حرمتهای رو به فراموشی و مستقر در سنه کوه (۱۰)

DSC_0241

حرمت قرآن و قرآن خوانی در سنه کوه

قرآن کتاب اصلی دین اسلام است و در باور مسلمانان سخنان خداست که به صورت وحی از سوی او توسط  روح الامین (جبرئیل ) بر پیامبر اسلام،حضرت محمد بن عبدالله(ص)، نازل گردیده است. مسلمانان، قرآن را بزرگترین معجزهٔ حضرت محمد(ص) و روشن‌ترین دلیل بر پیامبری او می‌دانند.

قرآن اصلی‌ترین منبع وحی در اسلام به شمار می‌آید و به زبان عربی است. کلمهٔ قرآن در لغت به معنی «قرائت کردن» و «خواندن» است و مسلمانان معمولاً به آن با عناوینی مانند «قرآن کریم» و «قرآن مجید» اشاره می‌کنند. قرآن به ۳۰ جزء تقسیم شده و ۱۱۴ سوره و ۱۲۰ حزب و حدود ۶۶۶۶ آِیه دارد.آیه در واژه به معنی نشانه‌است و در اصطلاح کوچک‌ترین واحد تقسیم قرآن است. این واژه در قرآن به همین معنای ویژه نیز به کار رفته‌است. یک آیه می‌تواند چند حرف، چند واژه، یک یا چند جمله و یا یک یا چند بند (پاراگراف) باشد. بر پایه محاسبهٔ رایانه‌ای شمار همه آیات قرآن ۶۲۳۶ تا است.

محتوای قرآن در مورد خدا بر توحید و یگانگی او تاکید دارد. قرآن خدا را به انسان نزدیک‌تر از رگ گردنش می‌داند، رابطهٔ انسان با خدا را بی‌نیاز از واسطه می‌داند و انسان را به تسلیم دربرابر امر خدا فرمان می‌دهد. قرآن پدیده‌های طبیعی را نشانه‌هایی (آیات) برای خدا می‌شمارد؛ دین و حقیقت را یکی می‌داند و تنوع ادیان را حاصل تنوع در مردم می‌داند. قرآن قوانین و حقوق در جامعهٔ اسلامی را نیز تعریف می‌کند. قرآن مومنان را به جهاد در راه خدا می‌خواند و آنان را به نیکوکاری، به ویژه در مورد مسکینان و یتیمان فرا می‌خواند.

مسلمانان براین باورند که قرآن یک بار به صورت کامل توسط جبرئیل در شب قدر بر حضرت محمد(ص) نازل گشته و سپس بار دیگر به صورت تدریجی بر او نازل شده‌است. از نظر تاریخی، دیدگاه غالب آن است که قرآن در زمان عثمان، خلیفهٔ سوم، تحت نظارت جمعی از صحابه به رهبری زید بن ثابت و بخصوص حضرت علی (ع) به صورت یک کتاب جمع گردید و نسخه‌هایی از آن به مکه، دمشق، کوفه، و بصره ارسال گردید. قرآن فعلی براساس قرائت کوفی قرن هشتم میلادی چاپ گردیده است.

به باور کسانی که به فرازمینی بودن این کتاب اعتقاد دارند «قرآن رساترین بیان است و از نظر موسیقی و وزن لفظی، در لغات و جملاتش نشانه‌های وحیانی ربانی مشهود است. وزنش نه وزن شعر است نه نثر، بلکه هر دو و برتر از هر دو است، در حدّی که در توان غیر خدا نیست، وزن و لفظ آن به گونه‌ای تناسب و انسجام با معنا دارد که گوئی معناهایش در آن تجسم یافته است.»

قرآن بر تمام جنبه‌های زندگی مسلمانان نفوذ کرده‌است. ضرب‌المثل‌های قرآنی نه‌تنها در زبان عربی، بلکه در زبان مسلمانان غیرعرب نیز راه یافته‌اند.در سنه کوه هم به مناسبتهایی از برخی ضرب المثل قرآنی استفاده می شود .

