یاد بزرگان دیار ما (۴)

۲smy

یاد حافظ و قاری دایم در تلاوت قرآن از سادات معظم سیکا

یاد کسانی که با مناسبتهای ما هم عجین و هماهنگ باشند کار را برایم ساده تر کرده است و وظیفه ای سنگین بردوشم تا حق مطلب را به درستی ادا کنم و یاد و نام آنانی را زنده کنم و به نسل امروزی بیشتر معرفی و بشناسانم که البته که می بایست تاکنون دیگرانی بیشتر و بهتر از من قلم می زدند! ولی چه کنیم که به هر دری می زنیم و مدعی پر گزافه گو بر طبل بی غاریش می کوبد اما دریغ و هزاران حیف از هر نظر و گو چنین است که قرعه بنام من دیوانه افتاد و …

در ادامه همره سخن ما باشید لطفا …

آقاسید محسن که طبق شناسنامه سید محسن یوسفی سیکایی فرزند آقا سید یوسف و ثریا سوچلمایی در آغازین سال این قرن دیده به جهان گشود و بعد عمری با عزت و کرامت و انس و الفتی مانوس با قرآن پس از طی یک دوره بیماری سخت سرطان دستگاه گوارش در هشتم فروردین ۱۳۶۶ ش به دیدار معبود شتافت و در آرامستان روستای سیکا در جایگاه ابدی آرام گرفت و … خدایش هزاران بار رحمت کناد و روحش شاد و یادش گرامی

قبلا در بیان شجره اهالی سنه کوه اشاراتی به روستای سیکا و سادات معظم آن در اینجا و اینجا  (کلیک کنید و ببینید) بیان داشتیم و گفتیم که روستای سیکا از توابع فعلی بخش هزارجریب شهرستان نکا و از لحاظ تاریخی و مکانی در دامنه  شمال غربی چلمه کوه از رشته کوههای البرز مرکزی و هزارجریب تاریخی قرار دارد .روستای سیکا از قدیم الایام، مامن و ماوای بسیاری از سادات معظم ،معزز ، صاحب نام ودارای کرامات خارق العاده منطقه و دارالعلم هزارجریب تاریخی بوده است…

همین طور در پست مطلبی تحت نام «آقا دایی سیکایی چهره ی ماندگار هزارجریب»(حتما کلیک کنید و مطالعه فرمایید) در وصف و شرح حال زندگانی آقا حاج سید مهدی یوسفی سیکایی اشاراتی کاملتر به این دودمان داشتیم و در آنجا گفتیم و اینک اضافه نماییم که آقا سید محسن یوسفی سیکایی (پدر بزرگ نگارنده ) از سادات معروف به استرآبادی و سادات موسوی که مادرش ثریا سوچلمایی معروف به «ملا ثریا » که زنی پاکدامن و اهل قرآن وپدرش روحانی بسیار بنام و صاحب کرامات خارق العاده بنام  حجت الاسلام آقا سید یوسف که گفته می شود از کراماتش کفشهایش به احترام او بر می گشت، خود فرزند عالمی مجاهد و با فضیلت و از روحانیان صاحب مکتب و صاحب کرامات عجیب بنام آقا سید محسن و از جهتی نوه سیده جلیله مکرمه و به غایت مورد نذر و قسم مردمان هزارجریب قدیم ، زنی بسیار پاکدامن و صاحب کرامات خارق العاده و دور از باور برخی امروزیها بنام “ سیده ننه ” بود .

بله آقا سید محسن که سومین فرزند این خانواده بود خود نامدار پدر بزرگش بود و از میراث او علاوه بر اخلاق نیکو و خوش نامی قرائت دایمی و حفظ آیات الهی قرآن بود که چه عجیب انس و الفتی با قرآن داشت و چه دقتی در برپایی نماز در اول وقت داشت و تعقیبات و مستحابات و دعاهای مخصوص را با چه سوز و گداز و حال معنوی عجیبی می خواند که خود شاهد و ناظر بودم و حظ معنوی و لذت عرفانی عجیبی از حالات او کسب می نمودیم و …خدایش رحمت کناد

آقا سید محسن که در جوانی با ساداتی از نسل سید زنل سیکا بنام سیده باجی قریشی دختر سید باقر ازدواج نموده بود صاحب سه فرزند پسر و شش دختر شد که سه نفر از دخترانش در سنه کوه شوهر کردند و از جمله مادر ما حاجیه سیده صغری همسر حاج شعبان عبدی از عبدالله دسی اصفهانی تبار و کربلایی سیده حورا با کربلایی سید بابا رحیمی از سیدهای مرزآمندی تبار و حاجیه سیده زینب با حاج یارمحمد محمدی از تبار علیجان دسی سنه کوه ازدواج نمودند و بدین طریق آقا سید محسن پدر بزرگ بسیاری از سنه کوهیها محسوب شده و برای همین در اوج زندگی پر بارش سالی چندین سفر به سنه کوه آمده و هفته ها می ماند که یاد و نام و خاطراتش گرامی .

