فرهنگ واژه ها و اصطلاحات در سنه کوه(۱۱)

۲۱-۳۰۰x200

پس pes و ترکیبات آن

این واژه از پرکاربردترین واژه های مرسوم در منطقه و بخصوص محل می باشد و ترکیبات پیشوند و پسوند آن هم بسیار پرکاربرد و شنیدنی هستند البته هم جنبه و پیام و بار منفی دارند و هم در برخی موارد مثبت و جالبتر اینکه حتی مقیاس سنجش اندازه و نیز بیان موردی بکار می روند و …

ما بر آنیم تا حد ممکن و آزادی فکر و اندیشه و البته جمع آوری مطلب در ادامه در خدمت شما کاربران عزیز باشیم .

پیشاپیش از بار منفی مطلب عذر خواهیم و خودمان را آماده پاسخگویی به هجمه و حملات حسودان و کج اندیشان کج فهم کرده ایم تا خدا چه خواهد .

کلمه پس pesمعادل چس ches /chos در اصل یعنی بادی که از روده بیصدا خارج گردد و معمولا صدایی ندارد اما بوی بدی را به مشام می رساند را گویند(جهت اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کرده و بیشتر بخوانید) ولی همین کلمه در ترکیباتی که بیان می کنیم اصلا چنین معنایی از آن مستفاد و مدنظر نیست و بیان هم نمی گردد .

ابتدا هر یک ازین عبارات را اشاره کرده و بعد توضیح ارائه می نماییم :

پسی ، پس او ،پس خار ، پس خارد،پس چو ،پس خیک ،پس گوال ،پس بیئشتن،پس پلیک یا پس بلیک،پس اندا،پس قایده،پس بو ،شال پس،چا پس ، چس پس،پس واری ، پس وا ،پس قالی،پسخو ،پسان،پس انجیل ، پس بل ،پس پروک ، پس پروک بچیئن ،پس بموندسن ، پس پلاخ ، پستون /پسن ، پسخال /پتخال ، پسخلی =پس قلی ،پسخوت،پسغل و …

پسوپسو

پس pes:باد معده ، کسی که دچار بدبختی و فقر شده ،چسبناک،چسبندگی شیرینی ، فرد اخمو و ترش رو

پسی pesi: ازین کلمه ساده معانی مختلفی با تغییر کیفیت بیان صدا بکار می رود .

در محلی ساده ترین منظور در زمانی است که شخصی با کمترین توجه و التفات خودش را باخته و شاد و تابع می شود .

 پسی ؛قمیش سرنا که از نی نازک شکاف دار درست شده و آوای سرنا از آن برخیزد

پسی به نوعی ابزار صدای موسیقی محلی هم گفته می شود و معمولا با پوست شاخه جوان و تازه برخی درختان مثل بید (فک) و کلهو(کلقو) و حتی برخی علفها درست می کنند و نیز

در ادبیات قدیم واژه نامه ها آمده است :

تنگی . نیازمندی : گفت خاموش که در پسی مردن به که حاجت پیش کسی بردن . (گلستان ).
– در پسی ماندن ؛ در تداول عوام ، کامیاب نگردیدن و عقب ماندن .

پسی دکتن در محلی هم به بیچارگی و نداری افتادن معنی می دهد .

 پس او peso=پسو peso : زمین خزانه برنج را در آخرین مرحله کاملا صاف و هموار برای ریختن بذر جوانه زده می کنند را “پس او ” می گوییم .

پاک کردن با برگ یا علف در جایی که آب نباشد را هم پسو گوییم .

پسو pesu: وسیله ای شبیه ماله جهت هموار کردن خزانه شالی

مترادف گوزو آدم بی ارزش و کم جنبه ، بدبو 

پسو pessu= پسل pesel:جایی که خورشید به آن کمتر می تابد ،جنگل یا زمینی که در پشت تپه ای قرار داشته و قابل رویت نباشد . سایه دیم

پس خار pes khar:آدم بد بو و متعفن ؛کسی که از پس مانده غذای دیگران تناول کند .

