حرمتهای رو به فراموشی و مستقر در سنه کوه (۶)

 78478823106067927040

حرمت بزرگان و بزرگترها در سنه کوه

 

از قدیم به ما آموختند که بزرگی به عقل است نه به سال . اما در عمل طوری دیگر دیدیم و مراعات نمودیم چرا که نمی دانیم که ملاک بزرگی و کوچکی چیست ؟ بزرگی و کوچکی اصطلاحی نیست که کسی در محاورات نشنیده باشد . معیار و نشانه های بزرگی بسیار متفاوت و متغیر است و در جوامع گوناگون فرق دارد اما در مجموع در مورد انسانهای بزرگ و متوسط و کوچک میتوان بیان زیر را مد نظر قرار داد:

 انسان های بزرگ در باره عقاید  سخن می گویند

انسان های متوسط در باره وقایع سخن می گویند

انسان های کوچک پشت سر دیگران سخن می گویند

انسان های بزرگ درد دیگران را دارند
 انسان های متوسط درد خودشان را دارند
 انسان های کوچک بی دردند

 انسان های بزرگ عظمت دیگران را می بینند

انسان های متوسط به دنبال عظمت خود هستند

انسان های کوچک عظمت خود را در تحقیر دیگران می بینند.

و همچنین انسان بزرگ کسی است که در میان جمعیت هم بتواند استقلال و خلوتش را حفظ کند و در هر شرایطی از دروغ و نیرنگ پرهیز نماید و در امور تدبیر مناسب اتخاذ کند .این سخنان بخش مهمی از حقایق را نشان می دهند اما در حقیقت بینش و عرف هر جامعه را باید در نظر گرفت. بنابراین با این نگاه از قدیم الایام در سنه کوه بزرگی افراد مطابق با عرف و برداشت عمومی بر اساس سن افراد ، دارندگی و نداری ، شیوه سخن گفتن و حرکات فرد در جمع ، اصل و نسب ، سیادت و غیر آن ، میزان سواد و دانش فرد ، میزان دانش و صوت خوب در زمینه دینی و قرآنی ، جایگاه فرد دربین فامیلها ، ماموریت و مسئولیت عمومی مثل کدخدا بودن و …تعیین کننده رجحان و برتری او در نشستها و کارهای محل بوده است .

مثلا از نظر سن و سال کسی که سن بالاتری داشت بر کوچکترها واجب جدی بود که حرمتش را پاس بدارند. از هر گونه برتری طلبی در نزد او پرهیز دارند به طور مثال در موقع سلام و احوالپرسی ، کوچکتر باید سلام کند و بزرگتر بعد از علیک شروع کننده احوالپرسی باشد، همین طور در موقع نشستن و برخاستن و حتی راه رفتن و از در گاهی وارد شدن و بسیاری از موارد دیگر ملاک سن حرف اول و آخر را میزد و کمتر پیش می آمد که افراد مراعات نکنند در غیر این صورت دچار گناه نابخشودنی می شدند این مهم در هر خانواده ای در بین برادران و خواهران هم ، سن و سال ملاک بود و مراعات می شد .که بحث خانواده و حرمت والدین را در پستی جداگانه بیان خواهیم نمود .

در مجموع مرد و زنی که بهم می رسند لازم بود که زن سلام نماید و مرد شروع کننده احوالپرسی مختصر مگر آن زن سالخورده و از جهتی ننه بزرگ می بود شرایط فرق می کرد .