علوم قرآنی شامل بررسی تنزیل قرآن، شان نزول، تلاوت، وجوه زبانی، تفسیر، اعجاز، و تاریخ می‌شود.در اینجا(کلیک کنید) می توانید آنلاین قرآن بخوانید .

قرآن در سنه کوه

همانگونه که بیان شد قرآن از جایگاه رفیعی در بین مسلمانان برخوردار است و این موضوع اختصاص به جا و مکان خاصی ندارد اما آنچه باید اضافه نماییم اینکه تقدس قرآن در بین مردمان  سنه کوه از قدیم الایام زبانزد بود به گونه ای که آموزش قرآن در راس آموزشها و یادگیریهای هر خانواده ای قرار داشت و پیران ما بیان می دارند که هر کسی تلاش داشت قرآن بیاموزد و آن را تلاوت نماید .که در آینده کامل خواهیم گفت.

البته کسانی که می توانستند اندکی قرآن بخوانند یعنی از سواد قرآن خوانی بهره ای داشتند ، از جایگاه و منزلت بسیار بالایی در محل برخوردار بودند و بر اساس روخوانی و داشتن اطلاعات قرآنی از واژه ” ملا ” ،”  آخوند“و ” شیخ” و …به همراه نام شخص بکار می بردند .

ملا باب گل محمدی و آخوند ملاعیسی طوسی خراسانی هم بخاطر اینکه علاوه بر درس قرآنی در بیان مفاهیم و روایات نیز تخصص داشتند به “ملا “معروف بودند که البته ملا باب گل اولین روحانی شناخته شده محل بودند تا اوایل دهه بیست هجری . شیخ ولی یوسفی و حاج شیخ میر حمزه آشتاب ( موسوی پور ) و شیخ علی محمدی به خاطر دانش قرآنی و البته که حاج شیخ میر حمزه روحانی منبری بود و  شیخ ولی یوسفی و حاج شیخ علی محمدی پا منبری خوان و …

در هر حال آموزش و تعالیم قرآنی در سنه کوه قدمت زیادی دارد نه تنها ملاباب گل به برخی آموزش قرآنی داده بودند بلکه دیگرانی نیز مثل “ حاج سید کاظم شفیعی دارابی ” که اصالتی از روستای ” تلم ” روبروی سوچلما داشت هم به سنه کوه آمده و افراد زیادی را آموزش قرآن دادند مثل مرحوم حاج زلفعلی علیجانی و … هم  از جمله کسانی بود که در سنین کودکی قرآن آموختند و خود کلاس درس مکتب خانه ای فعال در سنه کوه داشتند .و بعد از آن در اواخر دهه ۴۰ و اوایل دهه ۵۰ هم افرادی مثل “شکرالله خطیبی ”  و ” محمد علی کردان ولویه ای کیاسری “هم به سنه کوه آمدند و درس مکتب خانه ای را به بیشتر کودکان آن دوره آموزش دادند و بعد از آمدن آقای “نعمت دوست  ” اولین سپاه دانش سنه کوه اهل رشت و بعد  “عباس مدیر ” سپاه دانش دروس مکتب خانه ای به سمت دروس امروزی در مکان دبستان دولتی در مرزگله تغییر جهت داد .البته سیر تکمیل تدریس در سنه کوه را به زبان روایی به نقل پیران کاملش را به زودی تقدیم شما کاربران عزیز خواهیم کرد .