کنایه از آدم زبون و مزدور

آدمی که زیاد فیس و افاده دارد و مغرور هست .مکتبر ، خودخواه ،خود بزرگ بین

پس خاردpes khard: پس مانده خوراک یا نوشیدنی

پس چو pes chu: تحقیر شده ، دماغ سوخته ، چوب به درد نخور ،گونه ای بازی

پس خیک pes khik: لاغر و مردنی ، آدم چاغ بی تحرک

پس گوال pes geval= پس بیئشتن pes bieshten: آدم حساب کردن در ظاهر امر ، تعارف الکی ، تعریف بیجا و بیخودی ، بزرگ جلوه دادن بی مورد

پس پلیک pes pelikیا پس بلیک pes belik:کوچولو ،کوچک ،بسیار کوتاه ،بسیار سبک ،پرنده ای کوچک از خانواده چرخ ریسک

پس اندا pes enda=پس قایده pes qaedeh: چیز کوچک و کم اهمیت ،چیز کم ارزش ، کم مقدار ، کوچک و قد کوتاه ، کوچک و حقیر

پس بو pes bu: بی ارزش ، بی مقدار ، بدبو ، متعفن

پس بو چین : آدم حساس ، آدم وسواس

شال پس shal pes: نوعی قارچ جنگلی با اسپور(هاک) زیاد ،بی وزن و مقدار اما پر گرد و خاک

چا پس cha pes: خیط شدن ، بور شدن ، شرمنده گشتن ، بی ارزش و بی اعتبار شمردن

چس پس ches pes: بی ارزش ، هیچی ، بی ربط ، بیخودی

پس واری pes vari: یواشکی و بی سرو صدا با جنبه منفی ، خرابکاری زیر آبی

پس وا pes va:باد کم بیمقدار ، خیلی ناچیز بی ارزش

پس قالی =پسخلی =پس قلی : کوچک ، کوتاه

پسان pessan= پسون pesson: پستان

پسن peson: لیفه شلوار ، بخش جلویی پیراهن یا شلوار یا شال کمر

پسن انجیل pesen anjil= تسن انجیل tesen anjil=چسن انجیل chesen anjil: نوعی درخت انجیر که میوه غیر گوشتی غیر خوراکی دارد 

پس پروک pes peruk: لاغر ، کز کرده ، جمع شده ،در خود فرو رفته

پس پروک بچیئن pes peruk bachien:جمع شدن ، کز کردن ، در خود فرو رفتن

پسمروک pesmeruk=پسمریک pesmerik: زرد و زار ،لاغر

پس بموندسن pes bamundesen:بی خاصیت و آزاردهنده بودن ، بد زبان ، هرزه گو

پس پلاخ pes pelakh: بسیار کوچک

پس بلخ pes belekh= پس پلخ pes pelekh: لاغر ، کوچک ، مریض

پسخال peskhal=پتخال patkhal: خاکستر گرم ، کلین داغ

پسخوت peskhut = پسخو peskhu:تفاله چای ، تفاله میوه

پسنک pessenak =  پسونک  pessunak: پستانک پلاستیکی ،پوستکی

پس دم  pesdam= پس دم دنیه pesdam daniyeh: ناتوان ،رنجور بودن ، ضعیف

پسغل pesqel: کوچکترین ، فسقلی

پس سلیک pesselik: کم ، اندک ، کوچک ، بسیار سبک ، پسبلیک

اینها برخی واژه ها و ترکیباتی است که تاکنون توانستم جهت یادآوری و یا شاید آشنایی بیشتر شما کاربران عزیز و برخی همولایتی های گرامی دسته بندی و معنا کنم .

قطعا اینها همه واژه های این مورد نیست و بسیاری از واژه های دیگر هست که شما می توانید به عنوان نظر در اختیار ما قرار دهید تا ما منتشر نماییم .

