سادات معظم سیکا در سنه کوه (قسمت اول ) یا جد سیده صبحه؟

DSCF5935

سادات معظم سیکا در سنه کوه (قسمت اول ) یا جد سیده صبحه؟

روستای سیکا از توابع فعلی بخش هزارجریب شهرستان نکا و از لحاظ تاریخی و مکانی در دامنه  شمال غربی چلمه کوه از رشته کوههای البرز مرکزی و هزارجریب تاریخی قرار دارد .در مورد وجه تسمیه روستای سیکا استاد کولائیان محقق مازندران چنین بیان داشت که : در سنسکریت sikatA (سِکا تا ) سنگریزه و سنگپاره است و sikatAvat (سِکا تا وات) جایی است که شن و سنگریزه آنجا فراوان است . در واژه دوم، کسره کمی کشیده تلفظ می شود . احتمالاً کوتاه شده یا خلاصه دومین واژه سنسکریت همان (سِکا )است که مردم در دوران اخیر به دلیل واژه معنا دار سیکا (مرغابی ) ،آن را به شکل امروزی یعنی (سیکا )تلفظ می کنند .

 این روستا به همراه روستای مرس از قدیم الایام در مسیر راه گروههای مختلف کوچ رو حشم دار ( دامدار) به ییلاق تابستانه چلمه کوه قرار داشت و از طرف دیگر بخش چهاردانگه هزار جریبی و شهریاری و دیگر مناطق دشت مازندران و حوزه تجن را به شهر کیاسر و استان سمنان متصل می کرد .

روستای سیکا از قدیم الایام، مامن و ماوای بسیاری از سادات معظم ،معزز ، صاحب نام ودارای کرامات خارق العاده منطقه و دارالعلم هزارجریب تاریخی بوده است. به گونه ای که علاوه برجنبه اعتقادی و ملجا رجوع مردمان قدیم بودن بلکه مهمتر از آن کلاسهای درس مکتب علمای سادات سیکا در گذشته ای نه چندان دور ملجا و محل درس و بحث دانش آموختگان حوزوی و محدثین بزرگی بوده است و یا شروع آموزش اولیه از مکتب درس سیکا بخصوص در فصل گرم یعنی تابستانه بود .آثار حوزه علمیه سیکا در دست نوشته های قدیمی پشت بام مسجد قدیم در سالهای اخیر پیدا و مشاهده شده است و جایگاه مکانی آنرا بسیاری از پیران هنوز به خاطر دارند. حضور علمایی بنام و صاحب درس بنام آیات حج اسلام آقا سید محسن موسوی (جد یوسفی ها) ، آقا میر صالح(جدکاظمی ها) ، آقا میر شابا ، آقا میر یحیی (جد طیبی ها)،آقا سید مصطفی ، آقا سید جعفر موسوی سیکایی(جد برخی شفیعی های دارابکلا)وآقا میر زین العابدین( جد قریشی ها) را از برخی پیران شنیده ایم که در مکتب و حوزه سیکا تدریس می کردند.  

از طرف دیگر سادات قدیم سیکا کرامات بسیاری داشته و در حد اعلایی از اعتماد و مورد وثوق و نذر و قسم مردمان مناطق مختلف هزارجریب بوده اند. وجود مقابر امام زادگان و  سادات معظم و پاک که سرآمد آنان امامزاده صاحب نام و صاحب کرامت امامزاده یحیی (ع) است خود نشانه بارزی از تایید مدعای ماست . پیران قدیم سینه به سینه مطالب بسیار شگف انگیزی از کارها و کرامات خارق العاده سادات معظم سیکا تعریف کرده و می کنند که بخشهای بسیار کوچکی را امروزه از گوشه و کنار می توانیم بشنویم، هرچند نسلهای امروزی نیاز مبرمی در بازیافت و آفت زدایی اخلاقی و رفتاری دارند .

