فرهنگ واژه ها و اصطلاحات در سنه کوه(۶)

decidophobia-2

چه دومبه! ندومبه!

 این واژه در ظاهر مشابهتی ساده به دومبه ندومبه ای دارد که قبلا در اینجا بررسی کردیم اما در واقع اگر دقت شود این کجا و آن کجا !!

اصلا زمین تا آسمان با هم فرق دارند و دو معنی متفاوت و حتی متضاد دارند . می گویید نه آنرا هم مرور کنید و اینرا در ادامه با هم می خوانیم و …

در مورد آدمهای مردد و دایم در حال تردید چه می دانید آیا با اینگونه آدمها سر و کار دارید ؟ کسانی که با تردیدهای دایم خودشان قدرت تصمیم گیری ندارند و اعصاب آدم را بهم می ریزند! و …

در ادامه بیشتر باهم صحبت می کنیم

 decidophobia1

همه‌ی مشکلات ما در تصمیم گیری،‌ ناشی از عدم تسلط بر مهارت تصمیم گیری نیست. ما در بسیاری از موارد از تصمیم گیری می‌ترسیم. قبل از آشنایی با این ترس و ریشه‌های آن، نمی‌توان در مورد مهارت تصمیم گیری صحبت کرد.

ترس از تصمیم گیری یا فوبیای تصمیم گیری، باعث می‌شود ما جرات انتخاب یک گزینه را از میان گزینه‌های موجود نداشته باشیم. این در حالی است که در بسیاری از موارد، گزینه‌ی درست را می‌توانیم به سادگی از میان گزینه‌های پیش رو تشخیص دهیم.

البته اینطور نیست که ما از همه‌ی تصمیم ها بترسیم. تصمیم گیری در برخی موارد ترسناکتر و در برخی موارد ساده تر است. به تعبیر والتر کافمن شاید به همین دلیل است که ما گاهی از تصمیم های ماکروسکوپیک (این رابطه را قطع کنم یا ادامه بدهم؟) به تصمیم های میکروسکوپیک (آیا این رابطه را می‌شود فعلاً برای چند ماه ادامه داد؟) فرار می‌کنیم.

 باید از یک مشاور کمک بگیرم:  مسئولیت این تصمیم خیلی زیاد است و اگر خودم گزینه‌ای را انتخاب کنم، بعداً همیشه احساس پشیمانی خواهم داشت. به سراغ مشاور می‌روم و آنقدر مشاورم را عوض می‌کنم تا مشاوری پیدا کنم که گزینه‌ی مورد نظر من را پیشنهاد کند. حالا اگر اوضاع خوب شد می‌گویم نظر خودم هم از اول همین بوده و اگر اوضاع بد شد،‌ کسی هست که نفرینش کنم و مسئولیت بدبختی‌ها و بیچارگی‌ها را گردن او بیندازم.

۱۷۵

دلیل اینکه بسیاری از ما مشورت می‌گیریم، ندانستن پاسخ نیست. اگر کسی واقعاً گزینه درست را نداند یا اطلاعات کمی داشته باشد، منطقی است که به سراغ مشاور برود. اما اگر من و شما، پاسخ را – تقریباً با قطعیت – می‌دانیم، به احتمال زیاد، مشورت گرفتن یکی از مکانیزمهای ما برای فرار از تصمیم گیری است.

بلکه ترسیدن از پذیرش پاسخی است که در ذهن داریم…در تصمیم‌گیریهای مدیریتی، هزینه‌های غیرقابل بازگشت، یکی از دلایل ایجاد فوبیای تصمیم گیری است.

احساسات و تفکراتی که مانع تصمیم گیری صحیح شده و ایجاد تردید میکنند:

۱- انتظار و پیش بینی شکست در همان ابتدای تصمیمی گیری که میتواند به علت اعتماد بنفس و عزت نفس پایین فرد باشد.
۲- تحت سلطه زیردست و یا مافوق قرار داشتن، که تصمیم نهایی از جانب آنها اتخاذ و دیکته میشود.
۳- میل به اثر پذیری و پیروی از افکار، ایده ها و اصول دیگران.
۴- تمایل فرد به احساس نا امیدی و تسلیم شدن زود هنگام در مقابل کوچکترین و کم اهمیت ترین موانع.
۵- خودبینی، خودمحوی و یا غرور اجازه نمیدهد شخص اندرزهای دیگران را بجوید.
۶- نیروی اراده ضعیف و سست و یا ساختار ذهنی مردد و متزلزل.
۷- میل به تردید و دودلی مزمن که ممکن است به علت تجارب گذشته زندگی باشد.
۸- عقده خود کم بینی و تمایل به تردید در تواناییهای فردی.
۹- فقدان تعادل ذهنی، بی ثباتی اندیشه و دمدمی مزاجی.
۱۰- تهییج و برانگیختگی مفرط، تحریک پذیری و نابردباری.
۱۱- رویکرد بد بینانه به زندگی.
۱۲- عادت به پشت گوش اندازی، تعلل و عذر تراشی بمنظور افکندن بار مسئولیت و پیامدها به دوش دیگران.
۱۳- رفتار خشمگینانه و نفرت آمیز.
۱۴- عدم برخورداری از استقلال اندیشه و تصمیم گیری که در آن فرد برای اتخاذ هر تصمیمی نظرات دیگران را جویا میشود.
۱۵- رفتار تملق آمیز و یا گریز از معضلات زندگی.
۱۶- رفتار وسواسی.

شخصی می گفت تو تصمیم گیری هایم همیشه شک دارم  مردد هستم؛در شرایطی که باید تصمیم های مهمی بگیرم آنقدر مردد میشوم که همش تصمیم گیری  را  به عقب میاندازم  بیشتر ارزیابی هایم مسایل مادی است  با اینکه میدانم اگر این کالا را بخرم با اینکه گرانتر است بهتره مقرون به صرفه تره اما موقع انجام باز سراغ کالای ارزونتر میرم چه کنم ؟

دقت کنید که «بهترین انتخاب» به معنی انتخاب گزینه «کامل» نیست، زیرا کامل اساسا وجود ندارد. هر تصمیمی می تواند پیامدهای مثبت و منفی همراه داشته باشد که مقایسه آنها و درنظر گرفتن اولویتهای شما می تواند منجر به تصمیم گیری درست در شما شود.

نگرانی از مسائل مالی و بزرگ کردن سهم آن در تصمیم گیری ها می تواند نشانه احساس ناامنی و اضطراب از آینده باشد.

واگذار کردن تمام مسوولیتها به همسر نیز ممکن است در کوتاه مدت به کاهش استرس شما کمک کند، اما از آنجایی که به نوعی فرار از مشکل و نه حل آن است، در بلندمدت کمکی به شما نخواهد کرد و چه بسا که با تحمیل استرس به همسر شما تنشها را در خانواده بیشتر کند.

۹۸

حال باید گفت که چه دومبه ندومبه کردن جز ایجاد مشکل و دردسر و به سرانجام نبردن امور نتیجه دیگری در بر نخواهد داشت و تصمیم گیری بر اساس یک سری فاکتورها و معیار درست در اطراف باید قاطع و کامل باشد تا اطرافیان ما هم بیشتر به ما اعتماد کرده و روی سخن و رفتار ما حساب باز کنند و این می طلبد تا اعتبار و ارزش وجودی ما بیشتر نمایانده و بهتر عرضه گردد چرا که کنش و واکنش ما در برابر تصمیم گیریها بخصوص در مواقع حساس و مهم است که شخصیت اجتماعی ما را نشان خواهد داد و میزان اعتبار سنجی ما را ارتقا خواهد داد نه تردید و دودلی و …

پس سعی نماییم بجای «چه دومبه و ندومبه »و «ببینم چه می شود!»قاطع تصمیم درست و صحیح بگیریم تا بگوییم دومبه ندومبه و ….

موفق باشید

decidophobia-1

ض۳۲۳۲۰

شما می توانید بصورت رایگان در اشتراک ایمیلی این سایت عضو شوید تا مطالب جدید را درون ایمیل خود دریافت کنید.
برای عضویت، ایمیل خود را وارد کرده و بروی اشتراک کلیک کنید...

  1. سلام محمد
    آن بالا آی کلاس بالا گپ زدی دامنه نفهمیده!!!
    آن ۱۶ تا را عالی آوردی
    گفتی باید مشاور گرفت ولی الان مشاورها هم سرسری اند!!

  2. سلام جانم
    عجب چرا؟؟؟
    می‌دانیم، به احتمال زیاد، مشورت گرفتن یکی از مکانیزمهای ما برای فرار از تصمیم گیری است.بله اینه دیگه
    مشاور سرسری خیلی خندیدم …

  3. چه انده چه دومبه ندمبه کاندی؟!! کلکش بکن…

  4. سلام
    همینی که فرمودین یعنی عدم تسلط و قدرت تصمیم گیری

با خیالی آسوده یک نظر بگذارید...

برگه ها
ads ads ads