مثلهای عامیانه و مرسوم در سنه کوه (۴)

eww

دومبه ندومبه

در پیگیری مثلهای عامیانه و عرف محل دنبال این مثل ” دومبه ندومبه(میدانم نمیدانم )” بسیار اندیشیدم و از نقطه و نکته ای غافل نبودم که چرا اهالی بخصوص پیران با حکمت همچون مرحوم خدا بیامرز ” کربلایی روح الله مومنی فر ( خیازنه) ” همیشه ازین کلمه با تکرار بسیار در مهمانی خانه پدری ما و یا حتی در مجالس معتبر مهم بکار می برد تا اینکه و …

برای دانستن لطفا در ادامه مطلب با ما همراه باشید

وجه اول این مثل

در ایام عید امسال با اخویهای بسی مطلع و دانشمند و بهتر از جانم آقا ارسلان و مهندس محمدصادق به بحث کوتاه گذاشتیم و هر کدام اشاراتی و مطالبی بیان داشتند و از عمق و ریشه حکمت آمیز و والای این عبارت با اشاره به نظر و گفتار برخی دانشمندان همچون ابوریحان بیرونی استناد آورده و معنی و مفهوم این گفتار همیشگی “کبلایی روح الله ” را با ذکر خاطراتش بسیار شیرین کردند .

این مطلب بود تا اینکه دوست دانشمند و نکته سنجم آقا ابراهیم طالبی در وبلاگش چنین نوشت : ««

نویسنده : ابراهیم طالبی دارابی – ساعت ۶:۱۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳٩۴

کویریات دامنه (۶)

به نام خدا. یک بیت است به حجم بیت جهان و جان انسان و آن این است برای اهل ذوق عرفان:

تو را که داند، تو را تو دانی تو

تو را نداند کس، تو را تو دانی بَس

۷۸۱۱۸۲_Bmp8SPB4

و من نوشتم

محمد عبدی ۸:۳٠ ‎ق.ظ – سه‌شنبه، ۱۵ اردیبهشت ۱۳٩۴
سلام کبلاقا ابراهیم جان
این بیت شعر یک دنیا معنی در درون خود نهفته دارد و گویی بدان هماهنگ است که ” دانیم همین مقدار که نادانیم ” و به محلی ” دومبه ندومبه ” …

پاسخ آقا ابرهیم : سلام
یاد ابوریحان بیرونی افتادم و از درونم بیرون رفتم کمی و به دیار یار وصل شدم که یار هم یاوری ست درونی.
آری آری زیبا تمثل کردی عبدی
ابوریحان هم آخر احتضارش گفت : دانستم، که ندانستم  »»
 بله چنین گفت ابوریحان بیرونی آن دانشمند بزرگ ایرانی در مورد او بیشتر بخوانیم :
ابوریحان محمد بن احمد بیرونی (زادهٔ ۱۴ شهریور ۳۵۲، کاث، خوارزم – درگذشتهٔ ۲۲ آذر ۴۲۷، غزنیندانشمند بزرگ و ریاضی‌دان، ستاره‌شناس، تقویم‌شناس، انسان‌شناس، هندشناس و تاریخ‌نگار بزرگ ایرانی سده چهارم و پنجم هجری است. بیرونی را بزرگ‌ترین دانشمند مسلمان و یکی از بزرگ‌ترین دانشمندان ایرانی و همه اعصار می‌دانند.همین‌طور او را پدر علم انسان‌شناسی و هندشناسی می‌دانند.
بیرونی در ۱۴ شهریور ۳۵۲ خورشیدی (۲۹ ذیقعده ۳۶۲ قمری برابر ۵ سپتامبر ۹۷۳ میلادی) در خوارزم که در قلمرو سامانیان بود به دنیا آمد، و زادگاه او که در آن زمان روستای کوچکی بود، «بیرون» نام داشت. مرگش در غزنه در اوان انقلاب سلجوقیان و پادشاهی مسعود بن محمود غزنوی بوده‌است و برخی درگذشت او را در ۲۲ آذر ۴۲۷ خورشیدی (۲۷ جمادی‌الثانی ۴۴۰ قمری برابر ۱۳ دسامبر ۱۰۴۸ میلادی) می‌دانند.
دانشنامه علوم چاپ مسکو، ابوریحان را دانشمند همه قرون و اعصار خوانده‌است. در بسیاری از کشورها نام بیرونی را بر دانشگاه‌ها، دانشکده‌ها و تالار کتابخانه‌ها نهاده و لقب «استاد جاوید» به او داده‌اند.
biruni_1
 حال دقت فرمایید چنین دانشمند بنامی در احوالش گفته می شود که در بستر مرگ، بیاد مسأله‌ای می‌افتد و از علی‌بن عیسی‌الولواجی که به دیدن او آمده‌است می‌پرسد: ای شیخ! حساب جدات ثمانیه را که وقتی به من گفتی بازگوی که چگونه بود؟! شیخ گفت: ای حکیم بزرگوار اکنون چه جای این سوال است؟ ابوریحان می‌گوید: کدام‌یک از این دو امر بهتر است؟ بدانم و بمیرم یا ندانم و نادان درگذرم؟
این سوال و جواب اوج عطش دانستن و تحصیل علوم را در ایشان نشان می دهد و شایسته است که بدانیم که علوم لایتناهی است و پایانی بر آن نیست و کسی جز خداوند و برگزیدگان متصل به اقیانوس علم خداوندی هرگز نمی توانند ادعا کنند که دانستن به قدر کفایت است و بس است .
از عالم و بزرگی پرسیدند گفت: نمی دانم، بعد گفتند پس این عمامه برای چیست؟ گفت، عمامه برای اینهایست که بلد هستم.همینطور از کسی هم که بالای منبر رفته بود این سوال را پرسیدند که اگر بلد نیستی چرابالای منبر رفته ای و او گفت: اینها برای چیزهایی است که می دانم و اگر قرار بود برای چیزهایی که نمی دانم پله بسازم باید تا آسمان منبر و پله می ساختم.
فلذا انسانهای عاقل بی ادعا همیشه معتقد و بیان می دارند که فهمیدم که تازه اول راه دانستن هستم و به محلی می گویند ” دومبه ندومبه ” این وجه اول توضیح و تشریح این مثل بود.
 ۱۷۸۲۲۳۷۲۱۷۲۴