او وقتی به سنه کوه می آمد اهالی بسیاری برای ادای نذر و خمس اموالشان و همین طور برای قرآن خوانی نثار روح امواتشان به دیدن او می آمدند و یا او را به منزلشان دعوت می کردند و احترام فوق العاده ای می گذاشتند و …

در کل روستاهای هزارجریب و منطقه خوش نامی این دودمان شامل حال بابابزرگ خدا بیامرز ما هم بود و او که از اخلاق بسیار حسنه ای برخوردار بود و دایم در حال تلاوت قرآن معروف است که گاهی بخصوص در ماه رمضان روزی یک قرآن کامل هم می خواند و در طول سال بیش از صد ختم قرآن داشت را شکی وجود ندارد و در اواخر عمر شریفش با وجود بیماری حادش اما دست از عبادت و نماز و روزه بر نمی داشت و توصیه اکید در خواندن نماز بخصوص در اول وقت داشت و خواندن سوره واقعه را در مصایب و گرفتاریها خیلی معتقد بوده و توصیه موکد می کرد .

انس و الفت با قرآن و انجام فرایض و نوافل دینی او را چنان خدای گون کرده بود که روز و ساعت و لحظه جان دادنش را هم دقیق پیشگویی کرده بود که بعد از اذان ظهر روز هشتم فروردین ازین جهان خواهد رفت ؛ هر چند از روز اول عید فروردین خاطره خوشی نداشت چرا که برادر بزرگترش بنام آقاسید موسی خدابیامرز در جوانی در صبح عید دارفانی را وداع گفته و جوانمرگ شده بود برای همین در صبح عید هرگز از خانه بیرون نمی رفت و …

گفتنی در مورد این مرد خدایی و با اخلاق پیامبری بسیار است و ما اطاله کلام نمی کنیم و به همین مختصر بسنده تا فرصتی دیگر انشاءالله

خدایش رحمت کناد و با اولیاءالله همنشین باد

 ۱sm y

خانه ساده و بی آلایش با زندگی روستایی او با تلاوت آیات الهی همیشه منور و باصفا بود و دوران کودکی ما با وجود و حضور او رنگ و لعاب و لطف و صفایی ویژه داشت و …

DSC02008

خانه او در سیکا که چه خاطراتی برام زنده می شود و اکنون دیگر این خانه وجود ندارد و جایش به سبک امروزی دایی آقا سید علی خانه اش ساخت و …

DSC02006

DSC02007

همان خانه قدیم و مخصوص بابابزرگ عزیز و این هم دایی آقا سید علی با تراکتورش و تنها کسی که قدری به خصوصیت اخلاقی او نزدیک است و دیدن او ما را یاد بابابزرگ می اندازد و …

شما می توانید بصورت رایگان در اشتراک ایمیلی این سایت عضو شوید تا مطالب جدید را درون ایمیل خود دریافت کنید.
برای عضویت، ایمیل خود را وارد کرده و بروی اشتراک کلیک کنید...

  1. سلام.مهندس
    برای این مومن خیلی دلشاد شدم
    خوب شجره ی همه را از بری
    عکس خونه ها قشنگ و صمیمیه
    کی میشه سنه کوه را با چشم غیر مسلح ببینم!!!

  2. سلام جناب
    سپاس از شما و خدارو شکر موجب دلشادی شما شدیم
    هر کسی لازم است شجره و اصل و نسب خودشو بداند تا هویت دایمی داشته باشد
    خانه های قدیمی در عین سادگیشان صفا و صمیمیت فوق العاده ای داشتند یادش بخیر
    کاری نداره یه جو اراده می خواد بعد ماه رمضان در یک سفر حتی نصفه روزه جاهای دیدنی اطرافمان را مرور کنیم یا دیدار تازه کنیم
    الطافتان مزید و سایه مرحمت جنابعالی با معرفت بر ما مستدام باد انشاءالله

  3. سلام خداوند ایشان را با اربابمان حضرت اباعبدالاه محشور بفرمایند
    و همچنین با سپاس از شما که ایشان را معرفی کردید

  4. سلام
    با تشکر از شما خداوند اموات شما را غریق رحمت فرماید
    با سپاس

با خیالی آسوده یک نظر بگذارید...

برگه ها
ads ads ads