تاریخچه روحانیت در اسلام

در مورد تاریخچه روحانیت در اسلام در اینجا(کلیک کنید) مطالب بسیار سودمندی می توانید بخوانید اما بطور گذرا می توان بیان داشت .
واژه روحانیت به معنای «روح محوری» در برابر «جسم محوری» است. گاهی این اصطلاح به جای واژه «عالم دین» و یا «دین شناسی» و نظیر آن به کار می‏رود که چندان رسا نیست, چنانکه برخی از اصطلاحات زمان‏های پیشین چون «آخوند» (پیشوای مذهبی یا دانشمند) و «ملا» (درس خوانده) نیز چندان رسا نبود و علاوه بر نداشتن دلالت لازم بر مراد, گاهی با تحقیر و توهین دشمنان دین و روحانیت همراه بود.

در فرهنگ قرآن و اهل بیت‏(ع) در مورد دین شناسان و ادامه دهندگان رسالت پیامبران واژه «عالم» به کار رفته و با القایی چون «وارثان پیامبر», «جانشینان پیامبر», «دژهای اسلام»، «صاحبان فهم عمیق», «منذران قوم» و… به آنان اشاره شده است.
لباس روحانیت یکم. این نوع لباس از زمان پیامبر اکرم(ص) و امامان معصوم(ص) رایج بوده است و آن بزرگواران، چنین لباس می‏پوشیدند.

دوم. عمامه بر سر بستن، از مستحبات بوده و تأکید فراوانی بر آن شده است. احادیث متعددی در این زمینه از حضرت رسول اکرم(ص) و ائمه معصومین(ع) وارد شده است؛

سوم. جایگاه صنفی بسیاری از اقشار جامعه، اقتضا می‏کند که از سایر اقشار مردم باز شناخته شوند؛ لذا دارای یک نوع لباس مشخص می‏باشند (مانند نیروهای نظامی و انتظامی و…)؛ درباره روحانیان نیز چنین است.

وجود شخصیت‏های وارسته جامعه که به عنوان نماد و مظهر علم و تقوا و وارستگی و ارزش‏های اسلامی و ملبس به لباس رسول اکرم(ص) و ائمه معصومین(ع) باشند، از شعائر الهی است و در حفظ و گسترش ارزش‏های الهی و اسلامی در جامعه و تقویت هویت مذهبی، در مقابل تهاجم ارزش‏های بیگانه، بسیار مؤثر است.

ضرورت روحانیت در اسلام سؤال درباره ضرورت و فلسفه وجودی قشری به نام «روحانیت» مانند سؤال درباره قشرهایی همچون پزشکان، مهندسان و دیگر اقشار جامعه است.

حوزه علمیه (انگلیسی: Seminary) نهادی آموزشی است برای آموزش طلاب در زمینهٔ الهیات و آماده‌سازی آنان به عنوان روحانی. نوعاً در یک حوزه علمیه دروس عالی در زمینه مذهب ارائه می شود و طلاب در محل حوزه زندگی می کنند. حوزه علمیه سامرا و نجف و قم از برترین حوزه های علمیه جهان تشیع هستند و مرکز حضور علما ، مجتهدین ، مدرسین و مراجع عظام تقلید است.

حوزه علمیه نجف جزو نخستین حوزه علمیه ویژه شیعیان است که در سدهٔ چهارم قمری در شهر نجف عراق در کنار مقبرهٔ حضرت علی بن ابیطالب (امام اول شیعیان) توسط شیخ طوسی برپا شد. حوزه علمیه نجف بیش از ۹۰۰ سال سابقه دارد.حوزه علمیه قم یکی از حوزه‌های علمیه مهم شیعیان است، که در شهر قم قرار دارد. این حوزه در قرن اخیر با حضور آیت‌الله حائری یزدی در سال ۱۳۰۱ شمسی تجدیدحیات شد.

Nد۵۰۰

روحانیت و حکومت

از اینکه اقشار روحانی در کنار حکومتها بوده اند و واسطه ای بین مردم و حکومت و از طرفی پناهگاهی برای مردمان خود بحث سخن بسیار است و در این مقال و گفتار ما نمی گنجد و هدف مارا تعقیب نمی کند اما آنچه مشاهده می شود و میدانیم حضور جدی روحانیان شیعه در دوره شاهان صفویه بود که دارای فراز و فرود بسیاری بود و تجربیات ارزنده ای حاصل شد کما اینکه در این عهد “شیخ الاسلام “و بعد “ملا باشی” بالاترین مقام آخوندی و روحانی شیعی در بارگاه پادشاهی صفوی بود .

