (Lycaon pictus) male (16394497338) white background.jpg
شما می توانید بصورت رایگان در اشتراک ایمیلی این سایت عضو شوید تا مطالب جدید را درون ایمیل خود دریافت کنید.
برای عضویت، ایمیل خود را وارد کرده و بروی اشتراک کلیک کنید...

  1. سلام مهندس
    ذوق تو عالیه
    از این قسمت لذت بردم چون دارابکلا هم ای را می خوانند:

    ای داد و بیداد فلک هم وه لش بهشتی امه وه کلک //
    همه ره بپته خروزه هدایی اما ره خیارک //
    همه ره چاقو هدایی اما ره بایتی دندون برگ
    ===========

  2. سلام بر شما دوست و برادر گرامیم
    خداروشکر که مورد توجهت قرار گرفت
    اون مورد را دقیقا اطلاعی ندارم
    سپاس

  3. […] سنه کوهمثلهای عامیانه و مرسوم در سنه کوه (۱۹) – سنه کو… […]

با خیالی آسوده یک نظر بگذارید...

برگه ها
ads ads ads