انتخاب هیئت امناء تکیه – مسجد آغازی فصل نو در سنه کوه(۲۴)

 DSC02999=

تجربه ای دیگر در مسجد  شهر و قیاس آن با مسجد سنه کوه (۳)

 

در سال اول تقریبا اعضا هیئت امنا هر ماه یک جلسه داشتیم و صورتجلسه ها موجود است اما کم کم جلسات کنار گذاشته شد و جلسه هیئت امنا به معنی درست آن بخاطر دعوت از برخی افراد خاص و گاهی برخی مناسبتها عملا به نوعی یارکشی و برهم زدن تعداد تصمیم گیر واقعی و قانونی در جلسه بود برای همین گاهی آنچه تصمیم گرفته با آنچه در عمل پیاده می شد باهم تفاوت بنیادین داشت که مثالهای زیادی را با سند می شود بیان داشت که باعث اطاله کلام می شود .

از طرف دیگربا شرایطی که در این مدت با گروه تندرو داشتیم و بطور مسلم آنها با بقیه فامیل بودند و تبلیغاتشان هم سنگین در نتیجه در مراحلی از کار از ناحیه شخصی  که در واقع باید زیر نظر ما کار می  کرد ولی به نحوی اطلاعات غلط و دروغ داده بودند که در نتیجه با بگو مگوی بسیار ساده کار را به خشونت کشاند و در حالی که دست تسلیمم بالا بود متاسفانه هدف ضربه آهنین واقع شده و اگر دوستان نبودند معلوم نبود چه پیش می آمد ولی خوشبختانه دسته کلید مسجد را به سمتم پرتاب و از پس گیری آن طفره رفت که دیگر نمی خواهد مگر من کنار روم  و این مقدمه ای شد که ایشان را برای همیشه از خادمی برکنار و شخصی دیگر را جایگزین  نمایم هرچند او بعد با پی بردن به واقعیت از کرده خود بسیار نادم و پشیمان شد و چندین بار عذر خواهی اما هرگز اجازه نیافت به کار قبلی اش برگردد و …

یکسالی هم از طرف اعضا به نمایندگی در هیئت موسس ستاد نماز جمعه  بودیم که با تلاش بسیار و حتی با مقابله با برخی برهم زنندگان و مخالفین این امر مقدس در شهر استقامت کرده به نحوی که در جلسه مشترک هیئت موسس با روحانیون شهر آنان خود را محق امامت جمعه تلقی و با آمدن امام جمعه غیر بومی به شدت مخالفت کردند اما بنده تنها کسی بودم که مطابق قانون شورای سیاستگذاری ائمه جمعه را مسئول و تنها مرجع تعیین امام جمعه بیان داشته و محکم پای آن ایستادم و در یک نبرد لفظی بیان داشتم تا من هستم مطابق قانون عمل می کنم و در نهایت موفق به  آوردن امام جمعه و برگزاری اولین نماز جمعه شدیم و پایه های اولیه آنرا قوی و محکم برداشتیم ،هر چند در آنجا نیز به دلایلی مورد حسد و غبطه علنی برخیها قرار گرفته و از حداکثر توان ما مثل مجری گری ،مکبر بودن ، اذان گفتن ، قرائت قرآن ، دعا و …به شدت جلوگیری می کردند و علنی به مخالفت برخاستند ،فلذا چون خط دهی از برخی تندروهای مسجد ما بود که نزد امام جمعه  و بقیه ،شدیدا علیه بنده سمپاد می کردند اما ایشان برعکس، خیلی ابراز لطف و محبت می نمود و این برای آنها بسیار سنگین و غیر قابل هضم بود در نتیجه تلاش خود و زیر آبزنی شان را دوچندان کردند و حتی در جهت مخالفت با بنده در جلسه عمومی مسجد جلوی جمع بی دلیل خدمت امام جمعه ابراز داشتند که مسجد را ما ساختیم مهندس عبدی کجا بود؟ حالا همه کاره شد ! ای سر ما را بخوره از همه کارگی که چون چوب دو سر نجس شده بودیم هم کار کردن این حرف داشت و هم کار نکردن متهم به خیلی حرفهای تند دیگر و …

 خلاصه در شرایطی به این نتیجه رسیدم که به دلایلی که فعلا از بیان آن معذورم  پس از یکسال پرکاری و تلاش از ادامه حضور در ستاد عذرخواهی کنم  تا شخصی دیگر معرفی شود که آنهم خودش بعد داستانی  شد مگوی بماند بعدها شاید …

اگر در ستاد عقب نشستم جهت تجدید قوا بود تا گام بعدی را در مسجد محکم بردارم چرا که حتی برخی ، قصد کردند در موقع آوردن روحانی خلل ایجاد کنند که با هوشیاری بنده و درخواست روحانی واعظ از سازمان تبلیغات با توجه به آشناییت و رفاقتی که داشتم روحانی با سواد استاد دانشگاه را آورده و اینان بهانه بنی اسرائیلی ساز کردند اما ما هم با طراحی سوال هر شب از متن سخنرانی و سپس دادن جوایز توانستیم نقشه آنان را خنثی و مسجد را پر نگه داریم هرچند برخی از آنان به مساجد و اماکن خاص جهت استمای سخنرانی خاص می رفتند و تبلیغ هم می کردند تا تعداد بیشتری را با خود همراه کنند اما موفق نشدند و این درس عبرتی برای  برخی افراد شد که قصد توطئه و تخطئه داشتند که خود داستانی مفصل دارد که بماند و …