رعایت تفاوت سنی و شروع تعارف و آغاز بسیاری از کارها از نشست و برخاست تا صرف غذا و دیگر امور چنان محبت و رافتی در اجتماع اهالی ایجاد می کرد که انس و موددت با بیان کلمات و جملات محبت آمیز جوی مملو از عشق و ارادت بوجود می آورد و کسی که مراعات نمی کرد را با اصطلاحات و کنایات تمسخر آمیز و مضحک نوازش می دادند .
از نظر دینی هم آموختیم که طبق نقل برخی از منابع تاریخی در زمان شورش بر علیه عثمان خلیفه سوم مسلمانان که منجر به کشته شدن عثمان شد، امام علی(ع) نه تنها کوچکترین نقشی در این ماجرا نداشته است. بلکه در مواردی نیز به عثمان کمک هم کرده است، حتی حاضر شد فرزندان خود امام حسن(ع) وامام حسین(ع) را برای دفاع از منزل خلیفه و جلوگیری از قتل عثمان فرستاد ،تا مبادا خلیفه کشی باب شود که کسی در امان نخواهد بود. اینگونه بزرگواری و مناعت طبع از ناحیه امام اول شیعیان درس آموز زندگی مردمان قدیم بود تا هم حرمت ریش سفیدان و پیران را نگه دارند و هم در مواقع حق شخصی و حق عموم ،مراعات حق عمومی را بنمایند و همین است که در رعایت مصالح عمومی حق بزرگی و بزرگواری افراد را رعایت می کردند و بزرگان هم با نشان دادن عمق نگاه جامع نگرانه خود در امور روستا، بی طرفی و نفع عموم را به کوچکترها نشان می دادند تا آنان نیز با اعتماد به نفس بیشتری رعایت حق بزرگی را بنمایند .
از مجموع این سخنان و آموزه های عرفی و سنتی چنین بر می آید که مردمان سنه کوه قدیم اگر چه در برخی نظرات و عقاید اندک اختلافاتی داشتند و گاهی این اختلافات به شکلهای مختلفی بروز و نشان داده می شد اما با الگو گرفتن از شیوه و روش ائمه معصومین (ع) و سیره و سنت پدران و نیاکان خود عفو و گذشت را سرلوحه زندگی خود قرار داده و با رعایت حقوق متقابل بخصوص رعایت حرمت و احترام بزرگان و بزرگترها در جوی آکنده از مهر و دوستی و با آرامش در کنار هم زندگی آبرومندانه و شرافتمندانه ای داشتند و فرزندان صالح و با ادبی را تحویل جامعه و نسل امروزی دادند تا هر کدام امروزه الگو و مورد مباحات روستاهای اطراف و اکناف باشند .
در سنه کوه سادات از احترام خاصی برخوردار بوده و هستند. علما بخصوص اهل علم و دانش و تحصیل کرده ها همیشه عزیز و مورد احترام خاص و ویژه بوده و هستند . علمای دینی از جمله روحانیت معظم و معزز تا مداحان و قاریان قرآن از جایگاه ویژه در بین اهالی برخوردارند و معمولا در مجالس در صدر بخصوص کنار منبر می نشانند در هر مورد نگارنده مثالهای زیادی را قابل ذکر و بیان دارد که اطاله کلام نمی کند. البته این احترام دو جانبه است و بسیار گفته می شود که ” تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی ” این بدان معناست که اگر برای سادات و علما و تحصیلکردگان و … احترام و شخصیت و موقعیت ویژه در نظر دارند و به احترام بر صدر مجلس می نشانند او هم مسئولیت سنگینی داشته و باید مراعات جایگاه و شخصیت خویش را بکند و بزرگی خود را نه به ادعا بلکه در عمل ثابت کند وگرنه این روش و حرمت گذاری ماندنی نخواهد بود .
سخن در این زمینه و مثالها بسیار است و باید توجه داشت که اگر رعایت حرمتها دو طرفه نباشد “سنگ روی سنگ بند نخواهد شد” و باید از روش و سنت بزرگان قدیم درس بیاموزیم و رعایت احترام و حرمت بزرگترها را از هر نظر محفوظ و ملحوظ داریم . چرا که” ادب مرد به ز دولت اوست “.

