حرمتهای رو به فراموشی و مستقر در سنه کوه (۳)

 DSCF6151

حرمت همسایه در سنه کوه

در عرف تعریف همسایه به معناى عام آن مى توانیم دو خانه کنار یکدیگر را همسایه بدانیم ، دو دوستى که در کلاس درس ، کنار یکدیگر مى نشینند یا دو انسانى را که در یک محیط کارى در کنار هم کار مى کنند نیز همسایه بدانیم ،در منظری دیگر دو زمین زراعی یا باغ که در کنار هم هستند را صاحبان آن همسایه می دانند ، و نیز دو روستا و شهر همجوار هم خواه نا خواه همسایه هم محسوب می شوند ،حتى کشورهاى همجوار را در کنار یکدیگر، با مرزى هاى قراردادى ، همسایه بدانیم .


به فرموده رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم هر چهل خانه از پیش رو و از پشت سر و از راست و چپ همسایه اند.پس در نتیجه یک روستا به تعبیر حضرت ایشان همه همسایه هم محسوب می شوند .
البته همسایگی خود دارای حقوقی متقابل است و باید دانست که تکلیف به رعایت حقوق همسایه ، منوط بر اشتراک در عقیده نیست و لازم نیست که همسایه ، حتما مسلمان و مومن و هم دین و هم کیش باشد. پیغمبر اکرم (ص) فرمودند:
((همسایه ها سه دسته اند : یک دسته همسایگانى که بر همسایه یک حق دارند؛ طایفه دیگر از همسایه که بر همسایه دو حق دارند و عده اى که سه حق بر همسایه دارند؛ آن همسایه که سه حق دارد، کسى است که حق همسایگى ، حق قوم و خویشى ، حق مسلمانى و هم کیشى دارد؛ اما آن که دو حق دارد، آن است که هم مسلمان است و هم همسایه ؛ یعنى هم حق اسلام دارد و هم حق همسایگى ؛ اما آن که یک حق دارد همسایه مشرک و ملحد است ؛ نه قوم و خویش است و نه مسلمان )).
البته بسیار گفته اند که در روایتى از رسول اکرم (ص) نقل شده است که مى فرمایند:
((جبرئیل علیه السلام آنقدر درباره همسایه سفارش و توصیه کرد که من تصور کردم همسایه از انسان ارث مى برد)).
حقوق همسایه فوق العاده مهم و اداى آن کارى مشکل است . بنابراین توصیه شده که انسان قبل از فراهم کردن منزل ، از همسایه آن مطمئن شود؛ که چگونه آدمى است آیا خواهد توانست حق مجاورت او را به جاى آورد یا در مضیقه قرار خواهد گرفت و بر این اساس در تعبیرات مختلف به روایت “الجار ثم الدار “(یعنی اول همسایه بعد خانه به عبارتی همسایه را بر خود مقدم بدارید ) تاکید شده است :
پس تو هم الجار ثم الدار گو                گر دلى دارى برو دلدار جو

