انتخاب هیئت امناء تکیه – مسجد آغازی فصل نو در سنه کوه(۱۹)

DSC07082

پایان سه ساله هیئت امنای دور اول و مسائل پیرامون آن (۲)

 در  پست قبلی عرض کردیم که به مرحله حاد و حساسی رسیدم ، سخنان بنده نا تمام مانده بود و دیگر  ادامه سخن ممکن نبود و خوف آن می رفت که شاید مسا ئل دیگری بوجود  بیاید به هر نحوی بود دایره سخنم را جمع کرده از عموم با یک جمله معترضه به این مضمون که فکر  می کردم که همه شما منتظر  ارائه گزارش واقعی هستید نمی دانستم که آستانه تحمل برخی این قدر پایینه  ! حالا که برخی از شما اینو می خواهید که همه چیز مخفی و حسابها نامشخص باشد منم دیگرحرفی ندارم  “ کلامم را قطع کرده و نشستم تا مراسم آن شب تمام شد و از  فردا شب دیگر مردد بودم که بروم یا نروم .

باید تصمیم می گرفتم که باز هم به مسجد  برگردم و در بین اهالی باشم و به حرف اکثریت که مشتاق شنیدن ادامه گزارش بودند و یا نه اصلا نروم و خیال همه را راحت کنم ؟! این تصمیم سخت ترین و اندیشمندانه ترین موقعیتی بود که تا آن زمان برایم حادث شده بود ! در گیر و دار  زندگی و تصمیمات سخت آبدیده شده بودم اما این از سخت ترین آنها بود ، مانده بودم چه کنم ؟ بروم یا نروم ؟ شما بودید چکار می کردید ؟ !

خلاصه پس از اندیشیدن بسیار  و مشورت با افراد دلسوز تصمیم گرفتم طی نامه ای تاریخی و ماندگار حرف نهایی و دلم را بزنم و با اهالی خدا حافظی کنم و دیگر در وضعیتی قرار نگیرم که خدای نکرده آتش تشتت و دودستگی شعله ورتر  شود (عکس زیر ). هر چه دوستان و همکاران هم فشار آورده و حمایت همه جانبه خود را ابراز داشتند اما دیگر دیر شده بود و فایده ای نداشت چرا که جو متشنج و وضعیت عمومی و دوستگی حاصل شده بود و متاسفانه بزرگانی که باید میانجیگری کرده و آرامش بوجود می آوردند ،اما خود آتش بیار معرکه شده بودند و در گود نبرد و بگو مگو بودند و حرف و حدیث و قال و قیل و …

طی نامه ای که متن آنرا ابتدا دست نوشت و بعد تایپ نمودم و به یکی از روحانی محل قسم دادم که نامه را برای اهالی بخواند و جو را آرام کند و توضیح و تشریح نماید اما متاسفانه با وجود قسم دادن ایشان از خواندن متن امتناع نموده و به قول برخی افراد حاضر در مجلس آن شب  تلاش چندانی در آرامش امور  نکردند و …

خلاصه شب  تاسوعا با تلاش بسیار  برخی افراد از جمله علمدار با اخلاق و پر تلاش اخوی بزرگوارم آقا جان الله انتخابات رقابتی با ترتیب دادن صندوق آرا و شمارش رای برگزار شد و ۵ نفر  افراد مورد نظر  انتخاب شدند و به اداره اوقاف و امور  خیریه شهرستان ساری معرفی گردیدند بنده هم طبق قول وعده شده  به دیدار  یکی از آنان رفته و اسناد  و مدارک را تحویل این گروه دادم …

که در پست بعدی بیان خواهد شد و…

 

نکته :

۱-   وقتی نوعی تشتت و دودستگی ناخواسته در اثر اشتباه یا برداشت نادرست از فعل یا حرفی بوجود آمد عاقلانه تر آن است که در جهت آرامش و قانع نمودن طرفین حر کت کرد و از هر گونه قوم و یاور کشی پرهیز نمود و …

۲-   در مواردی که اختلاف نظر و دیدگاه عمیق شد بهتر است عرض و آبروی شیخوخیت و پیران مجالس را محفوظ و از هر گونه صدای نارسایی پرهیز کرد و تمامی پلهای پشت سر را خراب نکرد و …

۳-   توقع و انتظار از برخی افراد گاهی منجر به برداشت ناصحیح می شود واین در حالی است که تا افراد در وضعیت امتحان سخت قرار نگیرند نمی توان میزان الحراه آنان را سنجید به عبارت دیگر تا پای عمل به میان نیاید مدعی را گزاف گویی آسان باشد و …

۴-   بهتراست، آنچه فکر می کنید حق با شماست اما به خاطر احترام به بزرگتر و حرمت خانه خدا بگذری تا آبرویت در نزد عموم صد چندان گردد و از زبانها به قلبها رسوخ کنی و طرف مقابل را شرمنده گردانی نه در پی انتقام و …

متن نامه موصوف را در ادامه با دقت مطالعه فرمایید :

Untitled-44=1Untitled-45=

البته این نامه مصادف با در گذشت مرحوم شادروان مشهدی گلعلی اکبری نیز بود که در متن نامه بدان اشاره و تسلیت گفته شد و …

شما می توانید بصورت رایگان در اشتراک ایمیلی این سایت عضو شوید تا مطالب جدید را درون ایمیل خود دریافت کنید.
برای عضویت، ایمیل خود را وارد کرده و بروی اشتراک کلیک کنید...

  1. سلام برادر
    در علم مديريت، موانعی كه بــــر سر راه تغییرات قرار می گیرند حداقل شامل موارد ذيل مي باشد:
    ۱- تاكید بـــر هزینه ها ۲ – توجه نكردن به فایده های تغییر ۳ – نبودن هماهنگی و همكاری. نبودن هماهنگی در ایجاد تغییر موجب ایجاد تعارض، اختلاف نظر، پاره پاره شدن اجزای سازمان خواهدشد. ۴ – پرهیز از عدم اطمینان. در سطح فردی بسیاری از كاركنان از پدیده عدم اطمینان كه معمولاً از رهاوردهای تغییر است وحشت دارند. باید ارتباطات دائمی به وجود آورد تا كاركنان از رویدادهای جاری و شیوه اثرگذاری آنها بر كارهایشان آگاه باشند. ۵ – ترس از دست دادن مقام و شغل.
    وقتي اين تغيير بخواهد در سطح يك جامعه اون هم از نوع سنتي با تضادهاي گوناگون و با افرادي با طرز فكرهاي متنوع صورت گيرد بسيار بسيار پيچيده ، سخت و زمانبر مي باشد. بنابراين شما يك فرآيند را شروع كرده ايد كه مطمئنا سالها طول مي كشد تا به نتيجه دلخواه برسد. اميدوارم در اين راه موفق باشيد اما مطمئنا مي بايست از گذشته درس گرفت. هميشه ديگران مقصر نيستند شايد كسي كه به دنبال ايجاد تغيير است نيز اشتباه كند.

  2. سلام بر ادر ارجمندم
    همه موارد بر شمرده شما کاملا درست و عاقلانه است دقیقا درست می فرمایید که همیشه دیگران مقصر نیستند و گاهی اونی که دنبال تغییر است هم اشتباه می کند و اعتراف به اشتباه موجب پیشرفت و بهبود کار می شود و …

  3. سلام آقای مهندس
    انشاالله که همه چیز بر وفق مراد شود و بخوبی و خوشی پیش برود.

  4. سلام
    خدا رو شکر همین گونه هم شد و …

با خیالی آسوده یک نظر بگذارید...

برگه ها
ads ads ads