البته باید توجه داشت که در قدیم با اینکه از نظر ظاهر آحاد مردم بیسواد بودند یعنی سواد خواندن و نوشتن نداشتند اما با توجه به مشغله فکری کمتر و برخورداری از مواد کاملا طبیعی آب و هوای ییلاقی سنه کوه از هوش و ذکاوت و حافظه یاد سپاری قوی و فوق العاده ای برخوردار بودند و با تجربه به فراست دریافته بودند که کسی که بزرگتر است می گفتند ” چند تا جامه بیشتر پاره کرده ” در نتیجه تجربه زندگی بیشتری دارد و باید حرمتش را محفوظ داشت و از طرف دیگر بزرگان محل چه از لحاظ سن و ریش سفیدی و چه به لحاظ دیگر حرمت همدیگر را هم در حد اعلا داشتند و اگر کوچکترها مرافهه ای داشتند و به اصطلاح اهالی متوسط ،اختلاف و درگیری داشتند بزرگان وارد گود شده ،آشتی می دادند و محل حل اختلاف بودند نه اینکه خود وارد معرکه و طرف دعوی شوند ، چرا که متوجه بودند که اگر ارزشها عوض شوند ممکن است عوضی ها با ارزش شوند و آنوقت جمع کردن موضوع کار سختی شود که این مطلب مایه آرامش و نجات جامعه آن موقع بود و این بخش مهم بیان ما امروزه در علم سیاست به بی طرفی برخی ارکان حکومت و تفکیک قوا تعبیر می شود و …
از لحاظ دارندگی و جایگاه مالی افراد کمتر مدعی و گنده گویی در سنه کوه سراغ داریم . بزرگی افراد به لباس فاخر و مال و منال آنچنانی نیست و معمولا خیلی اهمیت آنچنانی در نزد مردمان سنه کوه ندارد اما آن کسی که در کنار دارا بودن صاحب اخلاق نیکو و افتادگی و توجه به عموم داشت را چون پهلوانان بسیار عزیز و محترم دارند و همیشه ذکر خیر او را بیان می کنند و حتی به فرزندان و نسل او احترام ویژه قائلند . البته این دارندگی و بنیه مالی وقتی با صفات بزرگی دیگر درهم می آمیزد جایگاه و پایگاه اجتماعی آن فرد در مراتب بسیار بالایی لحاظ می شد مثل حاج شیخ میر حمزه که هم از سادات معظم بود و هم ملا و منبری و هم در کار و شغل تجارت بسیار موفق بود و هم مناعت طبع و اخلاق خدای گون داشت و تا بود بسیار محترم و عزیز بود و در صدر می نشست و حرفش اول و آخر اهالی بود و بعد از فوتش هم فرزندان و نسلش بسیار حرمت و احترام دارند و واجب التکریم اهالی هستند مگر استثنایی در کار باشد اما عموم اهالی فوق العاده احترام دارند و …
در بین خاندان مختلف سنه کوه مثالهای دیگری هم می توان بیان داشت از ملا باباگل محمدی و کل گلبرار  و مشتی (بابا) یوسفی تا مشد میرزا گل علیجانی و کل یحیی بخشی و کل روح الله مومنی فر (خیازنه) و میرزا احمد جیبا(فکوری نیا) و مشد جانبرار متحد تا دیگران همه و همه دارای سجایای اخلاقی زیادی بودند که مردمان سنه کوه به نیکی از بزرگان و گذشتگان خود یاد می کنند و …
اما امروزه ما را چه شده است که در برخی مواقع برخی افراد نه سن و سال و ریش سفیدی افراد برایشان ملاک است و نه دانایی و دانش و دیگر موارد … خدا به داد جامعه ما برسد با این الگو سازی و الگو تراشی ماهواره ها و  صدا و سیما و دیگر رسانه ها و تبلیغات عجیب و غریب و حق را ناحق و ناحق را حق جلوه دادن چه خواهد شد!!و …
در بعد سیاسی که امروزه به درون تمامی خانه ها و شئون مردمان نفوذ کرد و به بهانه های مختلف این و آن بر هم می تازند و هر حرکتی را به دشمنان خارجی نسبت می دهند و اظهار نظر ابلهانه آنان را در راستای کمترین انتقاد داخلی و در کنار هم می بینند باید گفت ما را چه شده است ؟ در قدیم  بزرگان محل هرگز بر هم نمی شوریدند بلکه کدخدا و پیرمرد یک ده کوچک با بی طرفی و حرمت داری و عدالت نسبی خود و رعایت شئون او از ناحیه اهالی، آرامش و رفاه را برای همدیگر و اهالی به ارمغان می آوردند و نفع عموم را بر نفع شخصی ترجیح می دادند،الگوی نسل بعدی بودند و سلسله روستا نشین و قبایل آن با هم زندگی سعادتمندی داشتند اما امروزه ملاحظه می کنیم در افغانستان جنگ زده عقب مانده از هر نظر در انتخاباتی سراسر مسئله دار، دو کاندیدای برتر کنار هم می آیند و در صلح و دوستی دست همت به اداره امور کشور می دهند اما ما را چه شده است! که قدر نعمتهای بزرگ خود را ندانسته کفران نعمت می کنیم و چندین سال است که به جان هم افتادیم و با آسمان به ریسمان می خواهیم خشکه به آب بدهیم ! و هر روز مسئله جدید بوجود آوریم و از طرفی بخشی دیگر سبکبال و فراغ خاطر بیت المال را بیت الحال خود قرار داده با اختلاس میلیاردی ،حرمتها می شکنند و حتی احترام حداقلی را با نام “دور کاری” قهر کرده منزل نشین می شوند و طرف دیگر را خس و خاشاک ، بزغاله و میکروب خطاب می کنند و در این گیر و دار، دار و ندار مردم را به کیسه اندک نفراتی ریخته و کیسه و همیان راهزن پر نموده و خبر مضحکه آن در کل مناطق دهان به دهان راهزنان شده است تا سرازیر محله گردند معلوم است که دو طرف در همه اینگونه قضایا مقصر و پایه گذار این ناامنی و بی حرمتیها از صدر تا به ذیل هستند .
باشد تا با الگوپذیری از روش و منش ائمه معصومین (ع) و جانشینان بر حق آنان و سنت حسنه گذشتگان خود، حق بزرگی بزرگان را بیشتر رعایت کنیم که تا احترام نکنیم احترام نخواهیم دید و …
این جاده یک طرفه نمی تواند باشد و تابع قوانین طبیعت است که “هر عملی را عکس العملی است مساوی با آن ولی در خلاف جهت آن ” . اما با گذشت و ایجاد شور و شوق موددت می توان آنرا خنثی و آرامش و طمئنینه را در بین اهالی نهادینه کرد خواه یک روستا باشد خواه یک شهر یا کشور و…
موفق باشید