شیخ الاسلام یا آخوند در خانه خود به دعاوى شرعى و امر به معروف و نهى از منکرات می رسید. طلاق شرعى را نیز در حضور او می دادند و ضبط مال غایب و یتیم اغلب به او رجوع می شد. شیخ الاسلام از شاه همه ساله مواجب داشت .

بزرگترین مقام روحانى ایران در عهد شاه سلطان حسین شغل ملا باشى بود که رئیس همه روحانیون ایران محسوب می شد. ملا باشى در مجلس شاه، نزدیک به مسند پادشاه جایگاه معین داشت. کار او رسیدگى به امور طلاب علوم دینى، رفع ظلم از مظلوم، اطعام مساکین شفاعت از گناهکاران و تحقیق در مسایل شرعى و تعلیم ادعیه بود. قوام گیرى این عنوان به مثابه یک مقام و منصب دوستى، حاصل اتحاد سیاستمداران و دولتمداران صفوى با علماى دین بود و نیاز داشت تا حکومت پادشاهان را وجهه‏ اى دینى بخشد و آن را برآمده و منطبق با شریعت حقه نشان دهد.
در باب شغل ملا باشى که پدید آمدنش در بین مناصب رسمى نشانه غلبه دین یاران بر قدرت سیاسى عصر بود، به کتاب تذکره الملوک رجوع شود. از جمله اتفاقاتى که توسط ملا باشى رقم زده شده، کور کردن فتحعلى خان اعتماد الدوله وزیر بود.

بعدها علما از دربار فاصله جدی گرفته و ملجا و پناه مردم در رفع امور دینی و شرعی شدند و در بزنگاههای تاریخی مثل جنگ و جهاد و موارد تظلم و بعد در عصر جنبش تنباکو و انقلاب مشروطیت به همراه مردم پرچمدار خیل مظلومین علیه شاهان شدند تا اینکه با تفسیر و تدریس حضرت امام ره و یارانش نظریه مترقی “ولایت فقیه “حاکم و انقلاب شکوهمند اسلامی جایگزین حکومت ۲۵۰۰ ساله پادشاهی شد و اینک ۳۵ سال است که تمام ارکان حکومت و گردش امور مملکت بدست اقشار روحانیت است تا خدا چه خواهد امید که به قیام حضرت ولی عصر(عج) متصل شود .

IMG_0251

حرمت روحانیت در سنه کوه

در مورد اصل وجود روحانیون و سواد قرآنی و امور مربوط به دینی در سلسله مطالبی تحت عنوان تاریخ شفاهی سوادآموزی و تحصیل در سنه کوه مطالب مهمی خواهیم نوشت اما آنچه مربوط به حرمت روحانیون باید عرض کنیم اینکه علما بخصوص اهل علم و دانش و تحصیل کرده ها همیشه عزیز و مورد احترام خاص و ویژه بوده و هستند .

علمای دینی از جمله روحانیت معظم و معزز تا مداحان و قاریان قرآن از جایگاه ویژه در بین اهالی برخوردارند و معمولا در مجالس در صدر بخصوص کنار منبر می نشانند البته لباس روحانیت را لباس پیامبر دانسته و تحت هر شرایطی بخصوص در قدیم قداست بسیار بالایی قایل بوده و از توجه مخصوص و بسیار بالایی برخوردار بودند . مثلا شخص ملا یا عالم دینی و روحانی وقتی وارد مجلسی می شد تمام اهل ساکن در آن مکان از جای برخاسته و با تحیت و احترام ویژه ای او را به صدر مجلس رهنمون می کردند هرچند تعداد آنها بیشتر بود انجام اینکار برای تک تک آنان تکرار می شد و شور و شعف زایدالوصفی بر اهالی حاکم می گشت و صلوات برای عزت و سلامتی آنان فراوان ذکر می شد .در هر مورد نگارنده مثالهای زیادی را قابل ذکر و بیان دارد که اطاله کلام نمی کند.