تا گفتاری دیگر درود و بدرود

پسو

پسو گرفتن یا پسو کشی

Puffballs_-_Lycoperdon_sp._(7633866392)

Lycoperdon_lambinonii_or_flavotinctum_ASN_20100911

good resolution brown cluster

سه مدل شال پس نوعی قارچ جنگلی با هاگ (گرده) فراوان که سمی است و در جنگل سنه کوه به وفور یافت می شود و …

پسونک

ba320

پسونک بچه ها و …

آتش زیر خاکستر

۳۸۳۱۹

پسخال یا پتخال خاکستر گرم و …

۱۸۵۱-۲

۰-۹۱۰x480

بف۶

تفاله یا پسخوت و پسخو و یا پخو اولی میوه دومی قهوه و سومی چای و …

۸۹۸۷۸۰۰۲۱۹۵۳۳۷۱۹۸۶۵۰

علت-ریزش-انجیر

پسن انجیل یا تسن انجیل ،انجیری که ظاهری خوراکی دارد در واقع توخالی و فاقد گوشتی خوراکی است و …

wm_agmizm_5

MIZE-b

ثق۵د

Ney-Bass-3

پسی سر سرنا و نی و …

شما می توانید بصورت رایگان در اشتراک ایمیلی این سایت عضو شوید تا مطالب جدید را درون ایمیل خود دریافت کنید.
برای عضویت، ایمیل خود را وارد کرده و بروی اشتراک کلیک کنید...

  1. به نام خدا.
    سلام مهندس.
    این پست را با خنده و غش و بسط خواندم.
    وقتی به ترکیبات خاص شما از لغت لُغزی «پس» رسیدم دیگه نتوانستم خودم را خوب نگه دارم.
    بسیار با احاطه نوشتی.
    به درخت چسن انجیر که نائل شدم، بخت جوانی زد سرم…
    بگذرم بگذرم…

  2. سلام برادر عزیز و اهل فکر و با درایتم
    ای کاش بقیه افراد هم مثل شما اول بخوانند و بعد نظر و اظهار گفت کنند
    واقعا از نوع نگاه حضرتعالی و شیوه مطالعه مطالب این حقیر به وجد می آیم
    معمولا پیشداوری نداری و همیشه با دقت و لطف خاصی مطالعه کرده و ابراز نظر می فرمایید
    و این نشان از استادی و مهارت حضرتعالی و تحلیل درست محتوایی است
    بله پست و مطلب خوبی شد و برتر و کاملتر از حتی فرهنگ واژگان طبری مطلب ارسال و مکتوب گردید
    ممنون از محبت و لطف شما اخوی گرامیم

  3. درود بر شما .در ابتدا تعجب کردم ولی در ادامه بسیار جالب شد چقد واژه با معانی مختلف. پر کاربرد در زبان مازندرانی ما.. بسیار عالی بود…. سبز باشید

  4. سلام احمد آقای عزیز
    ای کاش برخی دانشمندان خیلی دانا هم مثل شما مطالب را می خواندند و بخوانند بعد ابراز نظر کنند.
    بی نهایت ممنونم از لطف و محبت شما
    موفق باشید

  5. خواهشا این پست رو حذف کنین باعث آبروزی شده خواهشا پاکش کنین از روستا های دیگه خوندن آبروی ما رو بردن . فلسفه پس یا چس خیلی بده ی لااقل در مورد گاو یا خر توضیح میدادی بهتر نبود

  6. اولا سلام به شرط ادب
    در ثانی این واژه ها کمترین مواردی است که در واژه نامه تبری(فرهنگ واژگان تبری _مازندرانی) شما می توانید ببینید و بخوانید و من هم در تطبیق از واژه ها ازین فرهنگ لغات مولف جهانگیر نصری اشرفی چند جلدی … تا حدی استفاده نمودم .
    در این فرهنگ لغت ، واژه های بسیار بسیار بدتر و زشت تری را کلی تعریف و توضیح دادند حالا جنابعالی که حداقل نمی توانی اسمت را بیان کنی و قطعا چنین به نظر می رسد که اصلا متن را نخواندی ولی دستور صادر می کنی که من حذفش کنم ؟؟؟؟!!!
    مگر هرچه می خواهم بنویسم و منتشر کنم باید از امثال مستعار اجازه بگیرم
    حرف و توضیح داری مثل یک مرد یا زن اهل مطالعه بر این متن انتقاد و توضیح بنویس تا منتشر کنم
    اما نباید توقع داشته باشی اسمت را «آزاد» بنویسی بعد منم تابع نظرت شوم تو باشی قبول می کنی ؟؟!!!
    در ثانی افراد محل دیگر مگر تعیین کننده مطالب و نوشته های ما هستند؟!!
    اگر اینطور باشد پس فرهنگ لغات و واژگان ررا باید اول جمع آوری و آتش بزنند و بعد از مردم بخواهند که مطابق نظر شما گفتمان و صحبت کنند !!!زهی خیال باطل !!!
    شاد باشی و اهل مطالعه نه دهن بین و ظاهر قضاوت کن !
    اول کامل بخوان بعد حرف ونظر بگذار لطفا

