فرهنگ واژه ها و اصطلاحات در سنه کوه(۹)

۲۵۴۱۶۲_۶۰۵عکس تزیینی

گاو حاج سیدممد =سیاهی لشکر، بی خاصیت

 

تاکنون چندین واژه و اصطلاح مرسوم در محل را بررسی کرده و برای شما کاربران عزیز مختصری بیان داشتیم و…

یکی دیگر از اصطلاحاتی که هنوز هم از گوشه کنار و از دهان اهالی سنه کوه می توان شنید خطاب کردن «گاو حاج سیدممد» است که در جایی مناسب حالش به زیبایی و کنایه گفته می شود و گفتار نغز و مضحکی را برای شنونده رقم می زند و با این بیان دنیایی از معانی و مفهوم و جملات را در کوتاهترین واژه ترکیبی به شنونده تفهیم و بیان می دارد .

در ادامه به جا و زمان کاربرد این اصطلاح بیشتر می پردازیم و خواهشمندیم لطفا با دقت متن را مطالعه فرمایید تا جامع و مفید افتد .انشاءالله

سیاهی لشکر ؛ عبارت از آن کسان است که محض نمایاندن و کثرت سپاه باشند و بکار جنگ نیایند. :
سیاهی لشکر نیایدبکار / یکی مرد جنگی به از صدهزار.    فردوسی .

در بند زلف و کاکل عنبرفشان مباش / حسن ترا سیاهی لشکر چه حاجت است .

صائب.

خاصیت انسان ها به چیست؟

اگر کمی به اطراف مان دقت کنیم، خاصیت آدم ها را در خواهیم یافت، نیازی هم به آزمایشگاه و تجزیه و ترکیبشان نیست.

بعضی آدم ها هستند که خیلی راحتند، می خورند و می ریزند و می پاشند و هرگز برایشان اهمیتی ندارد که کاری که می کنند، حرفی که می زنند، و وجودشان آیا برای دیگران سودی دارد یا خیر؟

این ها برایشان این چیزها مهم نیستند یعنی خاصیتی ندارند همین که خودشان را این طرف و آن طرف می کشند هنر کرده اند، هرگز هیچ مسۆلیتی به عهده نمی گیرند، معمولاً شخصیت هایی وابسته اند و اطرافیان از اینها فراری هستند چرا که خرده فرمایشاتشان تمامی ندارد و خدای ناکرده اگر کوچکترین کاری از آنها خواسته شود از پسش بر نمی آیند یا زحمت را دو برابر می کنند.

به قول معروف “اگر هزارتا چاقو بسازند یکیش دسته نداره” نه هدفی دارند، نه انگیزه ای، نه رویایی و نه تلاشی اینها چیستند به جز تلی از گوشت متحرک؟!

از طرف دیگر و به معانی کاربردی دیگری میدانیم که ،سیاهی‌لشکر یک هنرمند نمایشی در تولید یک فیلم، برنامه تلویزیونی، صحنه، آهنگین، اپرا، بالت است که بدون توانایی صحبت، خواندن و رقصیدن معمولاً در پشت‌زمینه ظاهر می‌شود (برای نمونه در یک صحنهٔ عمومی و شلوغ).

بازیگری که برای حضور در جمع، یا حضور تصادفی در صحنه ای، بی آنکه حرفی به زبان آورد، استخدام می شود. این بازیگران به صورت روزمزدی دستمزد می گیرند و بر خلاف بازیگران نقش جزئی، نامشان در عنوان بندی ذکر نمی شود.در اصطلاح به اینگونه افراد هم سیاهی لشکر گفته می شود که البته در مثل چندان منظور ما نیستندو …

از دیدگاه دینی و اعتقادی هم در طول تاریخ اسلام معروفترین افراد را در تاریخ ، سپاه لشکر امام حسن (ع) در جنگ با معاویه اکثریت قریب به اتفاقشان را هم سیاهی لشکر می دانند بر اساس تقسیم بندی شیخ مفید، لشکر امام حسن(ع) به پنج گروه تقسیم شده بودند که تنها یک گروه بقیه را سیاهی لشکر معرفی کردند؛که به علت اهمیت مطلب و روشن شدن اذهان در ادامه به بررسی و مطالعه آن توجه فرمایید :

سیاهی لشکر در سپاه امام حسن(ع)

