یاد بزرگان دیار ما (۵)

 

5e3

یادی از مرد کار و اخلاق حاج برجعلی عبدالهی سنه کوهی

چند وقت پیش در مجلسی از اهالی حضور داشتم و معمولا کنار هم نشینها در هر فرصتی سر صحبت را باز کرده و به تبادل اطلاعات و نظر می پردازند بر همین منوال شخص مورد احترامی دوستانه بیان داشت که فلانی شما در مورد حاج علی (حاج برجعلی ) عبدالهی مطلبی نوشتی که ایشان زیارت امامزاده یحیی(ع) سیکا را احیا کرد ؟می توانی ثابت کنی ؟!

جواب به این سوال و فرازهایی از معرفی زندگی ایشان را در ادامه با هم مرور می کنیم

پس لطفا …

حاج برجععلی عبدالهی معروف به حاج علی که طبق شناسنامه در چهارم خرداد ۱۳۱۵ ش در روستای سنه کوه اولین فرزند مرحومین خدا بیامرز آقابرار و شکوفه محمدی بود که دیده به جهان گشود و بارقه امید و خوشحالی را به خاندان عبدالله دسی ارمغان آورد .کودکی را در کنار والدین به خوبی و خوشی گذراند، در کار کشاورزی و دامداری کمک کار خانواده شد .

او که وارث پدری باهوش ، زیرک ، کشتی گیر و پهلوان مسلک و عضلانی و قوی بود ؛طولی نکشید که قدرت بدنی فوق العاده او همه را به تحیر و شگفتی واداشت تا جایی که در اکثر مراسم رسمی کشتی محلی کمتر کسی یارای مبارزه با او بود.اهالی و پیران ما خاطرات بسیاری را در این مورد از ایشان تعریف می کنند حتی تا میان سالی و سن بالا هم این قدرت بدنی و همت والا در او نمایان بود .نگارنده چند مورد شاهد قدرت نمایی فوق العاده ایشان بود:

یکی خانه پدری ایشان کنار خانه پدری ما بود که اکنون لتکا و باغ ابوی ماست که ساختمان آن را در دهه شصت با تغییر به یورمله از آنان خریدیم که موقع تخریب سنگ پله ای در آمد که بسیار سنگین و بزرگ به طول حدود ۹۰ سانت و عرض ۳۰ و قطر ده تا ۱۵ سانتیمتر که دو یا چند نفره به سختی قادر به جابه جایی آن بودند اما گفته شد حاج علی در جوانی تنهایی آنرا از غرب محل از ملک «چل خونسر » با دوش حمل نمود و یک نفس آورد .

مورد بعدی در اوایل انقلاب و کودکی ما و میانسالی او که اهالی محل به امامزاده ذکریا (ع) مشرف شده بودیم در بازی محلی «کاپ درخانه» و «لی لی کا leyleyka» اختلافی بین برخی زوار سنه کوهی و سادات محلی بوجود آمد و قویترهای سادات محلی به رجز خوانی پرداختند که حاج علی رفت جلو؛ یکی زورمند قوی ترشان آمد جلو شاخ و شونه کشی کرد که حاج علی با یک حرکت برق آسا به پایش رسید و بلند کرد بر پشت محکم کوبوند به زمین که با تشویق اطرافیان این قائله خاتمه یافت و …چندین موارد دیگر هم بود که اطاله کلام نمی کنیم .

او در نوجوانی پدر بزرگوارش را از دست داد و خود مسئولیت زندگی مادر ، برادر و خواهرش را به دوش می کشید تا اینکه با دختر داییش «ننه جان کبری اسماعیلی» دختر مشد باب الله و بنین ازدواج کرد و اینبار در امتحانی سخت الهی قرار گرفت او که از نعمت بزرگ داشتن فرزند تا مدت ۱۸ سال محروم بود دست نوازش و محبت به سر و روی تمامی کودکان می کشید و عشق پدری را بین همه تقسیم می کرد و مهر، عطوفت و محبت را از هیچ کودکی دریغ نداشت تا اینکه دست قضا و قدر الهی چنان تقدیر شد که پس ار ۱۸ سال همسرش باردار شده و یک دختر به جمع خانواده ایشان افزوده شد و آنگاه بود که حاج علی دریایی از مهربانی ، اخلاق نیکو و حسنه را نثار همه دور و بریها تا دوست و دشمن می کرد و …

در کار عمومی از جوانی مشارکت فعال داشت و چون انسانی گشاده رو و دوستداشتنی بود فلذا در ساماندهی امور عمومی بزرگان بیشتر از او خواهش می کردند که نظم دهد و ردیف کند تا کمتر کسی ناراحت شود و حاج برجعلی به خوبی از امور محوله بر می آمد به طور مثال در قبل از انقلاب جمعیت سنه کوه چند برابر روستای وارمی بود ساختمان تکیه آنان گنجایش مهمان زیاد را نداشت و در روز عاشورا جمعیت دو روستا در دسته روی یکسر می شد واقعا نشستن و پذیرایی بسیار مشکل می شد و این در حالی بود که در سنه کوه هم مراسمی برگزار می شد که اصلا لزومی نداشت همه جمعیت به وارمی بروند و اینجا در صبح تاسوعا حاج برجعلی خدابیامرز بخوبی وظیفه اش را انجام می داد از افراد غیر ضرور بخصوص کودکان شلوغ بدون بزرگتر جلوگیری می کرد و معمولا کسی ناراحت نمی شد و …

