برگی از خاطرات زندگی من (۴)

DSC_0980

قاری و قرائت قرآن

سال سوم ابتدایی را که به پایان بردم در تابستان ۱۳۶۰ به همراه جمع زیادی از بچه های سنه کوه در “مدرسه سر” (دبستان دولتی قریه سنه کوه) کلاس درس قرآن حضرت «حجت الاسلام حاج آقا سیدمرتضی موسوی راد» که هر روزه از روستای وارمی به همراه تعدادی از برو بچه های وارمی به سنه کوه تشریف می آوردند در مدت سه ماه تابستان قرآن خوان شدیم و …

همزمان هم عمه جزء را خواندیم و هم شروع کردیم به ختم قرآن و در کنارش مسائل شرعی و احکام و بعد عقیدتی و تابستان دو سال دیگر هم تکرار شد و بر معلومات دینی و قرآنی و صحیح خوانی ما افزوده شد و در مهر ماه سال ۶۰ که به دبستان کوشش(دبستان دولتی شهید اسدیان) سورک آمدم در بین حدود ۷۰۰ دانش آموز دو شیف تنها قاری دانش آموز بودم که در سر صبحگاه قرآن می خواندم و از آن هم خاطره ای شیرین دارم که توجه فرمایید:

درس قرآن چهارم ابتدایی در مهرماه سال تحصیلی ۱۳۶۰ شروع شده بود و معلم قرآن ، نامش را به یاد ندارم گفته بود نفری یک سوره کوتاه قرآن بخوانید و من اجازه خواستم با صوت بخوانم و خواندم و بسیار مورد لطف و تشویق و تفقد قرار گرفتم و ساعت بعد از کلاس پنجمی کنار کلاس ما شاگردی از معلم کلاسم سرکار خانم امینی اجازه خواست و او هم اجازه داد که به کلاس پنجم بروم و من بی خبر از همه جا وقتی دم در کلاس پنجم رفتم به احترامم بچه ها همه بر پا شدند و میز و قرآن با رحل آماده کرده بودند و ازم دعوت که آیاتی با صوت برایشان قرآن بخوانم گویی بسیار تازگی داشت و خواندم و باز هم شدید مورد لطف و تشویق قرار گرفتم .

فردا صبح سر صبحگاه صدای رییس مدرسه «حاج محمدتقی پاکزاد سورکی »که اتفاقا مدیری بسیار با ابهت و دسیپلین بالایی بود پشت بلندگو صدا زد آقای محمد عبدی کیه ؟ بیاد جلو!

نمی دانستم دلیلش چیه و رعشه عجیبی یافتم و به خود لرزیدم و با ترس و لرز رفتم جلو و با صدایی کودکانه معصومانه گفتم: آقا اجازه منم ؛ با کمال تعجب دیدم با لبخندی تحویلم گرفت و گفت: برو دفتر، قرآن کوچک را بردار بیار و قرآن صبحگاهی را بخوان به سمت دفتر که راه افتادم دیدم معلم قرآنم قرآن بدست در حال آمدن هست و سریع خودشو بهم رسوند و دستی به سرم کشید و گفت برو با دقت چند آیه بخوان و یادم نیست چه آیاتی را انتخاب و خواندم و آقا پاکزاد پشت بلندگو جلوی آن همه دانش آموز شدید تشویقم کرد و سفارش نمود که هر روز صبح ازین به بعد خودم برم قرآن بخوانم و چندین سال کارم شده بود و …

سال اول و دوم راهنمایی هم در مدرسه شهید اسماعیل یوسف نژاد سورک دانش آموزان چندین روستا باهم بودیم و دیگر قرآن خوان هم زیاد شده بود دو سال پی در پی به مسابقات قرآن شهرستانی و استانی راه یافتم اما خوب نتوانستم مقامی کسب کنم اما همین صرف حضور و تلاوت در حضور خیل عظیم مشتاق قرآن و حضور مسئولین استانی و مقامات گوناگون خودش نعمت بزرگی بود و …