وجه دوم این مثل

 با مشورت با برخی بزرگان بیان داشتند که ” دومبه ندومبه ” نوعی “راز داری “را می خواهد بیان کند و به طرف مقابل تفهیم کند که با اینکه فکرت را خواندم و می دانم که چه در سر داری و موضوعی را از من پنهان می کنی ولی من بر آن اشراف داشته و مطلعم و برای ارسال چنین پالسی به طرف مقابل ازین مثل محترمانه با معنا کمک می گیرند و می گویند ” دومبه ندومبه ” و …

نکته :

تجربه نگارنده در هم مصاحبت بودن با افرادی چون کبلایی روح الله خدابیامرز وجه اول را بیشتر محتمل و کاربردی تر دیده و احساس می کردم چرا که کاربرد این مثل در بین امروزیهایی که بسیار پرادعا و خود را زیاده دانا می دانند کاربردی ندارد ولی قدیمی ها که از حکمت ، بزرگی ، افتادگی و شکسته نفسی بیشتری برخوردار بودند امثال کبلایی روح الله ورد زبانشان بود .
این بیان با مثل همیشگی حاج رمضان (حاج رمضانعلی) علیجانی خدابیامرز که اواخر عمر بیش از ۹۰ سالشان می گفت “ دنیا گلستان بهیه و امه عمر تموم ” ، نوعی حسرت آمیخته در دانایی و حکمت را به شنونده منتقل می کرد و …
یادمان نرود که پروفسور دکتر محمودحسابی این فیزیکدان و دانشمند بزرگ معاصر گفتند :
“حاصلضرب توان در ادعا مقداری ثابت است
هرچه توان انسان کمتر باشد ادعای او بیشتر است
و هرچه توان انسان بیشتر باشد ادعایش کمتر می گردد.”
eww

توجه مهم :

به نظر شما در این نوشتار جای عکس کبلایی روح الله مومنی فر “آن پیر فرزانه ، با حکمت و دانا خالی نیست؟!!!
شما می توانید بصورت رایگان در اشتراک ایمیلی این سایت عضو شوید تا مطالب جدید را درون ایمیل خود دریافت کنید.
برای عضویت، ایمیل خود را وارد کرده و بروی اشتراک کلیک کنید...