یکی از افتخاراتی که همیشه ورد زبانش بود و برایمان خاطرات بسیاری را تعریف می کرد «پاکار »بودن چند ساله نزد« کدخدا نامدار »بود و از گفتن و بیان کارهای خوب خود هرگز مضایقه نداشت و بسیار تعرف می کرد و خاطرات خوشش با مردم نیز عجین بود و همه او را دوست می داشتند و این مهم در گفتن القاب بسیار خوب به ایشان از جمله “علی دایی” و همسرش را بسیاری همزمان “کبری خاله” شنیدنی بود و …

حاج برجعلی مرد سفره دار و بخشنده ای بود و لقمه ای نان را تنها نمی خورد و سالها خانه اش در سورک پشت درمانگاه پناهگاه و مامن خانواده ها و افراد بسیاری از فامیل و غیر فامیل که از روستاهای دور دست بخصوص سیکا و مرست برای کار و کسب روزی حلال در فصول مختلف سال بود و برای همین همیشه خانه ای شلوغ با کلی مهمان داشت و …

این بذل و بخشش و کرامت سفره داری او را زبانزد خاص و عام کرده بود و از طرفی مورد حسد ، حقد و کینه برخی حسودان و تنگ نظران قرار داشت و به دلایلی که در این مقال نمی گنجد و به علت بیماری و بازنشستگی چند سال پایانی عمرش را در نکا گذراند و تا اینکه در هفتم فروردین ۱۳۹۱ ش دار فانی را وداع گفت و با یک تشییع جنازه باشکوه در آرامگاه شهر نکا در روبروی مرقد امامزاده مفید(ع) جایگاه ابدی یافت روحش شاد و یادش همیشه گرامی

DSCF7948

 پاسخ به سوال مطروحه فوق

در پست مطلبی تحت عنوان “یک سنه کوهی احیاگر نوین زیارت امامزاده یحیی (ع) سیکا” لطفا ابتدا مطالعه فرمایید که پس از نقل امکانات امروزی امامزاده یحیی (ع) از پایگاه اطلاع رسانی امامزادگان سایت  حرم یار و کتاب چهره های ماندگار هزارجریب یحیی آشکاران ، گفتیم که :”همه امکانات و مسائلی که بیان شد در کمتر از  بیست سال پیش اصلا وجود نداشت مگر یکی دو تلار چوبی و خود ساختمان گلی قدیمی امامزاده با حداقل امکانات و چند صد متر زمین صاف قبرستانی و همچنین مسیر  روستای سیکا تا امامزاده یحیی(ع)مسیر پیاده روی بود ؛هرچه به امامزاده نزدیک می شدی مخصوصا فاصله حدود یکی دو کیلومتری گالش بنه سر موزیسا تا خود مرقد امامزاده درختچه های الاش و دیگر گیاهان تیغ دار مثل کوله خاس (جز) و تمشک لم (بوته تمشک) و …پوشانده بود و امکان انحراف از مسیر اصلی ممکن نبود تا اینکه حاج برجعلی عبدالهی سنه کوهی فرزندآقابرار به مناسبتی ضمن توسل به امامزاده یحیی (ع)کراماتی دیده بودند با خانواده رفت و آمدشان را به این مکان از حدود سی سال قبل شروع می کنند و سالی چندین بار با اعضای خانواده و اخوی خود نورعلی عبدالهی و خانواده اش به زیارت امامزاده یحیی(ع) شتافته و چند شب در آنجا می مانند . این رفت و آمد و طبع فعال و کاری ایشان بنای تراشیدن الاش و پاکسازی محوطه را شروع نموده و بعد ها با گرفتن کارگر مزد بگیر و هماهنگی با متولی آن موقع آنجا خانواده آقامیرزا کاظمی سیکایی بخصوص فرزند برومندشان حاج میرآقا کاظمی خدابیامرز بخشی از محوطه پاکسازی و کار ساخت دستشویی بهداشتی با حمل مصالح توسط اسب و … شروع شد.