به دلایل بسیاری تحقیقات بنده در مورد سادات معظم سیکا  ادامه دارد که بعدها انشالله بسیار خواهیم نوشت .از مجموع دریافتی مطالب نگارنده ، تاکنون چنین به نظر می رسد که اولین سادات سیکایی که به سنه کوه  آمده سیده گل ابشون (سیده گل افشون) عمه دایی آقامیر طیبی سیکایی بود که همسر علیجان پسر محمدعلی سوادکوهی (علیجان دسی) شد. او فقط صاحب یک فرزند دختر بنام سلمه ( همسر سعدالله پسر یوسف ) شد بعد فوت نمود و عمر کوتاهی داشت برای همین اطلاعات چندانی در دست نیست و البته همین ازدواج هم منشا آشنایی و ازدواج عبدالله( جد عبدالله دسی)  پسر خاله علیجان با سیده صبحه دخترسید زینل از سادات بسیار صاحب کرامت و مورد وثوق سیکا شد .

در مورد کرامات و سجایای اخلاقی  وپاکی این دودمان در قدیم سخنان بسیاری نقل می شود . در تحقیقات نگارنده ازین دودمان مطلع شدم که جناب کل سید محمد شفیعی دارابی برادر حجت الاسلام آقا سید حسین  شفیعی دارابی از مدرسین مبرز حوزه و دانشگاه ، شجره نویس انساب خود(از نسل آقا سیدجعفر موسوی سیکایی) اطلاعات ذی قیمتی در اختیار دارد فلذا با وقت ملاقات و چندین ساعت مبادله اطلاعات، قرآنی دست نوشت بسیار قدیمی که عکس آنرا ملاحظه می فرمایید را به ارث برد که هدیه ماه بی بی خانم برای بهره مندی ثواب قرائت آن به روح میرزین العابدین جد بزرگوار این گروه سادات سیکاست، البته این قرآن دست نوشت در سال ۱۳۶۴ هجری قمری توسط آخوند ملا شیخ علی اکبر پدر آیت الله  شیخ محمدباقر دارابکلایی قسمتهای محذوف آن بازنوشت شد و…بقیه مطالب آن بعدا عرضه خواهد شد.

 DSCF5938

DSCF5939

سیده صبحه که در خانه عبدالله صاحب پنج فرزند سه پسر بنام مصطفی ، فضل الله و آقابرار و دو دختر بنام خاتون و خانم گل شد از ایشان کرامات بسیاری را پیران روستاهای هزارجریب نسل به نسل و سینه به سینه بیان می کنند به گونه ای که در وقت حیات و بعد از فوت ایشان نذر و قسم بسیاری از توسل به جد ایشان می کردند و تا سالیان درازی بر سر قبر ایشان گاو و گوسفند قربانی می کردند و عزت و احترام زیادی قائل بودند بخصوص ارمی ها و مناطق و روستاهای بالادست …

 zenel d_1

در هر حال در این گروه همانگونه که در تصویر شجره ملاحظه می فرمایید میر رضا فرزندش بنام میر زین العابدین معروف به میرزانل صاحب سه فرزند ذکور بنام سید زینل معروف به زنل و سید رسول و سید میرزا که این دو به روستای بافت کلا (باباکلا) مهاجرت کردند . از فرزندان زنل سیده صبحه همسر عبدالله (اصفهانی تبار ) بود . خواهر دیگرش بنام سیده صغری همسر محمد ایلات دو دخترش بنام شکوفه معروف به گت شکوفه (بزرگ مامای سنه کوه) همسر آقا برار عبدالهی شد و فرزندانش برجعلی ، نورعلی و مهتاب شدند.

ربابه همسر فضل الله عبدی شد و یک فرزند آنها بنام عین الله (عموی نگارنده)در جوانی پس از سقوط از درخت در اثر عوارض ناشی از آن جوانمرگ شد.