پس از انقلاب هم در اولین سالهای پس از پیروزی انقلاب شور و حال آموزش قرآن اینبار در کنار آموزش دروس علوم امروزی مورد توجه خانواده های سنه کوه  قرار گرفت و از تابستان سال ۱۳۵۹ ش با دعوت از جناب حجت الاسلام سیدمرتضی موسوی راد(گالشی) آموزش قرآن و نسل جدیدی از شیوه درک مفاهیم و معانی قرآنی و مسائل دینی و مذهبی شروع شد و چند سال سه ماهه تابستان ادامه داشت البته دعوت از ایشان که به همت و تلاش زیاد ابوی گرامی نگارنده جناب حاج شعبان عبدی موجب شد تا تقریبا تمامی کودکان دبستانی آن مقطع سنی در مدت زمان زمان کوتاهی ختم قرآن داشته باشند و هم در روخوانی و هم درک مفاهیم و احکام ضروری آموزش خوبی ببینند و…

در اکثر خانه های مردم سنه کوه قرآن وجود دارد. بر طبق آموزش آن سالها تقریبا تمامی افراد شرکت کننده در کلاس قرآن، قرآن خریده و در خانه دارند و هنوز هم تمامی خانه ها قرآن را مایه خیر و برکت و رفت و آمد ملائک در خانه خویش می دانند و حتی چند قرآن به تعداد اعضای خواننده آن وجود دارد .قرائت جزوه هم در سنه کوه در مراسم عزا در بعد از انقلاب با هدیه خانواده مرحوم مشد صفر محمدی به مسجد محل هم رونق گرفت .

حرمت قرآن در سنه کوه

حرمت قرآن بر اساس آموزه های دینی در نزد همه مسلمانان وجود داشته و دارد اما در سنه کوه مسائل خاصی مد نظر بوده و هست که به آن توجه فرمایید .داشتن قرآن صرف در خانه ها ملاک نبوده و نیست بلکه تمامی خانواده های سنه کوه معتقد و باور دارند که قرآن در منزل نباید به اصطلاح ” سبیل sabil “گردد بلکه هر چند گاهی و چه بهتر هر روزه بخشهایی از آن خوانده شود برای این مهم در مناسبتهای مختلف وقتی قرآن خوانی به منزلشان می رفت ، قرآن را جلو آورده و پیشنهاد می دادند که از قرآنشان بخوانید و در عوض هدیه ای هر چند ناچیز به قاری آن تقدیم می کردند که نگارنده در این مورد هم تجربه و خاطرات زیادی در محل دارد.

بدون وضو به قرآن دست نمی زدند و بخصوص آیات آنرا هرگز لمس نمی کردند .و در اتاقی که در آن سکونت همیشگی داشتند(اتاق نشیمن)، قرآن نمی گذاشتند بلکه در اتاق مخصوص مهمان بنام “ایوون ” می گذاشتند . و در آنجا موقع استراحت قرآن را پایین پا قرار نمی دادند بلکه بالای سر می گذاشتند .

هرگز قرآن را بدون پوشش نمی گذاشتند که گرد و خاکی روی آن بشیند بلکه در لفافه ای از پارچه دوخت شده بنام “قرآن روکش یا قرآن روگیر ”  “می پوشاندند و موقع دست زدن به قرآن ابتدا صلوات فرستاده ، جلد و گوشه آنرا می بوسیدند و به این بوسه عشق و ارادت به قرآن افتخار می کردند .

در کارها بخصوص در انجام کارهی مهم مثل شروع مسافرت ، عقد و عروسی ، تعیین مادرامه (شگون)صبح عید نوروز ، ریختن خزانه شالی ، شروع کار کاشت کشاورزی ، اسباب کشی به خانه نو به قرآن استخاره می کردند و به خوب و یا بد و میانه آمدن حساسیت نشان می دادند البته حاشیه نوشت قرآن چاپ قدیم که نگارنده نیز در اختیار دارم این مهم را آسان می نمود . و روش خاصی اعم از نیت و خواندن سوره ای کوتاه از قرآن و با استغفرالله و چشم بسته گوشه ای از کتاب قرآن مجید را باز می کردند و …

قرآن به عنوان شفا و داروی دردها هم کاربرد داشت و آیه شفا معروف {وَنُنَزِّلُ مِنَ القُرْآَنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَهٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَلَا یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إِلَّا خَسَارًا} [الإسراء:۸۲]، را در برگه ای نوشته و آب کشیده از آبش میل می کردند و بقیه کاغذ خیس را به سر و صورت بیمار می مالیدند و معمولا بیماریهای ساده به امر خدا شفا می یافتند.

