انتخاب هیئت امناء تکیه – مسجد آغازی فصل نو در سنه کوه(۱۸)

ییسساسا

پایان سه ساله هیئت امنای دور اول و مسائل پیرامون آن (۱)

 

 در طول سه سال هیئت امنای دور اول با همه صداقت و یکرنگی و در ابتدا با همراهی و همفکری همه اعضا شروع شده بود در لابه لای  متون گذشته گاها عرض کردیم که در جاهایی به اختلاف وافتراق خوردیم که البته امری عادی و معمولی باید تلقی کرد چراکه نمی شود همه دیدگاهها یکسان و همجور باشد و این محال است و پیگیری امری محال، کاری عبث و بیهوده است .

یکی ازین موارد که خیلی مهم بود و هنوز هم بنده به آن می اندیشم  آن بود که همه اعضای هیئت امنا وقتی قبول کردند احدی به مسئولیتی بگمارند چطور می شود متن امضا شده خود را فراموش کنند و تحت تاثیر حرفای بیهوده این و آن قرار گیرند و یا اینکه چرا برخی عادت کردند  که از چیزی که خبر کامل و جامع ندارند خود را صاحب نظر معرفی و هی بی مورد حرف بزنند البته از اینکه ما چند نفر دوستان تجربه اولمان بود و خیلی مسائل را به تجربه در طول کار دریافتیم حرفی نیست از جمله روحیات متفاوت و نظرات گوناگون و تجمیع بین حرف تا عمل برخی افراد و …

بسیاری از مسائل هست که ضرورتی به بازگویی و باز شکافی آن نمی یابم شاید چون بیش از ده سال از آن گذشته دیگر نزد همه فراموش شده، بهتر و مناسبتر است اما آنچه باید همیشه مد نظر قرار داد گرفتن درس عبرت از آنچه گذشت، هست تا چراغ راه آینده، در بهبود امور و روابط بین اهالی منسجم تر و بهتر از گذشته گردد .با اتحاد ، یکرنگی و احترام متقابل در راه آبادانی و ایجاد آسایش و رفاه در  روستایمان  تلاش و کوشش نماییم .

خلاصه سال دوم به علت نداشتن بودجه از سرعت کارها کم کردیم و به عبارتی هر نوع کار هزینه ای را تعطیل نمودیم و به کارهای نیمه کاره پرداختیم مثل سنگ کاری نمودن سکو و دیواره جلوی مسجد و …البته در موقع گزارش دهی شب تاسوعا دوم با قطع عمدی یا سهوی بلندگو خیلی موفق نشدیم جان مطلب را ادا کنیم اما عکس العمل منفی خاصی بعد از سخنان ما نداشت و تقریبا جو عمومی کماکان به نفع ما بود عموم اهالی حضوری و خصوصی ابراز محبت و مهربانی بسیار زیادی می نمودند که همه ما  را شرمنده می کردند.

 اما افراد کمی به علل مختلف شاید اختلاف دیدگاه و یا چیز دیگر، زیر پوست محل  مشغول جوسازی و پخش تخم کینه و عداوت بودند و کمی از کم تجربگی و گاهی سعه صدر ما هم سوء استفاده کرده با ادبیاتی متملقانه در رو در رو و دشمنانه در پشت سر تعداد سوال کنندگان را افزایش دادند و حتی کسانی که قرار بود طبق انتخابات و صورتجلسه اهالی صرفا ناظر باشند دست به اقداماتی زدند تا بازیگر اصلی میدان و صحنه باشند و خفا و علن سمپاد می کردند تا به گونه ای برخی افراد درون هیئت امنا را با اهالی رو در رو کنند و متاسفانه پس از پایان این دوره هم مشخص شد که این گمان صحیح بوده است …بگذریم

سال سوم رسید ما در واقع بسیاری از چیزها که روزی رویا و یک آرزو بود را دیگر به صورت یک روال درآوردیم و در چرخه کار قرار گرفت اگر روزی رفرم حساب می شد اما امروز دیگر یک روش اجرایی و عملی جاافتاده بدل گردید اما هرچند از نظر حساب مالی برخی مقاومتها و عدم پذیرش حساب و کتاب کار مارا بسیار سخت و دشوار نمود و در برخی مواقع به مقابله و تخاصم کشیده شد اما در مجموع ازبسیاری لحاظ نسبت به گذشته بسیار موفق بوده و سامان یافته بود، هرچند اینان بعدها به مقصود خود رسیده و مسائل مالی را به روش سابق نزدیک و بی حساب و کتاب کردند بماند، پاسخگوی تاریخ و بارگاه الهی باشند ،شاید منظور و غرض خاصی نداشته و ندارند بلکه کم اطلاعی و تحت تاثیر برخی افراد و عوامل چنین کرده و می کنند و …