همسایه ها در سنه کوه از قدیم الایام جایگاه و حق بزرگی بر همدیگر داشتند چرا که تا همین سی سال پیش حیاط خانه اهالی سنه کوه هرگز مثل امروزه نبود که هر کس دیوار و باروئی و در و دروازه ای داشته باشد بلکه حیاط بسیاری از خانه ها با هم یکی و مشترک بود و به راحتی از این ور محل به آنور محل رفتن مقدور و به سهولت انجام می شد و در واقع همه همسایه هم بودند ،البته هرچه خانه ها بهم نزدیک تر ،رعایت حقوق همسایه هم بیشتر بود به گونه ای که مردان همسایه برای انجام کارهای روزمره مثل به جنگل رفتن جهت تهیه خوراک دام از” ولگ و واش ” تا” خال درختان” با صدا زدن و همراهی همسایه ها به اتفاق انجام می شد . در موقع شخم زمین زراعی از همسایه خانه ها تا همسایه زمین با در اختیار گذاشتن و به اصطلاح ” تنه نمودن ” به نوبت و اشتراکی گاو نر(ورزا) و” ازال و جت” کار کشاورزی را انجام می دادند .
در موقع تراشیدن گوسفندان در اوایل بهار و اواخر تابستان هم این مردان همسایه بودند که با همکاری هم انجام می دادند و از طرف دیگر آنوقتها در کار تابیدن ریسمان جهت مهار دامها(بافت رسن  rasen) از موی دم اسب یا گاو و یا از موی بز هم مردان همسایه بودند که برای هم درست می کردند و بسیاری از کارهای دیگر مثل اخته کردن گاو نر جهت ” ورزا شدن ” و دیگر کارها محیط روستایی حتی ” تلم تراشی telem” و انجام کار ” کل و پرچیمkal parchim  ” و ساخت “ کلک و لوش kalek losh” و دیگر امور با کمک هم بدون دریافت مزدی انجام می دادند .
حق همسایه را آنچنان گرامی می داشتند که گویی برادران یک پدرند و اما در بین زنان روستای سنه کوه همسایه حتی پر رنگتر از کار مردان بوده و هست . کار آشپزی و پخت نان گرم هرگز بدون تعارف و ارسال به در خانه همسایه از گلوی صاحبخانه به عبارتی پایین نمی رود .
نگارنده از حق همسایگی همسایه خود بسیار بسیار به یاد دارد و افتخار می کند که هر کدام بهترین بودند .آن زمانها مرغان همسایه با هم غذا داده می شدند . خورشت فسنجون مرغ محلی هرگز تنها در یک خانه صرف نمی شد . برای آوردن انواع هیزم از جنگل که معمولا با گذاشتن “سر کوتی “که پیچانده روسری نخی بر سر بود، زنان همسایه به دنبال هم در یک صف با صدازدن هم در روز صاف و آفتابی چندین نوبت به جنگل حاشیه روستا رفت و آمد می کردند .
از آتش تنور مشترک بسیاری مواقع استفاده می کردند تا هیزم کمتری مصرف شود. حتی آتش ” تش کله” برای پخت غذا هم مشترک همسایگان بود .
هر کاری از کاشت تا برداشت و وجین محصولات باغچه و زمین زراعی از خشکه زاری تا زراعت برنج با همکاری و همیاری همسایه ها انجام می شده است که به اصطلاح ” یاور گرفتن ” و ” سرکار زدن” رایج بسیار بوده است . همین سرکار زدن یعنی کمک به پایان رساندن کار همسایه که در آخر همه با هم یکجا جمع شده و سه بار یا علی بلند می گفتند و صلواتی نثار می کردند و این به گونه ای بود که همسایه شنونده یاعلی دیگر کار نیمه ای نداشت .
خلاصه از شستشو و رفت و روب خانه های گلی قدیم که به اصطلاح ” خانه در کردن ” و “ گل گوگی یا گلو مالی ” گفته می شد هم بدون کمک همسایه سخت و دشوار و حتی ناممکن بود . هر شب در شبهای طولانی پاییز و زمستان همسایه ها به نوبت در خانه ای جمع می شدند و اگر پشم گوسفندی داشتند با هم شاد می کردند و به اصطلاح ” می چکلی” می رفتند و گرنه باهم با پخت انواع حلوای محلی مثل پشت زیک ، آرد کل کود ، دشو شقزو ، سیو حلوا و دیگر شیرینی و تنقلات را با هم با دور هم نشینی و گفتگو و صحبت و بیان خاطره و نقل قصه ها و افسانه ها سپری می کردند چرا که از رادیو و تلویزیون و این گونه رسانه های امروزی تا همین سی سال پیش اصلا خبری در روستاها و شهرهای ما نبود .
داستان و سخن خاطرات گذشته و حق همسایه در قدیم سنه کوه بسیار است و هرکسی از اهالی بالاتر از سن نگارنده خاطرات گفته و نگفته بسیاری را در سینه خود دارد، کافی است کوچکترین اشاره ای بنمایی تا ساعتها برای شما نقل خاطرات کنند .از غم و شادی هم خبر داشتن تا خانه و کاشانه و مال و منال و مرغ و حیوان اهلی خانه را به همسایه سپردن تا به سفر روند و برگردند که همسایه چون دوچشمانش از آنان حفاظت می نمودند و حتی ناموس همسایه را ناموس خود دانسته هرگز نگاه چپ نمی کردند و اجازه نمی دادند تا دیگرانی دست درازی کنند در آن ایام “کشف حجاب “شاهنشاهی و قلدری ارباب و راهزن و …حتی برگزاری مراسم دعوتی از عروسی و عزا در خانه های همسایه ها بی منت و استفاده از کلیه وسایل و اموال خانه همسایه بی مزد و مواجب و …چه صمیمیتی بود آن دوران یادش بخیر و چه سفره مشترکی داشتند همسایگان
آنچه بر اینجانب مکشوف و دریافت شد، رعایت حقوق همسایه ها در سنه کوه در حد اعلایی بود به گونه ای که در تاریخچه دعوی اهالی هرگز دعوی همسایه ها چندان مطرح و برجسته نیست بلکه آنچه اتفاق افتاد هیچکدام همسایه هم نبودند معمولا یکی اینور و دیگری آنور محل بودند که مرافحه ای داشتند یا با قشون کشی خانواده ها همراه شده بود .
در حق همسایگی  دو و چند روستا هم رعایت شئون و حریم روستای اطراف هم درموقع چرای دام و تامین علوفه و گرفتن ولگ و واش هم رعایت می شد به گونه ای که کمتر اختلافاتی با روستای دیگر همسایه در تاریخ سنه کوه نقل می شود و حداکثر بیان و گفتگو بر احترام متقابل و حسن همجواری بوده است .
اما امروزه با دیوار کشی بین حریم همسایه ها با حتی سیم توری فلزی و انجام دیوار با بلوک سیمانی دیگر از آن ارتباطات قدیمی نه تنها در سنه کوه بلکه در تمامی روستاهای منطقه ما خبری نیست . شراکت در غم و شادی هم فقط در حد دعوت آنهم نه زبانی رایج قدیم که ” خبر هاکردن زوونی” گفته می شد بلکه امروزه حتما باید دعوتنامه رسمی چاپی ارسال شود تا در مراسم هم شرکت کنند و گفتنی بسیار که حتما شما بهتر از بنده دارید لمس و درک می نمایید و حتما تاسف می خورید و …
البته در سنه کوه و اهالی فهیم آن هنوز این حرمتها حفظ می شود و در درد و غم هم شریک و همراه هستند چرا که در مواقع خاصی با یک اس ام اس یا تلفنی همگی حاضر می شوند که این مهم در تشییع جنازه اهالی مرحوم از هر خانواده ای ساکن در هر جایی به اثبات رسیده است اما برای مراسم رسمی حتما منتظر دعوتنامه کتبی می مانند و کمتر کسی بدون دعوتنامه کتبی سر سفره ای حاضر می شود و …
به امید توفیق بیشتر در درک و شناخت سنتهای حسنه قدیم
شاد و سرفراز باشید