بدون شک، ارتش، ستون نیرومندی است که بنای حکومت بر آن استوار است و پایداری و استحکامش بر آن است و با نیروی خویش دولت و ملت را از تجاوز بیگانه نگه می دارد و تکیه گاه همگان در امنیت و نظم عمومی است به شرطی که به حکومتش ایمان داشته باشد و به هدف دفاعی خود اخلاص ورزد؛ ولی اگر خیانت ورزد و به مقام فرماندهی عالی خود دشمنی کند و در پی انتقام و منتظر فرصت باشد تا از قبول مسئولیت شانه خالی کند و به فرمان دشمن درآید، مسلماً در هیچ یک از میدان های نبرد خارجی و داخلی پیروز نمی‌شود و در جوّ سیاسی آلوده‌ای که ابرهای سیاه نفاق و نافرمانی افق آن را فرا گرفته هرگز به چیرگی دست نمی یابد.

ارتش «عراق» هم که به همراه امام حسن(علیه السلام) برای نبرد با معاویه(علیه اللعنه) بسیج شده بود، چنین وضع نابه سامانی داشت. یکی از مهم ترین عواملی که زمینه را برای پراکندگی و شکست لشکر امام در میدان جنگ آماده کرد، همین نابه سامانی و پراکندگی لشکر بود. شیخ مفید، به خوبی وضع این سپاه را بیان می کند و با ابتکاری خاص آنها را به گروه هایی گوناگون تقسیم کرده و می گوید:
مردم عراق که به همراه امام آماده جهاد شدند، ارتشی بس عظیم و سنگین بودند؛ ولی به تدریج سست و سبک و اندک شدند؛ زیرا از گروه هایی مختلف تشکیل شده بودند.
بر اساس تقسیم بندی شیخ مفید، لشکر امام حسن(ع) به پنج گروه تقسیم شده بود:

۱- شیعیان

این گروه با ایمان و مخلص، تعداد کمی را در سپاه عراق تشکیل میدادند؛ زیرا اگر جناح نیرومند و فراوانی بودند،امیرالمؤمنین علی(ع) به ناچار به قبول حَکمیت تن درنمی داد و حضرت امام حسن(ع) ناچار به پذیرش صلح نمی شد. این گروه اندک که در طرز فکر و عقیده با دیگر سپاهیان اختلاف داشتند، خلافت را حقّ خاندان پیامبر(صلی الله علیه و آله) می دانستند و عقیده داشتند که اهل بیت رسول(ص)، جانشینان او و نگهبانان و یاران اصیل اسلامند و اجرای فرمانشان بر همه ی مسلمانان واجب است. آنان کسانی بودند که تمامی دستورات امامشان پیروی می کردند؛ هرچه که باشد.

۲- خوارج

گروه دیگری که به سپاهیان امام پیوسته بودند، خوارج بودند که می خواستند به هر وسیله و حیله ای که باشد به جنگ معاویه بروند و این خواست آنها دلیل ایمان به شایستگی امام حسن(ع) و ناسزاواری معاویه نبود؛ بلکه آنها امام(ع) و معاویه را نظیر هم می دانستند و آنها را به یک چشم می دیدند و هیچ کدام را برای خلافت مناسب نمی دیدند. با این حال به خاطر آنکه معاویه را نیرومندتر می دیدند به جنگ با او شتاب داشتند. این نکته نیز ناگفته نماند که هدف بعدی آنان، امام حسن(ع) بود.

۳-  حریصان و آزمندان

عدّه ای از طمعکاران دنیاپرست نیز در صف سپاهیان امام وارد شده بودند که ایمانی به ارزش های معنوی نداشتن. آنها به دنبال سودجویی و آزمندی شخصی خود بودند و مراقب بودند که پیروزی با کدام گروه است تا به آن ملحق شوند.

۴- شکّاک ها

بدون شک این گروه تحت تأثیر تبلیغات سوء خوارج و دعوت های غلط بنی امیه قرار گرفته و در حقّانیت خاندان پیامبر(ص) به شک افتاده بودند و رسالت معنوی و اصلاحی اهل بیت(علیهم السلام) را به چیزی نمیگرفتند. آنها اگر آتش جنگ زبانه می کشید، به یاری امام برنمی خاستند؛ زیرا آنها عقیده و ایمانی نداشتند که از آن دفاع کنند.

