اسطلح پشتی- ششکی تبار (اکبر دسی) سنه کوه

akber d-1

اکبر که اصالتی استخرپشتی (روستای اسطلح پشت) داشت به هر دلیلی به روستای ششک کوچ کرده بودند پاکار و همراه (به نظر برخی ورهمکار=شریک) سید شکر مرزامندی(جد سیدرحیم دسی) بقال شد و با او به روستاهای مختلف در کار خرید و فروش همکاری می کرد و مزد بگیر بود تا اینکه سید شکر در سنه کوه ساکن شد و سپس در یک سفر کاری در مرست بزرگ( گت مرست) فوت نمود و همانجا دفن شد. اکبر بعد از مدتی با ” ننه ” همسر سابق سید شکر ازدواج نمود. ننه که با فرزندانش به روستای ششک رفته بود بعد از این ازدواج مجددا به سنه کوه آمدند و اینجا ساکن شدند و باهم صاحب سه فرزند یک پسر بنام چراغ و دو دختر بنام صنم و معصومه شد.

akber d-1

 صنم با داداش ( حاجی دسی) ازدواج کرد و صاحب یک فرزند پسر بنام اسماعیل و سه دختر بنام کل بدل ، خورشید و رقیه ( مادر بزرگ حاج عزیز) شد .

 معصومه ابتدا همسر باباجانی پسر یوسف ( یوسف دسی) شد که صاحب سه فرزند پسر بنام یدالله ، میرزابابا و مشد علی اکبرنژاد و دو دختر بنام آسیه ( همسر میرزاگل علیجانی) و حسنیه شد، که حسنیه در کودکی گم شد ( احتمالا ربوده شد) و بعدا ردش را در روستای کیاپی زدند اما نتوانستند ثابت کنند .پس از مرگ باباجانی معصومه با حسن استخرپشتی معروف به پیرحسن ازدواج کرده و صاحب یک دخترشد که اسم او هم حسنیه گذاشتند که بعدا مادر میرعلی عبدی و … شد.

چراغ که با سید نسیبه استخرپشتی ازدواج کرده بود صاحب 4 فرزند شدند یک دختر بنام صدر و سه پسر بنام اکبر معروف به مشد اکبر ، گلعلی و غضنفر شد که غضنفر در جوانی در حالی که با حلیمه دختر محمد(حاجی دسی)نامزد بود در اثر بیماری فوت نمود.

 صدر ابتدا همسر سیف الله یوسفی ( یوسف دسی) شد اما با وجود چهار فرزند بچه ها همه مردند و سپس همسر دوستعلی چورتی پسر نادر شد که صاحب دو دختر بنام خیران معروف به حاجیه خیران نادری همسر حاج نادعلی یوسفی و فاطمه صغری نادری همسر نامدار غلامی شد. لازم به ذکر است که دوستعلی چورتی از همسر دیگرش که اهل روستای چورت بود یک فرزند دختر بنام بانو معروف به گت بانو نادری داشت که همسر حاج لطف الله یوسفی شد .

اکبر هم بخاطر فاملیت با حاجی دسی صاحب یک خانه سرا در همسایگی حاجی دسی در پایین مله شدند .این گروه کمترین مقدار زمین سنه کوه را مالک شدند البته در این نسل چراغ به همراه برادر ناتنی (مادری) خود سید رحیم به جمع آوری دام پرداخته و صاحب گاو و گوسفند زیادی شده و برای خود ” گالش بنه سر” راه انداختند و سالیان سال در این نسل حشم داری (دامداری) رونق داشت.

در موقع دریافت شناسنامه در دوران رضا شاه پهلوی گلعلی نام خانوادگی اکبری اختیار کرد اما مشد اکبر فرزند چراغ  به هر دلیلی به او نام خانوادگی خیالپرست دادند  و این نام فامیلی امروزه توسط برخی در این دسه به حقی و جوادی مقدم تغییر یافته است .

مشد اکبر ابتدا با خان بی بی استخرپشتی ازدواج کرد که با گلعلی بختو باجناق شد فرزندانش محمدعلی ، جانعلی وکل نجیبه شدند و سپس با زبیده ورنامی ازدواج نمود و بقیه فرزندان از اوست.

دراین نسل برخی صفات بطور برجسته مشاهده می شود بویژه در نسل قدیم بسیار آرام ، متین ، بی آزار، متواضع و خوش معاشرت هستند که شخصیت برجسته این نمونه حاج علی حقی  است. برخی هم بسیار دل به کار و همیشه آماده خدمت به خلق هستند به نحوی که دوست دارند همیشه پای کار باشند و از خود خدمتی صادقانه به یادگار بگذارند و نام آنان همیشه به نیکی برده شود که چنین هم هست بطور مثال نگارنده در سال 1381 که به همراه حرکت جمعی اهالی در حال  ساخت و افزایش ابنیه  مسجد محل بودیم شاهد بوده که مشد گلعلی و مشد محمد علی خدابیامرز در عین بیماری سخت و طاقت فرسا به محل کار مسجد آمده و سنگهای کوچک را به زحمت و مرارت داخل پی ساختمانی می انداختند تا بدین طریق مشارکت ،همکاری و همراهی صادقانه خود را اعلان و هم از ثواب کار خیر عمومی بهره مند شوند.

 در مجموع پرکاری، فعالیت زیاد و بخصوص هنر صنایع دستی از خصوصیات بارز این نسل است . کارهای صنایع دستی چوبی مشد محمد علی خدابیامرز وکل جانعلی فرزندان اکبر بسیار قابل توجه و زیبا بوده است.


توجه مهم : درصورت عدم درج صفات و القاب برخی در این نسل یا دیگر نسلها دال بر بی اعتنایی نباشد خداشاهده بی نظر و منظور خاصی گاهی اسم خالص نوشتم …

شما می توانید بصورت رایگان در اشتراک ایمیلی این سایت عضو شوید تا مطالب جدید را درون ایمیل خود دریافت کنید.
برای عضویت، ایمیل خود را وارد کرده و بروی اشتراک کلیک کنید...

با خیالی آسوده یک نظر بگذارید...

برگه ها
ads ads ads