مردمان قدیم و جدید سنه کوه سعی می کنند جلوی روحانیت راه نروند بلکه با مشایعت و همراهی آنان حرکت کنند . در ورود درگاه و شروع تعارف احوالپرسی و حتی شروع و پایان غذا روحانی را مقدم بر همه می دانند حتی بزرگان نیز بیشتر مواقع شکسته نفسی کرده و روحانی را برای تقدم تعارف ترغیب و تشویق می کنند و بسیار دلچسب تعارفات رد و بدل می کنند . برای منبر رفتن در مراسم خاص نیز الویت با روحانی واعظ مهمان بوده و هست حتی پا منبری خوان و نوحه خوان نیز رعایت شده و می شود .

نشست و برخاست با روحانیت در بین اهالی سنه کوه یک امتیاز بزرگ برای فرد و لیاقت مناسبی برای خود می دانند و ازین نظر افتخار می کنند نه الآن که مسائل سیاسی مطرح باشد بلکه از قدیم الایام هم چنین بوده است .

در قدیم بیشتر و امروزه در تساوی بهترین پذیرایی و مکان جلوس و احترام در مجالس و منازل برای روحانیت در نظر گرفته و می گیرند . معمولا روی حرف روحانی مجلس حرفی نمی زنند و کمتر پیش آمده است که اما و اگر بوجود بیاورند و در واقع روحانی محل حرف آخر را می زدند و …

البته این احترام دو جانبه است و بسیار گفته می شود که ” تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی ” این بدان معناست که اگر برای سادات و علما و تحصیلکردگان و … احترام و شخصیت و موقعیت ویژه در نظر دارند و به احترام بر صدر مجلس می نشانند او هم مسئولیت سنگینی داشته و باید مراعات جایگاه و شخصیت خویش را بکند و بزرگی خود را نه به ادعا بلکه در عمل ثابت کند وگرنه این روش و حرمت گذاری ماندنی نخواهد بود .کما اینکه متاسفانه امروزه برخی افراد گاهی رعایت شئون لازم را نمی کنند و حرکات و سکنات زشتی را گاها مشاهده می نماییم که موضوع سربسته که برای بسیاری از مردمان قابل درک و مصداقی است چندان خوشایند نمی باشد .

فلذا به دوستان جوانم توصیه اکید برادرانه می کنم هرگز پس از منبر و حین منبر و بعد از سخنرانی به سمت سخنران جهت اعتراض هجوم نبرند و صدا بلند نکنند که در عرف مردمان ، افکار و وجدان عمومی اصلا مقبولیتی ندارد و نتیجه معکوس می دهد، چراکه هم کلام شدن و نوعی بحث با سخنران و حتی کمترین اشارات را مردم ” هم جوابی ” تعبیر و اصلا نمی پسندند حتی اگر خدای نکرده روحانی منبری به خطا و اشتباه مطلبی بیان نموده باشد باز هم از آداب حرمتهای به لباس پیامبر و منبر می دانند.نگارنده که خود قریب بیست سال است که مجری مراسم گوناگون مذهبی است هم از وظایف مجری هدایت و جمع و جور نمودن آبرومندانه مراسم هست گاهی ملاحظه نمودم سخن حداقلی و اشاره ای هم مقبول عمومی نبوده است .

باشد که تا همه ما قدر و منزلت و جایگاه بزرگان بخصوص بزرگان دین را دانسته و در مقابل، این قشر نیز در پاسداشت جایگاه رفیع خویش ، خود حرمت را بیشتر نگه دارند و ملجا و پناه همه جوره مردم باقی بمانند نه خدای نکرده در کوران مسائل سیاسی به بهانه ” دیانت ما عین سیاست ما و سیاست ما عین دیانت ماست ” را چماقی بر سر همنوعان و هم لباسان خود فرود آورند .

DSCF0997

در روز تاسوعا و عاشورا در موقع سوال و جواب ورود مهمان روحانیان در جلوی جمعیت در حرکت هستند و …

IMG_0251

افتخار حضور در کنار روحانیان محل غنیمت است و …

DSCF1045

کرامت و حرمت روحانیان مهمان و میزبان در سنه کوه فوق العاده است و …