انتخاب هیئت امناء تکیه – مسجد آغازی فصل نو در سنه کوه(۲۶)

 vn radepa

تجربه ای دیگر در مسجد  شهر و قیاس آن با مسجد سنه کوه (۵)

 

بعد از آمدن از سفر کربلا و مسائل آن سکوتی کامل همه جا و همه کس را فرا گرفت و دیگر اصلا خبری از مسائل و جریانات قبلی نبود .به قول ما سنه کوهی ها “بقیه ماسه خود را کیسه کردند” .از تندروی و این گونه مسائل دیگر خبری نشد برخی ها چرخش ۱۸۰ درجه یافتند و خیلی زود پسر خاله شدند .اما تلاش بنده برای بهبود امور مسجد کماکان ادامه داشت و برخی موارد را موفق به تغییرات خوبی شدیم .

در مجموع با اینکه دوره سه ساله ما به پایان رسیده بود اما کسی رغبت به برگزاری انتخابات و تعیین افراد جدید نداشت، هرچه تلاش می کردیم تا اهالی را جمع کنیم و انتخابات دوره جدید هیئت امنا برگزار شود جالب است که هیچکس و گروهی مشارکت نداشت و تلاش برخیها در ابقای افراد بود. اما من که تصمیمم را گرفته بودم با ارائه گزارش کار کتبی ،در دقیقه نود میدان را خالی کرده و دیگر کاندیدا نشدم و در نتیجه افراد دیگری انتخاب شدند .

این جا یک مطلب مهمی را می خواهم قیاس کنم جالب توجه است :

در سنه کوه وقتی هیئت امنا شدم با همراهی کامل دوستان دیگر اعضای هیئت امنا  همان سال اول در کمتر از شش ماه تمامی امور را به سامان کردیم و مردمان هم به خوبی پذیرفتند و همراهی کردند و اکثریت قریب به اتفاق هم دست محبت و مهرورزی بر سرمان کشیدند و بسیار دعاگو و محبت نمودند و بعد که خیالمان راحت شد با اینکه مصیبت زده بوده و قرعه فال بنام این عبد عاصی کمترین افتاد به همراه والدین جهت تسلی خاطر آنان از راه زمینی به سوریه کربلا رفته و برگشتیم .درطول حدود یک ماهه سفر زیارتی ما، پشت سر جو سازی و توطئه که البته ناشی از بدبینی و کم اطلاعی بود رخ داد و به گونه ای که مورد هجمه سنگین قرار گرفتم که اندکی را در خاطرات آوردیم و بخشی را صلاح ندانستیم واکاوی کنیم پیش آمد که البته هیچ مسائل سیاسی در آن دخیل نبود، شاید حسادت و اینگونه امور مختصر در بدبینی و شایعه پراکنی دخیل بودند تا اینکه عطایش را به لقایش بخشیدیم و ..

در مسجد شهر برعکس هرچه تلاش کردیم امور را به سامان کنیم با مقامت جدی و سرسختا نه ای از دو ناحیه مواجه شدیم که طبق خاطراتی که بیان کردیم مسائلی حاد پیش آمد که این بار مجبور به سفر کربلا شدیم وقتی برگشتیم دیگر خبری از توطئه و حرف و حدیث نبود و ناگهانی ورق برگشت و محبت افزون شد اما دیگر به آنان اعتماد نداشتم و حرکت جدیدشان را نوعی چرخش ظاهری می دانستم فلذا وقتی که دیدم آنان تحمل بنده در موقع بودن در ستاد نماز جمعه را در حد کفشداری و جمع آوری معونات در صفوف نمازگزاران را ندارند! چطور چشم دارند در پشت تریبون نظاره گر عمل من باشند .

بنابراین در حالی که  برخی از آنان به گمان اینکه بنده خود فریفته و شیفته بلندگو و میکروفن هستم سعی چندانی در ماندنم در هیئت امنا نکردند و تصور می نمودند که عشق به تریبون و میکروفن جاذب ماست در حالی که بعد از آبان ۱۳۸۷ که بار سنگین مسئولیت از دوشم برداشته شد دیگر پای در آن مکان نگذاشتم و نخواهم گذاشت مگر به دعوت احدی برای مراسم شخصی و …

اینجا بود که کم کم سفره های دل باز شد و پرده ها کنار رفت و حقایق برای اهل ایمان روشن شد و برخی صادقانه اعتراف به برخی امور و نقشه ها کردند که اگر باب سیاست در امور مسجد رواج یابد چگونه دین و دینداری از در دیگر مسجد بیرون خواهد رفت! و مسجد با مهمانخانه چه فرقی خواهد داشت؟ کما اینکه برخی دوستان عنوان قهوه خانه را همیشه بیان میکنند !