کسانی که به واسطه ترس و استرس دچار هیجانات روحی می شدند و یا در مرگ عزیزان دچار هیجان و بی هوشی می شدند چهار گوش قرآن را آب کشیده و به شخص می دادند به حرمت قرآن و این اعتقاد معمولا خوب می شدند .

در موقع خواندن و شنیدن صدای قرآن همگی سکوت کرده و می کنند و حتی پچ پچ (صدای زیر و کوتاه ) را هم مناسب و در شان زمان قرآن خوانی نمی دانستند و هنوز هم بیشتر اهالی بخصوص مسن ترها رعایت کامل می کنند . صوت و لحن قرآن هم برای مردمان سنه کوه بسیار جاذبه داشته و در مجالس ختم و دیگر مناسبتها حساسیت خاصی نسبت به درست خوانی و خوش صوت و لحن بودن قاری حساسیت نشان می دهند و اگر صدای طرف خوب نباشد و یا درست نخواند تذکر جدی داده  از اصطلاح “ په پی په پی ” استفاده کرده و اصلاح روش را خواستار می شوند .

در صبح عید نوروز و زمان تحویل سال که شخص مادرامه (شگون) وارد خانه می شود بزرگترها ضمن بوسه به قرآن معمولا هدیه از پول لای آن می گذاشتند که شخص قاری بعدها با خواندن قرآن آنرا می توانست بردارد نه کسی دیگر . مردمان سنه کوه هنوز هم معتقدند که برای اموات خویش باید ختم قرآن بخوانند و اگر خود سواد قرآن ندارند مبلغی را به فرد قاری داده و نثار اموات خویش با قرائت قرآن فاتحه ای نثار می کنند تا بلکه موجب شادی ارواح درگذشتگانشان در روز قیامت گردد.

بالا ترین و سخت ترین قسم و نفرین به قرآن است و معمولا کسی که به قرآن قسم یاد کند هرچند دروغ گفته باشد اهالی قبول می کنند و فرض بر آن دارند و ثابت شده است که قسم ناحق و یا دروغ جوابش را در زمان کوتاهی داده و فرد رسوا شده است و …

حرمت و جایگاه قرآن و آموزش روخوانی و مفاهیم آن هنوز هم در بین خانواده های اهالی روستای سنه کوه اهمیت بسیاری دارد و هر روز بر دامنه آن افزوده می شود .

باشد تا در پناه قرآن باشیم

أَللهُمَ نـَوِّر قـُلوُبَنــَا بالقـــُرآن وَ زَیّــِـن أَخلاقـَنا بـِالقُرآن وَ أَصلِـح اُمُورَنـــَا بالقـُــرآن وَأشفِ مَرَضَینـَا بـِالقـُـرآن

DSC_0241

DSC_0242

شیوه ای از قرآن خوانی ثبتی توسط یک سنه کوهی با تشکر از محبت او و …

DSC06409

جزوه خوانی قرآن در قبر سر سنه کوه و …

l65

سوره الرحمن خوانی هم در مراسم ختم بیشتر مرسوم است و …

DSCF1058

قرآن خوانی مجلسی با صوت و لحن خوب در سنه کوه احترام و جایگاه ویژه ای دارد و …

DSCF5935

DSCF5938

DSCF5939

در قدیم قرآن دست نوشت بسیار حرمت و جایگاه داشت و بسیار کمیاب و …

شما می توانید بصورت رایگان در اشتراک ایمیلی این سایت عضو شوید تا مطالب جدید را درون ایمیل خود دریافت کنید.
برای عضویت، ایمیل خود را وارد کرده و بروی اشتراک کلیک کنید...

