حرمتهای رو به فراموشی و مستقر در سنه کوه (۲)

 100h

حرمت نان و نمک در سنه کوه

 

نان حاصل از دسترنج نیاکان ما  در اعصار گذشته که با کشت مشقت بار گندم در زمین علفی و سخت تپه ماهوریهای اطراف سنه کوه حاصل می شد و در آسیاب کنار روخانه به نانی سبوس دار مقوی و مغذی تبدیل و هر روز در تنور اهالی بدست زنان هنرمند سنه کوهی با اندکی  نمک حاصل از دشت کویر ایران قابل خوردن و قوت لایموت سالیان طولانی مردمان این دیار بود خود حرمت و عظمت خاصی در این دیار داشته و دارد .

می دانیم که یکی از ویژگی های فرهنگی ما حفظ حرمت نان و نمک است. بیان عباراتی چون “ دستم نمک ندارد” در هنگامی که محبتمان پاداش درخوری نمی گیرد، و “نترسید نمک ندارد” در هنگامی که غذای تعارف شده رد می شود،  و همچنین ” قسم به نان نمکی که با هم خوردیم ” در پیشبرد امور بسیار کارساز بوده و هست ، و همچنین وقتی می گویند “بخاطر نان و نمکت از تو می گذرم ” در مواقع بخشش از خطای کسی و “ نمک خوردن و نمکدان شکستن ” در موقع ناسپاسی طرف از محبت کسی ویا جمله معروف ما سنه کوهی این موقع که ” نون و نمک که خورده چشماشو کورکنه ” در اوج ناراحتی و غم از دلشکستگی از اخلاق کسی ویا ” فلانی نون کوره ” در برابر خساست و گنس بودن طرف بکار می برند و دهها مطالب این چنینی که در همین رابطه  بکار گرفته می شودو همچنین تکه نانی را بوسیده در کناری می گذارند تا قسمت پرندگان و موجودات دیگر شود، همه و همه نشان دهنده عمق وجود و جایگاه نان و نمک در زندگی ماست .

برای تکمیل این مطلب ابتدا متن گزیده ای از کتاب “ لطفا انسان باشید ؟ ” نوشته محمود نامنی – رضا امان الهی را با هم مرور می کنیم :

آیا نان و نمک هم حرمت دارند؟

در روزگاری نه چندان دور،گذشتگان ما وقتی در کوچه و خیابان نانی می یافتند به آرامی آن را بر می داشتند و با احترام خاصی آن را گوشه امنی می گذاشتند. چرا؟

چون آنان از فرهنگ بالغ و پویایی برخوردار و معتقد بودند که نان از دو باب اهمیت خاصی دارد:

اول آن که بالاخره شکم جانداری را سیر می کند.

دوم آن که نمک دارد و نمک حرمت خاصی دارد.

جالب است که بدانید:

در حروف ابجد جمع اعداد حروف “نمک” با جمع اعداد حروف “علی” یکی می باشد یعنی هر کدام می شود “۱۱۰

لحظه ای به این شعر بیاندیشید:

آمد نمک و علی موافق به عدد         نشناخت نمک، هر که علی را نشناخت

شاید به این دلیل بود که گذشتگان ما حرمت زیادی برای کسی که با او حتی یک لقمه غذا خورده بود قایل بودند و می گفتند:

 “ما باهم نان ونمک خورده ایم”.

و بدین ترتیب در کردار وگفتار خود،حرمت آن نان و نمک را در رابطه با طرف مقابل نگاه می داشتند.حتی وقتی می خواستند کاری را به صورت شراکت آغاز نمایند و یا معامله ای سنگینی با او انجام دهند کمی در مقابل او می گذاشتند و طرف مقابل با نوک انگشت خود کمی نمک به دهان می گداشت و می گفت:

“ما را نمک گیر کردی”

جالب است که نمک در آن روزها به اندازه هزاران سفته و چک و کلانتری و ضمانت ودادگاه عمل می کرد زیرا حرمت نمک رانگه می داشتند. در همان روزگاران تمام قول و قرارها و تعهدها پیمان ها را بر یک تارسبیل مرد می نگاشتند و همان بس بود.

ولی حالا اقوام و دوستان وشرکا، ده ها چک و سفته سند بین هم رد و بدل می کنند و هزاران بار قسم می خورند ولی در نهایت، هر کس تلاش می کند سر دیگری کلاه بگذارد.

در آن روزگاران، نام مقدس امام علی علیه السلام کار هزاران سفته و چک را انجام می داد و هیچ شریکی سر شریک خود کلاه نمی گذاشت و می گفت: ما با هم یاعلی گفته ایم.

یادش بخیر

روزگاری که صداقت، یار ندیم مردم بود

و سادگی، معاشر مهربان آنان

یادش بخیر

روزگاری که سوگند به نمک، حریم حرمت آنان بود

و قسم به یک تار مو، قفل محکمی بر تمام زشتی ها

یادش بخیر

روزگاری نام مقدس علی علیه السلام پیمانی نا گسستنی بود

و حرمت نمک، دژ محکم پیمانها

 یادش بخیر

 بله این گفتار کاملترین مختصری است در این باب اگر قصد دریافت پند و اندرز از سنتهای حسنه مان در وجود ما باشد .