در هر حال آنچه در ادامه در گزارش نهایی برای مردم ساکن در این محدوده مسجد نگاشته ام و در اختیارشان قرار دادم، اگر با دقت مطالعه شود تجربه بسیار مفیدی خواهد بود …

 

نکته :

۱-   دنیا و فکر مردمان هزارجریب قدیم با مردمان دیگر مناطق الحق که تفاوت اساسی و بنیادینی دارد کما اینکه مردمان سنه کوه تغییرات مثبت و حق را از هر کسی باشد بیشتر قبول کردند تا مردمان شهر نشین مگر اندک نفراتی که فی قلوبهم مرض باشندو …

۲-   آگاهی سیاسی و به قول امرزویها داشتن بصیرت بسیار خوب و لازم است اما اعمال و اجرای امور سیاسی حکومتها در مساجد، دین و دینداری را از در دیگر خارج می کند که مطابق قانون باید مواظبت کرد و …

۳-   پذیرش مسئولیت عمومی چون حلقه زنجیری است که به دست و پای آدمی بسته می شود و برای انسان درستکار احساس سختی را بوجود می آورد که چگونه بین خواسته های مردمی و خدای خود مسائل را طرح و جمع کند که جوابگوی خدا و خلق باشد و این موضوع سخت و دشواری است که گاهی آدمی را در شرایط فوق العاده تنگی قرار می دهد که به یقین جمع این دو آسان نخواهد بود و …

۴-   اگر به صرف حرف یک عده معدود مغرض از کار عمومی کنار بکشیم هیچ اموری سامان نمی یابد اما اگر وجود آدمی موجب تایید و تکرار امری باطل و ظلمی شود به یقین سکوت در برابر ظلم و ظلم پذیری گناهش کمتر از ظالم نیست و …