  1. سلام مهندس
    آنقدر از این شاخه به اون شاخه پریدی که منظورت را نفهمیدم؟
    در حالت کلی چی میخواستی بگی اما مصلحت دیدی که سر بسته بماند؟
    در هر حال جناب سعدی میفرمایند:
    گروهی همنشین من خلاف عقل و دین من
    بگیرند آستین من که دست از دامنش بگسل
    امیدوارم هم اندیشی چند نفره شما و دوستانتان درجهت مثبت شدن و…….

  2. سلام جناب
    تشکر از ورود در بحث و ارسال نظر
    چند شاخه بیان داشتن برای رساندن مفهوم بسیط این مثل بود جناب نه مصلحتی در کار باشد .نه چیزی سر بسته
    متوجه منظور شما ازین شعر سعدی نشدم اگر ممکن است بیشتر توضیح بفرمایید .
    آرزوی شما که آمیخته با مثبت اندیشی است هم منم آرزو دارم و …
    با سپاس

  3. سلام
    دومبه ندومبه
    جالب بود
    تو هم ضب تخصص داری مهندس

  4. سلام جناب
    خدارو شکر مفید بود
    نظر لطف و مرحمت شماست

  5. سلام مهندس
    شنیده ام که در یک سری از مسائل روستا بین شما و دیگران اختلاف کوچکی که کاملاً قابل حل میباشد ایجاد شده است
    جهت یادآوری گفتم اگر گروهی از شما بابت این کار حمایت میکنند مطمئن شوید که با شما هم عقیده هم دین هم باور هم عقل هستند یا خیر؟
    چون ممکن است در طول زمان کوتاه به خاطر از دست ندادن جایگاه و احترامی که بین اهالی روستا دارند به راحتی آستین لباستان (منظورم ایده و نظرات) را پاره کرده و کاملاً منکر حمایت از شما شوند

  6. سلام جناب
    وجود اختلاف دیدگاه و نظر در بین گروهی نشان از پویایی و رو به ترقی و رشد بودن آن جمع و جمعیت را نشان می دهد چرا که بنده عمیقا به این موضوع باور دارم که :
    بسان رود که در نشیب دره سر به سنگ می زند رونده باش
    امید هیچ معجزی ز مرده نیست زنده باش
    سکون یک برکه بزرگ آب ،موجب گندیدگی و ناسالم شدن آن می شود اما جاری شدن و اظهار نظر و عقیده توسط دیگران نه تنها بد و مضر نیست بلکه بسیار هم خوب است اما مهمتر از آن، آن است که در هر کاری خدا را در نظر داشته باشیم و از مسیر و دایره حق و حقیقت و مردم دوستی خارج نگردیم .
    دروغ ، غیبت ، تهمت و افترا همیشه بد و مذموم بوده و هست فلذا دعا به فرما که همه ما تحت توجهات حضرت باری تعالی در مسیر رضای خداوندی گام برداریم و عینک بدبینی را برداشته و مثبت اندیش باشیم و …
    با سپاس از ابراز نظر شما
    قدر مسلم ایجاد دودستگی ، دشمنی و کینه کار درستی نیست و باید که تلاش کنیم تلطیف قلوب کرده و دلها را بهم نزدیک کنیم نه گمان بریم که برای دو روز دنیا می شود از هر حیله و نیرنگی برای شکست طرف مقابل استفاده برد .
    که خدا کند هرگز چنین مباد

  7. سلام مهندس

    ممنونم از پاسخ زیرکانه ای که داده اید.

    نیما یوشیج چه زیبا گفت :

    “فکر را پر بدهید”

    و نترسید که از سقف عقیده برود بالاتر
    “فکر باید بپرد”
    برسد تا سر کوه تردید
    و ببیند که میان افق باورها
    کفر و ایمان چه به هم نزدیکند
    ….
    “فکر اگر پربکشد”

    جای این توپ و تفنگ، اینهمه جنگ
    سینه ها دشت محبت گردد
    دستها مزرع گلهای قشنگ
    ……
    “فکر اگر پر بکشد”

    هیچکس کافر و ننگ و نجس و مشرک نیست
    همه پاکیم و رها …

  8. سلام جناب
    از نظرات عالمانه و محققانه شما کمال بهره را می بریم
    خود را همیشه محتاج نظرات راه گشا می یابم و تشنه حق و حقیقت
    واقعا ” فکر اگر پر بکشد ” هیچ کس تنها نیست و خدا را در کنار می بیند و …

با خیالی آسوده یک نظر بگذارید...

برگه ها
ads ads ads