پسر محمد ایلات  بنام اسماعیل یک پسر بنام باب الله خود چندین سال در سنه کوه زندگی کرد و سه دخترش بنام کبری همسر حاج برجعلی عبدالهی ، سکینه همسر نورعلی عبدالهی  و منصوره همسر غلام پسر رمضان متحد شدند. 

در این نسل همچنین سه دختر سیده باجی قریشی و سید محسن یوسفی سیکایی بنام سیده صغری همسر شعبان عبدی (والدین نگارنده) ، سیده حورا همسر سیدبابا رحیمی و سیده زینب همسر یارمحمد محمدی شده و به سنه کوه آمدند همچنین یک دختر سیده حمیده قریشی و مشد موسی فلاح ششکی بنام حکیمه  همسر جان الله پسر شعبان و اخوی نگارنده شد و دختر سیده نسا قریشی و البک صحراگرد  بنام عظما همسر شکرالله متحد شده و به سنه کوه آمدند.

سیده فاطمه دختر سید باقر هم پس از مرگ اسماعیل ایلات در سنه کوه همسر مشد جانبرار( محمدعلی) متحد شده بود و صاحب سه فرزند دو پسر بنام حسن و رمضان متحد و یک دختر بنام تابه یا گل تابه متحد شد.

در این نسل حشم داری (دامداری) بخصوص گوسفند داری بسیار رونق داشته و دارد بخصوص در قدیم  فرزندان سیدباقر و امروزی فرزندان سید نورمحمد قریشی خدابیامرز گله گوسفند داشته و ییلاق قشلاق می برند . در اصطلاح عموم به این گروه سیدها، سادات تند(تندسید) می گویند که معانی و استعاره مختلفی از آن برداشت می شود که بیشتر به نظر نگارنده می رسد که به خاطر آمیختی قوم خویشی سیدهای قدیم در این نسل منظور باشد .  


نکته : اخیراپایان نامه دوره کارشناسی(لیسانس) آقای حاج داود سلیمانی سوچلمایی نوشته شده در سال ۱۳۷۴ به دستم رسید که نکات خوبی را در آن تاریخ گرد آوری کردند هرچند ای کاش کاملتر و دقیقتر می نگاشتند که اینک سند بسیار خوبی می شد در هر حال بخشهایی از آن استفاده خواهد شد مثل :

در مورد جای حوزه علمیه به نقل از پیران آمده است : منطقه ای کنار روستا واقع در جنوب غربی پایین دست ارتفاعات نقره نپار معروف به (یور) آنسوی دره ساختمانی مختص برای اینکار توسط عالم اعزامی از نجف آقای سید صالح سیکایی بود که در زمینه ادبیات و فقه و اصول و خارج دهها سال تدریس می فرمودند و پس از ایشان آقای میر کاظم کاظمی این امر مهم را عهده دار بود و سپس سال ۱۳۴۰ مکتب خانه ای در روستا وجود داشت و از اطراف و اکناف شاگردان می آمدند و درس می خواندند ، استاد این دوره آقا سید شفیع سیکایی بود و حدود ۳۰ نفر شاگرد  مرد و زن قرآن و حتی کتابهای کلاسیک را تلمذ می کردند و این کار حدود ۷ الی ۸ سال منظم در منزل شخص ایشان ادامه داشت .

شما می توانید بصورت رایگان در اشتراک ایمیلی این سایت عضو شوید تا مطالب جدید را درون ایمیل خود دریافت کنید.
برای عضویت، ایمیل خود را وارد کرده و بروی اشتراک کلیک کنید...

  1. سلام آقای مهندس محمد عبدی سنه کوهی ممنونم از شما که این اطلاعات اجداد ما رادر اختیار ما قرار دادی ما در روستای مرس کوچک از نسل سید آقابرار عابدینی فرزند میر زین العابدین قریشی هستیم

  2. سلام از خبر با ارزش شما هم بسیار سپاسگزارم
    باعث افتخار است که فامیلها همدیگر را بیشتر بشناسیم و بدانیم

با خیالی آسوده یک نظر بگذارید...

برگه ها
ads ads ads