بسمه تعالی
هرکه حق را یاری دهد رستگار گردد ” امام علی (ع) ”
با سلام خدمت برادران و خواهران
همانگونه که عنایت دارید ، در شب انتخابات سه سال و نیم پیش دو شرط ضمن قبول مسئولیت عضویت در هیئت امنا مسجد گذاشتم که با قبولی کامل حضار و ایراد قسم اینجانب مبنی بر پیگیری، اینک با توجه به پایان دوره سه ساله عضویت ، وقت آن رسیده تا گزارشی فهرست وار به عرض برسانم. یک مورد آن حساسیت و ساماندهی امور مالی بوده است که شایسته می داند که عرض شود ، زحمات و کارهای دسته جمعی اعضا ماجور و مورد مرحمت و لطف خداوند است و سوء نیتی در کار نیست و …
۱- با توجه به اینکه اولین کارهر مسجد طبق ماده ۱۳ قانون اوقاف کشور داشتن دسته قبضهای قانونی با شماره سریال پیوسته می باشد، لذا از آنجاییکه قبوض قبلی بدون سریال بود با چاپ دسته قبض های جدید این مشکل مرتفع شد …
۲- مهر قبلی مسجد بسیار ساده ، فقط نوشته بود ( مسجد ………. تاسیس ۱۳۶۲)که مورد ایراد اداره اوقاف و غیر قانونی بود ، پس از تلاش بسیار بالاخره پس از دوسال موفق به تغییر و ساخت آن شدیم …
۳- نامه های مسجد حتما باید سربرگدار و با ثبت دفتر اندیکاتور باشد تا از هرگونه سوء استفاده احتمالی مصون باشد که قبلا ظاهرا وجود نداشت و یا در سالیان اولیه استفاده می شد فلذا با خرید دفتر اندیکاتور و چاپ کاغذ سربرگدار با آرم مشخص مسجد تا حدودی سر و سامان یافت …
۴- وجوه جمع اوری شده مسجد در طول سال خرج نمی شوند بلکه در زمانهای خاص خرج می گردند بنابراین شایسته و لازم است طبق ماده ۱۴ قانون اوقاف حتما حساب بانکی فعال داشته و با صدور چک باشد تا میزان مبالغ رسیده و هزینه شده با پرینت از حساب بانکی قابل پیگیری باشد که متاسفانه اراده ای جهت انجام این مهم وجود ندارد ! …
۵- شایسته است تمامی حسابهای مالی و فاکتورها و صورت جلسه های مالی طبق مواد ۷ تا ۱۱ قانون اوقاف در دفاتر روزانه و در مجموع در دفتر کل حسابداری ثبت مالی شوند تا از دخل و تصرف و عدد سازی مصون باشد و اطمینان و اعتماد به کار کرد امور مالی افزایش یابد که متاسفانه هر چند دفاتر مالی خریداری شد اما به دلایل بسیاری تاکنون این مهم انجام نشده است و حسابها قابل اعتماد نیستند هرچند اشخاص قابل اعتماد باشند در حالی که در اوایل شروع ساخت مسجد دفاتر مالی هرچند ناقص وجود داشتندکه متاسفانه کنار گذاشتند …
۶- تشکیل دفتر معین برای ساکنین منطقه محدوده مسجد جهت ثبت میزان کمکها با صدور قبض و غیره طبق ماده ۱۳ قانون اوقاف باید مشخص گردد که متاسفانه انجام نمی گیرد و کلیه دریافتیها به صورت دستی و غیر قابل استناد در گوشه ای یاد داشت می شوند…
۷- هر مسجدی طبق ماده ۷ از الف تا ح قانون اوقاف ضرورتا باید آمار اموال، ثبت در دفاتر مثبته و جمعدار اموال داشته باشد و کلیه اموال مسجد دارای کد و شماره شناسه باشند که متاسفانه تاکنون انجام نشده است و اراده ای جهت این کار وجود ندارد هر چند صورت برداری اولیه تا حدودی توسط اینجانب انجام شد …
۸- از آنجاییکه هیئت امنا مسجد طبق ماده ۶ و تبصره قانون اوقاف فقط حافظ اموال و ابنیه مسجد است نه مالک آن ، بنابراین هرگونه واگذاری و بذل و بخشش خارج از قانون و شریعت در آنها حرام و غیر قانونی و قابل پیگرد قضایی است و باید جلوی آن گرفته شود که متاسفانه بعضی موارد هنوز وجود دارد…
۹- از آنجاییکه تاکنون هیچگونه حساب مالی و دخل و خرج مسجد در اختیار اینجانب نبوده و آنچه در اختیار دوستان بود غیر استناد قانونی است فلذا گزارش مالی سالیانه غیر ممکن و مقدور نبوده و جای تاسف و تاثر هر سال به استحضار عموم از پشت تریبون رسیده است …
۱۰- شایسته است تمامی امور مسجد بر طبق قانون و شریعت مقدس الهی باشد نه سلیقه شخصی افراد تا از هرگونه اتهام و نسبتی مبرا و قابل دفاع باشیم و همین طور الگوی اداره مسجد ، مساجد خوب و معتبر باشد نه مساجدی که توسط افراد ضعیف و …اداره می شوند …
۱۱- در پایان لازم می دانم عرض نمایم تک تک دوستان اعضا هیئت امنا به تنهایی انسانهایی پاک و سلیم النفس هستند اما در مجموع کار ، تا اراده اصلاح و بهسازی امور وجود ندارد، کارهای مسجد معطل و مسجد خالی از افراد خواهد شد … لذا انتخاب با شماست …
به امید موفقیت تمامی دلسوختگان طریق حق و حقیقت
الاحقر محمد عبدی سه شنبه ۷/۸/۸۷

شما می توانید بصورت رایگان در اشتراک ایمیلی این سایت عضو شوید تا مطالب جدید را درون ایمیل خود دریافت کنید.
برای عضویت، ایمیل خود را وارد کرده و بروی اشتراک کلیک کنید...

  1. سلام

    آقا شما هم داستانی داری…

    انشاالله یک روزی همه چی به کام. موفق و موید.

  2. سلام
    اونم چه داستانهایی خدا کنه که عبرت آموز باشد و …

با خیالی آسوده یک نظر بگذارید...

برگه ها
ads ads ads