در حدود سال ۱۳۷۴ جاده بهره برداری بخش جنگل شرکت سهامی نکاچوب به آن سمت کشیده شد و استقبال ازین مکان هم در نتیجه بیشتر گردید و نگارنده هم در سال ۱۳۸۰ به اتفاق خانواده باماشین نیسان اخوی خدابیامرز علی اکبر رفته بودیم حداقل امکانات موجود با یکی دو تلار و یک واحد سرویس بهداشتی و آب لوله کشی که هنوز منبع ذخیره آب تکمیل نشده بود و حاج برجعلی و کارگرانش بخشهایی ازمحوطه را پاکسازی و تمیز نموده بودند را همه بیان می کردند  و…”

فلذا این نوشتار بدان معنا نیست که قبل از آن کسی به زیارت این مکان مقدس  نرفته باشد بلکه امکانات آنجا بسیار کم و نامناسب بود و به مناسبتهای خاصی مردمان به آنجا می رفتند و حتی آن چند تلار و ساختمان امامزاده نیز از قدیم الایام وجود داشته است و اما کاری که حاج برجعلی مبنای آنرا گذاشت افزایش سطح صاف و قابل استفاده این مکان بود به نحوی که ترس و خوف حمله حیوانات وحشی در نزدیک ترین فاصله به محل اتراق و استراحت وجود داشت و از طرفی سرویس بهداشتی نیز نداشت که مناسب استفاده باشد که بنابر بیان خیلی از اهالی سیکا ،کار بنایی آنرا هم مرحوم اخوی مان علی اکبر انجام داده بود .

در ثانی اگر بنابر اعتراض و عدم صداقت ما باشد قاعدتا باید مردمان سیکا مرست و بخصوص خانواده کاظمیهای سیکا و بویژه حاج سید عباس کاظمی سیکایی که متولی پرکار و تلاش امروزی است باید معترض می بودند که اصلا تاکنون نه تنها اعتراضی نداشتند بلکه در سال گذشته که این مطلب را به عرض ایشان رساندم با استقبال و تایید کامل ایشان مواجه شدم که افراد همراه بنده از این تایید بسیار شگفت زده شده بودند و …

نام نیک افراد هرگز از صفحه لوح اذهان انسانهای منصف حق طلب نه تنها پاک نمی شود بلکه در زمان مناسب چون چراغی روشن به تلألو در می آید و می درخشد و …

چه زیبا بر سنگ مزارش نوشتند :

این مدفن مردیست که با صدق و صفا بود / بیزار ز نیرنگ و مبرا ز ریا بود

در مدت عمر خود نیازرد دلی را / منت کش بازو و ثناگوی خدا بود

5e3

عکس در هشتم فروردین ۱۳۷۵ جناب حاج برجعلی عبدالهی سنه کوهی مرد خستگی ناپذیر و سفره دار با دیانت که احیاگر نوین امامزاده یحیی (ع) است بعد دیگران و …

DSCF8078

بوته های درختچه الاش که حاج برجعلی با داس به جان آن افتاد تا پاکسازی و گسترش محوطه امامزاده یحیی (ع) سیکا را استارت بزند و …

DSC06218

حاج میرآقا کاظمی خدابیامرز و پد ر بزرگوارشان آقا میرزا سالیان سال متولی و خادم بارگاه امامزاده یحیی (ع) سیکا بودند و …

DSC02154=

ساختمان بارگاه امامزاده یحیی(ع) سیکا درتابستان سال ۱۳۸۵ و …

DSC_1870

DSC_1869

حیاط امامزاده سید مفید (ع) آرامگاه نکا و قبر حاج برجعلی (حاج علی) عبدالهی سنه کوهی خدا بیامرز و …

نکته :

حاج برجعلی عبدالهی به همراه دیگر اهالی سنه کوه در قبل از انقلاب ابتدا در جاده سازی و سپس در شرکت سهامی نکاچوب مشغول کار بودند و در سال ۱۳۷۱ باز نشسته شدند و همچنین در سال ۱۳۶۵ ش به اتفاق چندین نفر از اهالی بخصوص ابوی بزرگوار بنده حاج شعبان و عمو حاج صفر علی و نیز حاج یحیی بخشی و حاج ذولفعلی علیجانی با هم به حج تمتع رفته بودند و …

محبت و نیکی او در حدی بود که کمتر کسی فکرش را می کرد که او پسر عموی بابای ماست بلکه همه فکر می کردند واقعا عموی تنی ماست و فقط فامیلیهایشان اندک فرق می کند و …

شما می توانید بصورت رایگان در اشتراک ایمیلی این سایت عضو شوید تا مطالب جدید را درون ایمیل خود دریافت کنید.
برای عضویت، ایمیل خود را وارد کرده و بروی اشتراک کلیک کنید...

  1. سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز / مرده آنست که نامش به نکویی نبرند
    چه مرد شریفی بودند…
    خداوند رحمتشان نماید انشا الله

  2. سلام
    سپاس از لطف شما

  3. سلام
    پس درود به این مرد سفره دار که خوب معرفی اش کردی.
    امامزاده یحیی را کی میشه دید نمیدانم!!

  4. سلام اخوی
    سپاس از لطف و نظر شما
    وقت بزاری در خدمتیم داداش

  5. سلام آقای مهندس
    این عکسو هنگام انتقال به اسپات یافتم. تقدیم شما باد.
    http://hgtc.ir/darabkola/Pakoassel/Ashora85/62.jpg

  6. سلام جناب صفر عمو
    بی نهایت سپاس
    این عکس روز عاشورا سال ۱۳۸۵ در امامزاده باقر(ع) صف نماز ظهر است و این روحانی کنارم هم دکتر مرتضی بابایی ساخمرسی است و …
    تشکر تشکر

با خیالی آسوده یک نظر بگذارید...

برگه ها
ads ads ads