حال سالهاست قرآن مجالس بخصوص افتتاحیه مراسم گوناگون مذهبی را بخصوص اگر مجری هم باشم تلاوت قرآن دارم و انس و الفت با قرآن را از پدر بزرگم مرحوم« آقا سید محسن یوسفی سیکایی »خدا بیامرز حافظ و قاری قرآن به ارث برده و سفارشات مکرر ایشان در تلاوت روزمره با نشان کردن مقدار را هم هرگز فراموش نخواهم کرد و توصیه اکید که شما کاربران عزیز هم از چنین فعلی پرهیز نکنید که لسان الغیب حافظ علیه الرحمه فرمودند: هر چه دارم از دولت قرآن صبحگاهی دارم و من نیز هم و …

حافظا در کنج‌ فقر و خلوت‌ شبهای‌ تار  /  تا بود وردت‌ دعا و درس‌ قرآن‌ غم‌ مخور

و نیز فرموده‌ است‌:

هیچ‌ حافظ‌ نکند در خم‌ محراب‌ فلک   /   این‌ تنعّم‌ که‌ من‌ از دولت‌ قرآن‌ کردم

گاهی در خواندن سوره الرحمن غرق و محو می شوم که زمان از دستم در می رود و روزی یکی از فرهنگیان گفته بود به گمانم اگر تذکر ندهند تمام قرآن را در یک جلسه بخوانی ! و من به ایشان یادآور شدم که نوار قرآن نداشتند ، مداح و روحانی به موقع نیامدند! کسی دیگر قرآن خوان نبود! و اگر فاتحه می دادم این قدر جمعیت را در مجلس از دست می دادند و مجبورم کردند که ادامه دهم ؛که آی او تشویقم کرد و خندید و گفت چه عالمی داری ؟!و من افزودم که شاید باورت نشود که نفر اول دعوت مجالس ختمم ولی در عروسی هاشون به قول خودشون اغلب و عموما فراموش می کنند نام مرا بنویسند! و حتی از نزدیکان در عروسی غایبم که از تعجب سیخ و از خنده قهقهه و از حیرت انگشت گزیدن گرفت و منم سر تکان دادم که چه عرض کنم اینه زمانه !! و …

راستی کلی جایزه قرآن دارم باشد در فرصتی دیگر و …

DSC_0980

خداوند توفیق عنایت کرد که در چندین جلسه قرآنی مجری قرآنی باشم با آداب و شیوه خاص خودش و هم قاری برخی ازین گونه مراسم قرائت قرآن و …

DSC_1236

DSC_1235

کارت ورود به جلسه قرائت قرآن دانش آموزی سومین دوره که هنوز الحمدلله محفوظش دارم و …

۲smy

بابابزرگ خدابیامرزم مرحوم آقا سید محسن یوسفی سیکایی بزرگ حافظ و قاری قرآن که تشویق و ترغیبم می کرد در آموزش و فراگیری و خواندن مداوم قرآن و …

IMG_0264

حضرت حجت الاسلام حاج آقا سید مرتضی موسوی راد اولین استاد قرآنم در تابستان سال ۱۳۶۰ در نه ساله گیمان و …

DSC_0697

و سپاس بیکران پدرمان را که مهر قرآن و عشق به اهل بیت (ع) وادارمان کرد تا کلاس قرآن و آموزش معارف دینی نه تنها ما فرزندانش شرکت کنیم بلکه با دعوت از پسر عمه اش حاج آقا سید مرتضی و ترغیب دیگران برای فرستادن بچه هاشون و شرکت در چنین کلاسهایی در سنین ما کسی در سنه کوه نا آشنا به قرآن نماند و …

شما می توانید بصورت رایگان در اشتراک ایمیلی این سایت عضو شوید تا مطالب جدید را درون ایمیل خود دریافت کنید.
برای عضویت، ایمیل خود را وارد کرده و بروی اشتراک کلیک کنید...

  1. در پناه قرآن همیشه سربلند و عاقبت بخیر باشید انشاالله

  2. سلام و سپاس از شما
    همچنین شما

  3. سلام
    جالب بود گزارش روحیات شما
    ولی الرحمن را اگر یک بند همه را بخوانی دامنه جلسه را ترک می کند
    هر چیزی انداره داره؟
    قرآن دیدی که با آنکه دفعی و یکجا بر سینه ی رسول خدا وارد شد ولی بعدا” به تانی و شان نزولی کم کم نازل شده

  4. سلام
    چشم داداش حتما باشه
    سعی می کنم رعایت کنم جانم