۵- پیروان رؤسای قبایل

این گروه، تعدادی فراوان تری داشتند و خطرشان هم بیشتر و بزرگتر بود؛ زیرا قبایل، کورکورانه و بدون اراده، فرمان بزرگان و رؤسای قبیله را اطاعت میکردند. به عبارت دیگر، قبیله به دنبال رئیس قبیله می رفت. حال در سپاه امام حسن(ع)، اکثر این رؤسای قبایل، خیانت پیشه بودند و در نهان با معاویه پیوند و پیوستی خائنانه داشتند؛ همانند قیس بن اشعث، عمرو بن حجاج، حجار بن ابجر و دیگر کسانی مثل آنها که بعدها نیز همراه با یزید علیه امام حسن(ع) جنگیدند.
چنانچه دیدید، از این پنج گروه، ۴ گروه سیاهی لشکر بودند و شیعیان نیز آنقدر اندک بودند که در میان آنها به چشم نمی آمدند. امّا آنچه این تفرقه ی پنهان و نفاق نهانی در سپاه را آشکار کرد، شایعه ی صلح امام حسن(ع) در میان لشکر بود. ماجرای این شایعه و اثرات وحشت آور، تأسّف بار و عبرت آموز را در منابع مختلف می توانید مطالعه فرمایید؛ ان شاء الله.

حال به روشنی در یافته ایم که سیاهی لشکر مد نظر ما چه کسانی هستند؟ که البته خوارج با صفتشان در طول تاریخ ، حریصان و آزمندان و طعمکاران و همچنین شکاک ها و برخی منافق صفتان بزرگ قبایل از جمله این افراد هستند و اینجاست که اهالی قدیم سنه کوه برای بیان حالات و رفتار چنین افرادی که موجب خسران و خسارت به گروه و اجتماعی می شوند و در حقیقت انسانهای نابکار بی خاصیت را تحت یک اصطلاح کلی «گاو حاج سیدممد » خلاصه و نکته گویی می کردند و شنونده با شنیدن چنین عبارتی پی به عمق قضیه می برد و هنوز هم می توان چنین عباراتی را از افراد زیادی شنید که در زمان و مکان مختلف بکار می برند .

تا گفتاری دیگر و بیان مطلبی دیگر درود و بدرود

به امید دیدار

۱۴۳۳۹۴۳۵۱۴۵۲۴۱۸۱

عکس گله گاو شاخدار تزیینی است .

n00086688-t

نمایش تمسخر گاوی هم عکس تزیینی است و …

شما می توانید بصورت رایگان در اشتراک ایمیلی این سایت عضو شوید تا مطالب جدید را درون ایمیل خود دریافت کنید.
برای عضویت، ایمیل خود را وارد کرده و بروی اشتراک کلیک کنید...

  1. سلام محمد
    تقسیم بندی شیخ مفید برام جالب بود
    سیاهی لشکر پس یعنی این؟
    گاو حاجدممد سنه کوه را باز نکردی که چرا
    بحث حالب ولی ناقص رها شد

  2. سلام کبلاقا ابراهیم
    تشکر و سپاس از لطف شما
    بله سیاهی لشکر معنی واقعیش به نظرم همین تقسیم بندی است و …
    گاو حاج سید ممد گفتن به نظرم یک اصطلاح و مثل کاربردی است و بیشتر ازین باز کردن و بیان مصداق را قدری پرهیز کردیم چرا که برخی افراد زود به خودشان می گیرند و صفات و کردار خود را قیاس مقیاس سنجش می گیرند و متاسفانه بی نام و نشان و ناشناس موضع گیری می کنند !!!!
    برای بستن دهان لق آنان به همین مختصر بسنده شد و امیدوارم معنی مورد نظر رسانده شود
    با سپاس مجدد از لطف شما

  3. آقای مهندس سلام
    اگر می شود لینک از بازی های محلی نیز طراحی نمایید

    یاد ایام کودکی کنیم

  4. سلام آقا دبیر عزیز
    پیشنهاد بسیار جالب و خوبی است
    حتما در برنامه قرار خواهم داد هرچند قبلا اشارات و مطالبی داشتم
    بازم چشم

  5. سلام مهندس خسته نباشی

  6. سلام
    سلامت باشی
    دستت درد نکنه
    ته خانابه دون

با خیالی آسوده یک نظر بگذارید...

برگه ها
ads ads ads