فرهنگ واژه ها و اصطلاحات در سنه کوه (۱)

ترنم واژه ها

فرهنگ واژه ها و اصطلاحات در سنه کوه (۱)

چندی قبل اویس نامی به گمانم همولایتی و یا کاربر آزاد کامنت نقد گونه ای با این عبارت برایم نوشت :”  شما اگر زیر یه عکس توضیح فارسی مینویسین استفاده از کلمات محلی هجو به حساب میایدبهتر است که ازین کلمات در داخل پرانتز استفاده شود چون نسل آینده ی این محل با فاصله گرفتن از روستا و بزرگ شدن در شهرها با کلماتی نظیر بینجستون و پلا و کل(کل به معنی کچل یا کل به معنی کربلایی) و تیمجار و … بیگانه میباشد.” نظرش را مغتنم شمرده و جهت تنویر و در اختیار قرار دادن نسل جدید سنه کوه در طی پستهای مختلفی به آنها خواهیم پرداخت.

23

در سنه کوه برخی واژه ها از گروه واژه های بکراَمّا فراموش شده مازندرانی شامل کلمات قدیمی واحدهای شمارش واصطلاحات اصیل وجود دارد و بین اهالی هنوز بکار  می رود که خود بسیار جالب و شنیدنی است ازین به بعد برخی را بیان کوتاه و برخی را شرح خواهیم داد. باشد تا همولایتی های با ذوق و دانا کمک کار ما باشند .

واحدشمارش حبّه قند=کلو kalo

واحدشمارش قطعه گوشت=تِریک

واحدشمارش گردو = کال ،کشت kesht

واحد شمارش تخم مرغ=کال

واحدشمارش سیرومغزگردو=چِکه

واحدشمارش پیاز= بن ben

واحد شمارش میوه ها =کال

دعوای دواَسب=جَفتک

دعوای دوگاو=کَلی ،سرگیری

وسیله ای برای ریسیدن کنف=کِتلوم

داروخانه =دواخانه ،

مطب دکتر=محکمه یا مطب (با کسره)

آب دهان آویزان=گِلِس

جعبه چوبی=صندوخ

قدم یا گام=شاب

عبور=هِدار ، رد

بینی= فنی feni

لانه مرغان=کالی

خانه چارپایان=کالوم ، کرس keres

چندلحظه پیش=تا سا

صبح روز قبل = دن سویden sevi

صبح دو روز قبل = پر سوی par sevi

 راه پله چوبی تکی = کاتی  

دفعه،مرتبه،بار=دفه

لیز=قِیز

زوزه شغال=بَوُو یا اَوُو ، شال زوز

زوزه سگ=لَوُو

آفتابه= افتوو

آفتابه مسی=مرسی افتوو

بچه یاتوله خرس = خرس کاتِه

توله سگ=سگ کاته

گاوشیرده=منگودوشا

گوساله ماده=دِمِس

گاوماده تقریبا ۲ساله =تلِم talem

گوساله نر=تِشک

گاونرجوان =جندیکا

برای ایستادن اسب = چوش چوش

برای راندن  اسب = بی یه بیهه ، های بیه

برای راندن گاو نر  =هی ین ، هی های

برای راندن گوسفند و بز = غرر غرر qarr qarr،  هیس چه

برای راندن سگ = کیت کیت

برای راندن گربه = پیشت پیشت

برای راندن مرغ و خروس = هیش هیش

برای راندن اردک و غاز = هی بلی بلی

برای راندن خوک = هویی هویی

 .

.

.

شما می توانید بصورت رایگان در اشتراک ایمیلی این سایت عضو شوید تا مطالب جدید را درون ایمیل خود دریافت کنید.
برای عضویت، ایمیل خود را وارد کرده و بروی اشتراک کلیک کنید...

  1. گرچه شاید ما ارزش زبان خود را آن طور که باید و شاید هست درک نکنیم!! اما گاهی با بکار بردن یک کلمه و اصطلاح مازندرانی مفهومی کامل از آن شی را می توانیم در ذهن شنونده مجسم نماییم.که در فارسی معادلش اصلاً نیست.
    به عنوان نمونه “چَچکَل” همان آتش نیم سوخته چوب. دقت کن ببین چه کلمه ای در فارسی می توانی برایش پیدا کنی؟ هیچ کلمه ای نیست. فقط مجبوری یکی دو خط توضیح بدی تا شنونده درک کند که “چَچکَل” چیه!!
    بازم دقت شما قابل تحسین بسیارست.یا علی مدد.

  2. سلام
    منشاء زبان ما سنسکریت است و با فارسی تفاوتهای اساسی د ارد که استاد کولائیان محقق برجسته مازندران در کشف حقایق آن زحمات زیادی را متحمل شده اند و …
    این وظیف ماست که در حفظ و حراست و زنده نگهداشتن میراث نیاکانمان بکوشیم و …
    کاملا بجا و درست فرمودین و …
    موفق باشید رفیق

با خیالی آسوده یک نظر بگذارید...

برگه ها
ads ads ads