با این شیوه ها موفق به کنار گذاردن ما نشدند، آمدند سر غذا و چیزهای دیگر مسئله ایجاد کردند و مشکل پشت مشکل که کار را در جلسه هیئت امنای اواخر پاییز ۱۳۸۶ به جای باریک کشانده و یارگیری نفر به نفر آنان دیگر عرصه بر من تنگ و تا حد دست به یقه شدن درون جلسه خصوصی هیئت امنا و سپس قهر همراه با گفتن جمله ” می روم  از بین شما اما شکایت شما را به درگاه خدا در حرم امام حسین (ع) می برم ” و رفتم و بعد داستانی عجیب و عبرت آموز پیش آمد که در ادامه خواهیم نوشت …

و این درحالی بود که در مسجد سنه کوه خبری ازین بامبول بازیها و دسیسه ها نبوده و نیست و این جای شگفتی دارد از داستان واقعی این جامعه و …

از طرفی در جلسات هیئت امنا با تمام رایزنی  و هماهنگی در یک جلسه یکی دو ساعته بیش از چند مورد نمی توانستیم مصوبه اجرایی داشته باشیم آنهم دور می خورد ،عجیب روزگار از دولت نهم اون موقع چگونه در جلسه سفر استانی هیئت دولت در یکی دو ساعت ، بیش از دویست مصوبه قانونی داشتند همان  دولت احمدی نژادی که طرفدارانش حداکثر اشکال تراشی و دردسر را برایمان درست می کردند و همه چیز و کار را با شیوه و مقیاس و معیار او می سنجیدند و توقع دروغگویی و ظاهر سازی از ما داشتند ولی ما چون کوهی استوار در مقابل زیاده خواهی افراد تندرو مقاومت می کردیم تا شاید آنچه خدا خواهد و …

باز هم خواهیم گفت ،پس منتظر بمانید …

 

 نکته :

۱-   برنامه کاری موفق و حساب شده داشتن می تواند جواب درگاه الهی را آسان نماید هرچه کار برای رضای خدا باشد استحکام عمل بیشتری در دل ایجاد می گردد و …

۲-   در برخی مواقع باید یک گام عقب نشست تا گامهای بعدی استوار تر و محکمتر برداشته شود و کل کل بی مورد توان و انرژی و انگیزه را می میراند و …

۳-     به خیلی افراد و اماکن نباید خیلی خوشبین بود بلکه همیشه با دقت و مراقبت عمل نمود و …

۴-   متاسفانه بهانه کم کاری یا کار غیر موجه برخی اعضای هیئت امنای مسجد الگوگیری از مساجد ضعیف دیگر است و این عدم نظارت کافی ادارات و اماکن مربوط را می رساند که مسجد را به حال خود در ید اختیار افرادی خاص قرار می دهند و این با الگوی درست و اصلاح امور منافات دارد .

DSC03007=

جای نگارنده در صف اولین نماز جمعه ونشست و برخاست با علما و  …

DSC03010=

DSC02999=

DSC03002=

یاد آن ایام در سال ۱۳۸۵ به خیر و چه درسر و مرارتی با گروه های خاص داشتیم و …

———————————————————————-

متن استعفای نگارنده از ستاد نمازجمعه :

بسمه تعالی

اعضا محترم هیئت امنا مسجد امام جعفرصادق (ع)

باسلام

            خداوند را شاکرم که یکسال قبل به همت و حسن اعتماد شما دوستان  هیئت  امنا مسجد پای در عرصه ای نهادم تا تحقق بخش آیات الهی  جهت برپایی ذکر و اقامه  نمازی عبادی  سیاسی باشم اینک که  پس از  یکسال در کارنامه آن نگاه می نمایم  خداوند را بسیارسپاس می گویم که در موضع گیری وتصمیم سازی وپیگیری این  امر مهم در حد امکان تاثیر گذار مثبت بوده ام  اما  از منظری دیگرملاحظه می شود به درستی در می یابم که توانایی و استعداد  و قابلیتهای بسیاری می توانست در جهت این کار مهم با شروعی  ایده آل  به نتایجی  مستدام بدل شود.

  اما اینک به دلایل بسیاری آن انگیزه های اولیه که بی ریا و مخلصانه جهت برپایی و اقامه نماز جمعه در وجودم  بود کم رنگتر شده است لذا از دوستان عزیز آن هیئت استدعا دارم با در نظرگرفتن  شخصیتی دیگر از اعضا هیئت امنای مسجد در ستاد نماز جمعه مسئولیت الهی وانسانی اینجانب را از دوشم  بردارید تا سبکبال در خدمت باشم و فرصتی مناسب برای دیگردوستان تا با انگیزه ای بیشترو بهترکارآیی و کار آمدی آن  ستاد را  افزایش دهند لذا امید واثق  دارم  با  قبول  استعفای اینجانب بنده نیز خود را مجاب می بینم که کماکان درحد توان در خدمت اجرای شعائر الهی باشم .

 به امید ظهور حجت حق مهدی موعود(عج)

                                                                   با کمال احترام

                                                                              الاحقر محمد عبدی

                                                                         اول خرداد ماه ۱۳۸۶

شما می توانید بصورت رایگان در اشتراک ایمیلی این سایت عضو شوید تا مطالب جدید را درون ایمیل خود دریافت کنید.
برای عضویت، ایمیل خود را وارد کرده و بروی اشتراک کلیک کنید...

  1. سلام آقای مهندس

    تلاشهایت مورد قبول باشد ای مرد خستگی ناپذیر.عکسهای یادگاری بود.خداوند رحمت کند حاج آقای آفاقی و سجادی را…

  2. سلام جناب
    ممنون از محبت شما خدا تمامی رفتگان را رحمت کناد و …

با خیالی آسوده یک نظر بگذارید...

برگه ها
ads ads ads