سال سوم بین ما اعضا سالی بسیار سرد و بی روح و با کمترین جلسه و اغلب هم با حداقل نفرات و با کمترین هماهنگی و …گذشت که صورتجلسه ها همه موجودند .خلاصه محرم سال سوم رسید هم گزارش سه ساله باید می دادیم و هم شب تاسوعا یاعاشورا انتخابات دور دوم را باید برگزار می کردیم برای اینکه گزارش نهایی شود و سوالی بدون جواب نماند ترجیح دادم از شب دوم محرم هر  شب طی چند دقیقه صرف چای یکی دو سوال موجود از اهالی را مطرح و مختصر  پاسخ گویم غافل از اینکه اذهان عمومی چون تجربه چنین کاری را ندارند و برای نخستین بار انجام می شود و راپرت برخی همکاران در بدست گیری همه امور هم پشت آنهاست با جوی سنگین و غیر قابل پیش بینی مواجه شدم .

 هر شب تا شب بعد خبر ناگوار پشت سر را ناشنیده می گرفتم و به خوش بینی و خوش قلبی خود ادامه کار دادم تا شب هفتم که وارد اعداد ارقام شده و گزارش مالی این سه سال را با جمع بندی آنهم بدون حاشیه و اشاره یا کنایه به کسی آغاز  نمودم که متاسفانه با عکس العمل غیر قابل منتظره ای جو متشنج شد و مردم به طور  واضح دو دسته شدند اکثریت به حمایت من و اقلیتی در مقابل ،البته علی الظاهر ایشان حرف بدی نزده بودند بلکه فقط نظرشان را به صراحت و بی پرده و روراست ،بیان داشتند چیه ؟ ولش کن دیگه، منت میزاری سر مردم ؟!! هر کاری انجام شد اگر برای ر ضای خدا بود، دیگه گفتن نداره فلانی زمین داد و …

این درحالی بود که خدا خودش شاهد است که اصلا چنین تصوراتی نبود و نیست هنوز هم به آن فکر  می کنم به برخی اشتباهات طرفین اعتراف دارم شاید می شد بهتر از این عمل کرد و مسئله ساده ای را تبدیل به یک معضل نکرد و …

این بگو و مگو شدیدا تا فردا هم وجود داشت و حضوری و تلفنی خبرهای مختلفی به گوشم می رسید که بنده تر جیح دادم برای شب بعد  و …ادامه در  پستی دیگر

 

نکته: 

۱-   واقعا کار و بیان واقعیات و ارائه گزارش عملکرد و در واقع پاسخگویی در جوامع رشد نیافته مثل جامعه فعلی ایران ما که در حال گذار از مرحله سنت به سوی مدرنیسم است ، با مناسبات خاص خودش کاری بسیار سخت و دشوار است و حتی آنانی که قرار بود دولتی پاسخگو داشته باشند به همین دلیل نتوانستند در عمل توفیق یابند .در نتیجه باید اصلاحات بطئی و آرام مطابق ذائقه عموم انجام شود و …

۲-   در کار عمومی که نیاز به هماهنگی کامل بین افراد هست هر دسته و گروهی معمولا دنبال منافع خودش هستند و کار برای ر ضای خدا را باید در  بین آنان جستجو کرد تا یافت هرچند در کار مسجد باشد و …

۳-   درست است تمام کارهای عمومی بخش بزرگش کسب رضایت خداست اما این دلیل نمی شود که بی حساب و کتاب دست برخی افراد را در دخل و خرج و کار کردن مبسوط و غیر پاسخگو گذاشت و …

۴-   صداقت و رک بودن برخی افراد که معمولا تو دلشان چیزی نیست اما زبان تند نقد و نظر دارند گاهی مثل مضمون آن شعر  می شود که ” عالمی را یک سخن ویران کند       روبهان مرده را شیران کند ” و …

شما می توانید بصورت رایگان در اشتراک ایمیلی این سایت عضو شوید تا مطالب جدید را درون ایمیل خود دریافت کنید.
برای عضویت، ایمیل خود را وارد کرده و بروی اشتراک کلیک کنید...

  1. سلام آقای مهندس
    همینکه این راه درست را برای قانونمند کردن جامعه شروع کردید بسیار پدیده مبارکی هست. گرچه شما با هیئت امنا مسجد شروع کردید اما این راه را می شود به تمام امور جامعه هم تعمیم داد. موفق باشید. درود بر شما.

  2. سلام بر آقا صفر عزیز
    دقیقا برداشت منو شما در سته همینه برای اصلاح جامعه باید تلاش کنیم و …

با خیالی آسوده یک نظر بگذارید...

برگه ها
ads ads ads