696

6149

شما می توانید بصورت رایگان در اشتراک ایمیلی این سایت عضو شوید تا مطالب جدید را درون ایمیل خود دریافت کنید.
برای عضویت، ایمیل خود را وارد کرده و بروی اشتراک کلیک کنید...

  1. یادش بخیر اون قدیم ها کنار هم چه صفای چه بگو بخندی ولی الان دور از هم …………………………….

  2. salam
    ای ای یادش بخیر
    …………….

  3. سلام بسیار پست خوبی بود..
    فکر میکنم دوران گذشته با زمان ما در این زمینه قابل قیاس نیست..

  4. سلام
    سپاس از محبت شما
    بله البته امروزه دیگه خیلی چیزها یا به عمد و یا غیر عمد و یا هر دلیل دیگری رو به اضمحلال رفته است و …
    الطاف مزید

  5. سلام
    همسایه از خانواده خودت بهت نزدیک هست..ولی الان دوره ای شده نمیشه به کسی اعتماد کرد ..ویه جورای خونه های جعبه کبریتی همه رو با جعبه جادوی تلویزیون ماهواره همه رو به خودش سرگرم کرده که هیچ کس حاضر نیست دست از این جعبه جادوی بر داره … ولا قدیما اینطور پدر ومادرا میگن خیلی جذابیت دلشت همون رفت وامد دور هم نشینی همه بر سریه سفر میشستن که کمبود وکسری هم قانع بودن الان دیگه از این خبرا نیست…
    من الان دوسه سال که تهرانم اصلا باهمسایه مون ارتباطی ندارم واصلا نمی شناسمشون حتی تو اسانسور همدیگه رو ببینیم نمی شناسیم که تو یه طبقه باشیم..

  6. سلام
    نمی دانم شاید دور شدن از فرهنگ اصیل خودمان و یا شاید تغییر و تحولات اجتماعی عامل و باعث چنین جریانی شده اند و …
    بله زندگی ماشینی امروزی بسیاری از قلوب را سخت از هم دور کرده است و …
    ممنون از نظر شما

با خیالی آسوده یک نظر بگذارید...

برگه ها
ads ads ads