مثلهای عامیانه و مرسوم در سنه کوه (۱۸)

۱۳۰۱۷۴۰_n

گدا معتبر شد از خدا بی خبر شد

دارندگی و نداری و مفاهیمی اینچنین مباحث بسیار جذاب و پرمغزی هستند که هرچه بیشتر در آن مستغرق شویم بیشتر استغنا می یابیم و اگر ذات درست و خداجویی داشته باشیم بهره بیشتری خواهیم یافت .

از پیران نکته بین و نکته گو بسیار این عبارات را شنیده ایم :

بخشش به سن و سال نیست …

به دارندگی یا نداری هم نیست …

به دست پر یا خالی داشتن هم نیست …

بخشش یک دل میخواهد دریایی … آسمانی …

دلی که چه در دارندگی چه در نداری …

چه در جوانی چه در پیری …

برای دیگران بتپد …

یارب روا مدار که گدا معتبر شود — گر معتبر شود ز خدا بی خبر شود

خداوند اول ظرفیت مال و مقام به آدمی بدهد بعد از آن دارا کند وگرنه فنا و نیستی حاصل آید

گل پاخورده شکل میگیره نه خاکگل پا خورده شکل می گیره نه خاک

آدمها هر کدام دارای تیپ شخصیتی منحصربفرد خود هستند. آنها که برونگرا هستند در زمانهای عصبانیت، ناراحتی، رنج و … انرژیهای درونی خود را بیرون می ریزند و بدین ترتیب خود را تخلیه و راحت می کنند.

آندسته که درونگرا هستند این انرژیهای منفی رو در خود نگه می دارند و فرو می خورند. خیلی از آنها بعدها البته دچار بیماریهای زیاد روان تنی می شوند. شاید طنز تلخ ماجرا اینست که خیلیها به رونگراها می گویند خوشا بحالتان که اینقدر صبور هستید!

ترسم که اشک در غم ما پرده‌در شود/ وین راز سر به مهر به عالم سمر شود

گویند سنگ لعل شود در مقام صبر/ آری شود ولیک به خون جگر شود

خواهم شدن به میکده گریان و دادخواه/ کز دست غم خلاص من آن جا مگر شود

از هر کرانه تیر دعا کرده‌ام روان/ باشد کز آن میانه یکی کارگر شود

ای جان حدیث ما بر دلدار بازگو/ لیکن چنان مگو که صبا را خبر شود

از کیمیای مهر تو زر گشت روی من/ آری به یمن لطف شما خاک زر شود

در تنگنای حیرتم از نخوت رقیب/ یا رب مباد آن که گدا معتبر شود

بس نکته غیر حسن بباید که تا کسی/ مقبول طبع مردم صاحب نظر شود

این سرکشی که کنگره کاخ وصل راست/ سرها بر آستانه او خاک در شود

حافظ چو نافه سر زلفش به دست توست/ دم درکش ار نه باد صبا را خبر شود

کسی که معاد را باور کرده و زندگی خود را منحصر به این دنیا نکرده و حیات اصلی را در عالمی دیگر می داند، چه چیزی را بدبختی می داند؟

وَ ما هذِهِ الْحَیاهُ الدُّنْیا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَهَ لَهِیَ الْحَیَوانُ لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ؛(عنکبوت/۶۴) زندگانى این دنیا چیزى جز لهو و لعب نیست. اگر بدانند، سراى آخرت سراى زندگانى است.

کسی که دنیا را مزرعه آخرت می داند، به نیکی دریافته که این دنیا، محل آسایش و استراحت نیست. بلکه میدانی برای عمل و تلاش است.

فلذا خداجویان درستکردار نیک سیرت هر چقدر خدا بهشون بدهد گویند که عنایت خداست و سربه زیر تر می شوند و از اعتبار بوجود آمده در جهت دستگیری ضعفا اقدام می کنند که البته انسانهای با وجدان می دانند که دارندگی و نداری هر دو امتحان الهی است خوشا به حال هر دو گروه اگر ازین امتحان الهی سرفراز بیرون بیایند .

البته رزق و روزی هر کسی دست خداست و و اوست رزاق خلایق و میزان و اندازه را خدا تعیین می کند و رسیدن به مقصود و دریافت این رزق به تلاش منو و شما بستگی دارد .