  1. سلام مهندس
    این دیگه برام نو تو بود :
    حاج سید کاظم شفیعی دارابی ” که اصالتی از روستای ” تلم
    قرآن را مطرح کردی خوب بود.
    هم راستا با منبر شیخ وحدت این گرایش و ترجیح تو را

  2. سلام جناب
    پس چی داداش هنوز کو تا خیلی خبرها برات بگویم
    پس همیشه با ما همراه باش اخوی که ناگفته ها فراوان دارم
    سپاس

  3. حاج ااااااااااآقای شفعیی ما به ایشان ارادت مندیم

  4. سلام…جالب بود واسم ..پس میشه اینطوری بر داشت کرد اکثر دارابکلایی ها از تلم وسوچلما چلمه کوه وسنه کوه بودن..
    ختم سوره الرحمن تو مراسم ختم برام تازگی داشت…

  5. سلام بر شما و دقت و نظر شما
    خیلی تعجب نکن اگر روزی اتصالات شجره منطقه را بنویسم فکر کنم از تعجب شاخ در بیارین میدونی چرا چون تمامی مردمان هزارجریب تاریجی با هم اتصالات فامیلی دارن و کوچ کردند از منطقه و روستایی به جای دیگر و …
    باشه به مرور و سر فرصتهای مناسب
    تشکر و سپاس دارم از دقت و نظر شما خدا کند که مفید باشه مطالب ما

  6. با سلام می خواستم یادآور بشم که اولین سپاه دانش سنه کوه آقای نعمت دوست اهل رشت بود که شما همیشه عباس مدیر را به عنوان اولین سپاه دانش معرفی می کنی شاید به خاطر اون پسته هایی که دوران کودکی خوردی باشه.

  7. سلام جناب همولایتی عزیز و نکته بین
    از تذکر بجا و درست شما بی نهایت سپاسگزارم اصلاح می کنم …
    همین است که همیشه خواهش دارم که در اینگونه مسائل ورود کرده و راهنمایی فرمایید
    پسته که سهله موز و سیب لبنانی را هم بگو وووووو.
    از مزاح با حال شما هم روحیه مضاعف گرفتم

  8. با سلام اولین سپاه دانش سنه کوه آقای نعمت دوست اهل رشت بود.

  9. سلام جناب مهندس از اینکه از شوخی بنده ناراحت نشدی وبه دل نگرفتی ممنونم این نشاندهنده ظرفیت بالای شماست.

  10. سلام همولایتی عزیز
    نظر لطف شما و از سر حسن ظن جنابعالی است .
    منو شما وظیفه خطیری داریم و آن اینکه تاریخ و گذشته خود را درست و راست به امروز پیوند بزنیم تا چراغ راه الفت و مودت بیشتر گردد قطعا در این مسیر مزاح و شوخی هم به همراه لبخند خاطره انگیز و ماندنی است و انرژی مثبت ادامه طریق است و …
    از دقت و مرحمت جنابعالی بی نهایت سپاس

  11. سلام اخوی این کار شما بسیار جالبه از فرهنگ دوران گذشته می نویسی ؟؟؟ راستی چقدر درمورد انس با قران جالب نوشتی یه دنیا پیام داشت یادم هست اون موقع دعوت می کردن از روحانیون برای خواندن قران در منازل خیلی حرمت داشتند (این اقا یان )چه شد که بعد از سی سال دیگه اون صداقت ها اون فداکاری ها اون ایثار گری ها همه فراموش شد ما چیکار کردیم که دیگه محبت -عشق- ایثار -فداکاری -انس با قران- و اهل بیت یواش یواش از خا نه هایمان هجرت کردند

  12. سلام سپاس از لطف شما

با خیالی آسوده یک نظر بگذارید...

برگه ها
ads ads ads