67085_719485141403627_860683744_n

 ————————————————————————

نکته :

۱- این مطلب با همین عنوان بطور کامل در اینجا سایت روستاهای ایران باز نشر شد با تشکر از مدیر پرتلاش آن …

شما می توانید بصورت رایگان در اشتراک ایمیلی این سایت عضو شوید تا مطالب جدید را درون ایمیل خود دریافت کنید.
برای عضویت، ایمیل خود را وارد کرده و بروی اشتراک کلیک کنید...

  1. بسیار زیبا و دیدنی

  2. سلام بر استاد عزیز
    درود به شما و فهم و درک شما
    البته خیلی در تعجبم از برخی افراد که بر عکس جنابعالی نه تنها با دقت نخوانده اند بلکه به قول معروف ” اوو جه نرسیه شلوار بند په گرنه ” و کلمه ابلهانه برای سران مغرور امریکا و اسراییل را هم بر نداشتند و شروع کردند به نظر و مزر گذاشتن که فقط باید گفت خدا یه عقلی به اونا و یه پولی به منو شما بدهد و …

  3. سلام
    داشتی احترامات نظامی رو تدریس میکردی؟
    آره باید تو هر جامعه ای احترامات مرسو باشه.
    مخصوصا احترام جوانان به پیران.

  4. سلام
    اتفاقا خیلی بیشتر و شدیدتر از اینها بود ما روان و ساده اش کردیم …
    البته توجه و احترام لازم و ضروری است و …

  5. جالب وزیبا بود همه باید بهم احترام بذارن مختص به قشر خاصی نیست .مخصوصا جوانان به پیران ..باید احترام گذاستن به بزرگترا رو باید سر لوحه کارامون بذاریم

  6. سلام
    دقیقا درست می فرمایید
    هدف از نگارش این مطالب هم زنده کردن سنتهای حسنه است ولاغیر …

با خیالی آسوده یک نظر بگذارید...

برگه ها
ads ads ads