غرور و خاک

این است که حافظ لسان الغیب ،شاعر شیرین سخن گوید :

بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنی/// خون خوری گر طلب روزی ننهاده کنی

آخرالامر گل کوزه گران خواهی شد/// حالیا فکر سبو کن که پر از باده کنی

گر از آن آدمیانی که بهشتت هوس است/// عیش با آدمی ای چند پری زاده کنی

تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف/// مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی

اجرها باشدت ای خسرو شیرین دهنان/// گر نگاهی سوی فرهاد دل افتاده کنی

خاطرت کی رقم فیض پذیرد هیهات/// مگر از نقش پراگنده ورق ساده کنی

کار خود گر به کرم بازگذاری حافظ/// ای بسا عیش که با بخت خداداده کنی

ای صبا بندگی خواجه جلال الدین کن/// که جهان پرسمن و سوسن آزاده کنی

 ۴۸۱

 

 پیران نکته گوی ما از قدیم الایام به درستی دریافتند که برخی کسان تا شلوارشان دوتا شد و دستشان به جیبشان می رسد خودشان را گم کرده و اول از همه به جسارت و توهین و بی توجهی را نثار همولایتی های خود کرده و به انواع عبارات و کنایات خود را تافته جدابافته دانسته و با کبر و غرور مبادرت به گریز از ذکر و بیان نام محل زادگاه خویش می شوند و خود را به شهر بزرگ معروف نزدیک زندگیش نسبت می دهند

و بعد از این مرحله در گام بعدی به اقربا و فامیلهای نسبی روی می اورند و غش و خودشیفته و فریفته فامیلهای سببی می گردند و اینان را به رخ انان می کشند و می گویند من درست انتخاب کردم و زن فلانم چنین و زن فلانم چنان و فامیل نسبی شلواری است که به تن ما چسبیده است و زن فامیل صندلی و نردبان پیشرفت و ترقی !!! و ازین گونه خزعبلات و مقایسه های خود فریبی بسیار می کند و کسر شآن خود می داند با سببی حشر و نشر داشته باشد و حتی در دعوتی های ولیمه خود هم به انحایی آنان را کنار می گذارد و بیشتر وقت و فکرش را با برخی دوست نماها و فامیلهای سببی می گذراند و البته با غرور و بادی در غبغب نه عادی و معمولی و …

مرحله بعدی به والدین خود جسارت و توهین می کند و بخصوص به پدر که این چه فامیلهایی است که تو داری و هم شان مادر نبودی و بعد کم کم جلوتر رفته و مال و اموال پدر خانم را به رخ پدرش می کشد و او را پدر خود معرفی می کند و به داشتن چنین پدر زنی می بالد و مغرورانه جسارت های زشت به پدر می کند و …

بعد به مادر و در زمانی محبتهای ظاهری مادر خانم را به رخش می کشد و بر مادر می تازد و …

سپس در مراحل بعدی به خواهران و برادران می رسد و اگر نیازی بدانها داشت دولا زانو می شود و سلام بزرگ تقدیم اما تا نیازش مرتفع شد گنده گوییهایش هم گل می کند و جسارتهایش شروع می شود و مال و داراییش را به رخ برادران و دیگران می کشد وووو …

بله اینجاست که همگی این جمله را نثارش می کنند که :

گدا معتبر شد از خدا بی خبر شد

جواب دادن به چنین آدمی ابله را ابلهی دانسته و جواب ابله هم سکوت است و سعی می شود کاری به کار و کردارش نداشته باشند و معمولا تا کسی از او و کار او پرسید غمگنانه می گویند زیاد خبر ازش نداریم او سرش در کار و کاسبی و پولش هست و ما بی خبر …

فلک روزگار مایه همچین آدمی را زمانی فطیر می کند و آبرویش نمایان که همگان پی می برند که چنین آدمی که منم منم می کرد و پول و دارایی و سرمایه اش را به رخ همه می کشید همه اموالش به نحوی بنام زنش و یا دیگران هست و او بنام خودش چیزی و آهی ندارد تا با ناله سودا کند و جز ادعا و چاخان پاخان

البته کم نبودند و نیستند مثالهای چنین آدمیانی

 

شما می توانید بصورت رایگان در اشتراک ایمیلی این سایت عضو شوید تا مطالب جدید را درون ایمیل خود دریافت کنید.
برای عضویت، ایمیل خود را وارد کرده و بروی اشتراک کلیک کنید...

  1. سلام مهندس.
    خواندم. مقدمه هرجند عرفانی نوشتی ولی طولانی ست
    مثَل را خوب پختی
    امان از دوست نما ها که از دشمن بدتر هستند و آسیب رسان تر و کینه جو تر
    بهره بردم از متن
    —————–

  2. سلام
    از نکته سنجی هایت لذت می برم
    طولانی بودن را بدلیل مهم بودن مطالب آوردم و به نظرم گریزی نبود
    و از پیشنهادت بهره برده و معادل گذاشته شد
    سپاس بی نهایت از لطف شما اخوی گرامی و همیشه همراه

با خیالی آسوده یک نظر بگذارید...

برگه ها
ads ads ads