Salt-y76

حفظ این حرمت به تدریج و در اثر افراطی که ما در بسیاری از کارهایمان در پیش می گیریم، به غیر منطقی و گاه غیر انسانی ترین صورت خود تغییر شکل داده است. حفظ حرمت نان و نمک به گرسنگانی که توسط انسان های خیر و دولتمند تغذیه می شده اند، توصیه می شده تا به خاطر شبی که آنها یا فرزندانشان سر گرسنه بر بالین نگذاشته‏ اند، در مورد کسانی که آنها را تغذیه کرده اند (مشهور به ولی نعمت) ناجوانمردی روا مدارند و در یک کلام قدر شناس محبت آنها باشند. توصیه زیبایی که نه تنها در مورد غذا که در مورد هر محبت و خدمت دیگری نیز در هر زمان و هر مکان صادق است و افراد خیر را به انجام کارهای خیر بیشتری ترغیب و تشویق می کند.اینان  کسانی هستند که معمولا در گمنامی و مخفی چنین کارهایی را می کردند .
اما امروزه دیده می شود که حفظ این حرمت از دهها بار تشکر و دعوت متقابل میزبان به شام و ناهار در می گذرد، و به سکوت در مقابل رفتار و گفتارغیر منطقی و حتی طرفداری غیر منصفانه از او در یک مجادله یا معامله کشیده می شود.و سطحی بالا تر به ” تدلیس سیستماتیک ” تبدیل شده و متاسفانه در جامعه نهادینه می شود در حالی که امری مذموم و غیر الهی است و در آخرت بازخواست عظیمی دارد، اما در کمال بهت و حیرت مورد حمایت و تشویق بزرگانی قرار می گیرد که خود راهنمای سعادت و پیشبرد جامعه باید باشند .
و بدین ترتیب عدم انجام اعمال فوق افراد را متهم به “نمک خوری و نمکدان شکنی” می کند. اتهامی که گاه انسانهای طرفدار حق را از “نمک گیر شدن می هراساند” ، چرا که می دانند این نان و نمک از سر مهر صادقانه تعارف نمی شود بلکه آنها را در قید جبرانی غیر منصفانه قرار خواهد داد.طبیعتا اینگونه حفظ مبالغه آمیز حرمت نان و نمک عده‏ ای را بر آن می‏دارد که با دادن یک شام و ناهار و یا پیشکش یک هدیه و یا دادن رشوه، دهان افراد را بسته و آرا و عقاید آنها را خریده و به اهداف خویش برسند. و بسیاری از ما غافلیم که عقیده بالاترین بهائی است که در ازای خوردن یک وعده غذا که در خانه خود نیز یافت می شود، می توان به دیگری پرداخت!
با کمی دقت می توان دید که بسیاری دیگر از توصیه های فرهنگی ما چون مراعات دوست و همسایه، حفظ شان فامیل، احترام به بزرگ ‏تر و نگهداشتن حرمت موی سپید و … که همه در راستای یک قدر شناسی ساده و صادقانه بوده است، به نوعی دچار همین سرنوشت شده ‏اند. بدین معنی که در طول زمان با افراطی که در راه انجام آنها در پیش گرفتیم، تغییر ماهیت داده و به زیر پا گذاشتن حق و عدالت در جامعه منجر شده اند.فلذا شایسته است با شناخت درست مفاهیمی چون ” نان و نمک ” که ریشه در فرهنگ اصیل ما دارد از دایره انسانیت و رسیدن به تقوای الهی استفاده مناسب ببریم .

نگارنده از مردمان مسن بسیاری در منطقه که در گذر زمان به سنه کوه رفت و آمد داشتند بسیار پرسیده و ابتدا به عنوان ناشناس و صرفا با تیز هوشی چند روستا و در لابه لا سنه کوه را می گفتم تا بی طرفانه و صادقانه بیان نظر کنند، همگی به اتفاق بیان می داشتند که اهالی سنه کوه از قدیم الایام به نان و نمک خوردن و حرمت آن در رسم جوانمردی شهره و زبانزد بودند و حرمت نان نمکی را که از کسی خورده بودند در مهمانی و بر سفره و عمل به آداب صحیح انسانی جبران می کردند و حال با توجه با اختلاط فرهنگی و دوری از آن اجتماع ، نسل جدید را باید بیشتر کنکاش ومطالعه نمود که چقدر این آداب سنتی از پدران و مادران پاک نهاد سنه کوه به نسل امروزی منتقل شده است و چقدر در حرمت نگهداری آن کوشا هستند و …

شما می توانید بصورت رایگان در اشتراک ایمیلی این سایت عضو شوید تا مطالب جدید را درون ایمیل خود دریافت کنید.
برای عضویت، ایمیل خود را وارد کرده و بروی اشتراک کلیک کنید...

  1. سلام .
    احترام گذاشتن به نان ونمک مختص به یه مکان خاصی نیست همه جه کوچیک وبزرگ به این دونعمت خداوند احترام می زارن حتی بیشتر مسلمین نذر نمک می کنن..

  2. سلام سلام
    بله همین طور است اما ما در پست قبلی عرض کردیم که یک تحقیق با محوریت روستای خودم اما کاربدی جامعه ماست و …
    از دیدار و نظر شما بی نهایت سپاس
    از راهنمایی و نکته نظرات خود ما را در ادامه مسیر یاری فرمایید

با خیالی آسوده یک نظر بگذارید...

برگه ها
ads ads ads