  7. با سلام . شما میتونید از واژگان بهتری در اون کتاب استفاده کنید نه این بیاین در مورد چس توضیح بدین . خیلی واژه های بهتری هم در اون کتاب هست خواهشا مطلبی بذارین که عامه پسند باشه خیلی زشته در سایتی که بنام یک روستاست شما بیاید در مورد چس یا پس حرف بزنین .خیلی ها مطالب شما رو میخونن بحث آبروی یک روستا و سایتش و اهالی ش رو در نظربگیرین

  8. علیک سلام بر آزاد (مستعار) عزیز
    نمی دانم به آن یا آنگونه کتاب تا حالا توفیق تورق داشتید و حداقل سرسری هم شده نگاهی انداختید
    برخی کلمات و عبارات ظاهر خوبی ندارند اما در ترکیبات پیشوند و پسوند کاملا عوض می شوند …
    البته من هم بر عکس شما فکر می کنم ازین نظر که زیاد به معنی تک کلمه فکر نمی کنم و فکرم را به اون مشغول نمی نمایم
    بلکه به ترکیبات و واژه های موجود و کاربرد آنها توجه و التفات دارم ازین نظر باعث نوشتار و انتشار مطلب می شود
    ولی امثال شما بلانسبت فکرتون تو همون یک کلمه غوطه می شود و سخت است خارج شوید(منظور بدی استنباط نگردد بلکه منظور ذهن مشغول و درگیر می شود ) و در این مورد خاص پست این مطلب نزدیک ۵۰ واژه دیگر را ندیدید یا با همون یک کلمه در معنی دیدید و همین موجب عکس العمل و نهی از اینگونه نوشتار می فرمایید .
    نظر شما در مورد واژگان بهتر را حتما در نظر داشته و دارم ولی یقین بدانید و آگاه باشید آبروی یک محل و اهالی به یک یا چند واژه ای که دایم ورد زبان همه مردم منطقه هست نمی رود بلکه اگر دروغی بنویسیم و نسبت ناحقی به شخص یا افرادی بدهیم شاید آبروریزی شود و …کما اینکه در مورد اون بنده خدای زندگی جنگلی بی شناسنامه دروغی بزرگ که احدی نوشت و دیگران حمایت یا سکوت کردند !!! هرگز جبران و تامین نظر نمی شود !!!…
    در هر حال از اینکه با حساسیت و جدیت مطالب وبلاگ را مورد مطالعه و دقت قرار می دهید بی نهایت سپاس و عرض تشکر دارم .
    ای کاش حداقل خصوصی خود را بهم معرفی نمایید و در آشکار با مستعار اشکالی ندارد …
    موفق باشید
    منتظر مطالب خوب مدنظر شما جهت انتشار هستم یا ما هم یاد بگیریم و سر مشق قرار دهیم

  9. عبدی عزیز
    با سلام و با عرض تسلیت ، اتفاقی مطلب مربوط به pes یا pis را خواندم . توجه داشته باشید در مورد انجیر غیرخوراکی و یا نا مطبوع ” تسنه انجیر ” را به کار می بریم و بقیه اشکال آن که مرقوم فرمودید شاید نا صحیح باشد .« تِسُ tsu در سنسکریت نامطبوعیت و ناخوشگونگی است . تِسونِه صیغه سوم شخص مفرد غایب از مضارع اخباری و از مصدر ی به معنای داشتن نامطبوعیت و یا داشتن نامطلوبیت است . صرف آن مثل افعالی است چون” شونه ” و یا ” خورنه ” یا ” شورنه ” و بسیاری دیگر که پسوند اَنه ana درسنسکریت به شکل ” انه ” و یا ” نه ” در آنها به جا مانده است .

    انجیری که تِسُنه ، برای ما انجیری است که نا مطبوع و غیر خوراکی است و ما به شکل ” تِسِنِه انجیر “از آن یاد می کنیم . نکته بسیار مهم راجع به ” تِسُ ” همان« تِسا پلا» و یا« تِساپه» است که اولی اشاره به نامطبوعیت خوردن برنج بدون خورشت است و دومی اشاره به نامطبوعیت و یا نامطلوبیت راه رفتن با پای برهنه است . آیا شما هرگز دست بدون دست کش را تسا دست یاد می کنید ؟ مسلماً خیر ! پس معنای ” تنها ” برای« تسا» استنباطی عامیانه است . در مورد باقی مطالب جالبی که آورده اید مثنوی هفتادمن کاغذ می شود!!با آرزوی توفیق شما . (لطفاً این یادداشت را خصوصی تلقی بفرمایید متشکرم )

  10. محمد عبدی سنه کو : چهارشنبه , ۱۳۹۵/۰۴/۰۲
    سلام بر استاد عزیزم جناب کولاییان
    از لطف بی انتهای شما در ذیل پست http://sanekooh.ir/?p=8604 نه تنها یکه نخوردم بلکه بسیار مشعوف و خرسند شدم و نیز از استقبال با حسن ظن و توضیحات مناسب و عالی جنابعالی بهره بردم و با شما موافقت دارم
    البته نوشتن مطالب بنده باکمک فرهنگ واژگان تبری تکمیل شد و در مجموع آنچه در لهجه و گویش محلی خودم در سنه کوه محاوره می شود را بیشتر مد نظر نوشتار خود می نویسم و قدر مسلم تسلط و دانش کاملی در این زمینه مدعی نیستم که داشته باشم فلذا کمک و افزودن مطالب امثال جنابعالی را نقد تند هم باشد به دیده منت و استقبال کامل پذیرا بوده و هستم حتی اگر هیچکدام از نوشتارم به ظن اساتید صحیح نباشد مایل هستم اصلاح و پزدازش مجدد شود تا به حقیقت نزدیکتر گردد
    بنابراین از شما استاد عزیزم که بارها از مطالب خوب شما بهره برده و رفرنس داده ام اجازه انتشار عمومی مطلب و نوشتار اصلاحی تان را دارم و موجب امتنان و خوشبختی خواهد بود که باز هم بیشتر و تند تر ازین نقد گردم تا بر غنای نوشتارم افزوده شود .
    با تشکر مضاعف
    ارادتمند همیشگی شما
    کولاییان ،
    باسلام و تشکر از شما، دوست عزیزم قصدم نقد مطلب شما نبود . شما می توانید مضمون یاداشت اینجانب را در یکی از کتاب ها و یا در یکی از مقاله های اینجانب نیز ملاحظه بفرمایید .

  11. سلام.
    به نظر من که چنین پژوهش هایی بسیار ارزشمند است و مایه ی فخر و مباهات. این خوب است که افراد روشنفکری چون شما پی زبان و فرهنگ و تمدن زبان اصیل مازنی را گرفته اید و بسیار برایم ناملموس است که افرادی با دید سطحی به این عمل ارزشمند شما به سمع و نظر خویش رای میدهند . موفق و پیروز.التماس دعا.

  12. سلام بر آقا زمان عزیز
    از حسن استقبال اینگونه مباحث که در جهت احیا و شناساندن فرهنگ و لغت رایج و مرسوم در محل و منطقه هست را بی نهایت تشکر و سپاس دارم .
    بله هرگونه نقد و افزودن نظر اصلاحی و یا حتی رد مطلب مورد استقبال است و جای تشکر و سپاس دارد
    اما جوسازی و تمسخر و یارو کشی و غیبت و تهمت زدن اصلا درست و صحیح نمی دانم
    از توجه و التفات و نظر محبت آمیز شما بی نهایت تشکر و سپاس
    موفق باشید

با خیالی آسوده یک نظر بگذارید...

برگه ها
ads ads ads