یوسف دسی سومین گروه سوته گندمی تبار سنه کوه

yosof d-1yosof d2-1

یوسف دسی سومین گروه سوته گندمی تبار سنه کوه

این طایفه بزرگترین گروه جمعیتی سنه کوه معاصر را تشکیل می دهد و سومین گروهی هستند که پس از حاجی دسی و تقی دسی از” سوته گندم” به سنه کوه مهاجرت کرده و در طرف شرق گت چشمه (چشمه وسط محل)ساکن شدند. نیا ( جد) این گروه بنام حیدر حشم دار بود و دارای ” گالش بنه سر” بودند و پسرش یوسفدارای سه فرزند پسر بنام سعدالله، باباجانی و غلامحسین و یک دختر بنام صدر بود صدر همسر حسن(تقی دسی)شده و دوختر بنام روبابه همسر مصطفی ( عبدالله دسی)و مادر سرالله حسنی و عمه همسر کل گلبرار صاحب دو فرزند بنام رعنا و سعدالله شد که هردو ازدواج نکرده جوانمرگ شدند.

yosof d-1

yosof d2-1

سعدالله با سلمه دختر علیجان ( علیجان دسی) ازدواج کرده و صاحب چها فرزند ذکور بنام کل گلبرار، ابوالقاسم ، سیف الله و مصیب و دو دختر بنام مرضیه و رضیه شد.امروزه از فرزندان سعدالله نام خانوادگی ” یوسفی و براداران” هستند. در این دسه کل گلبرار چهار زن اختیار کرد که یکی از آنها بنام صباح استخرپشتی فرزندشان بنام عبدالله نام خانوادگی برادران را اختیار کرد و بقیه همه یوسفی هستند.

باباجانی که با معصومه دختر اکبر و خواهر چراغ ( اکبردسی) ازدواج کرده و صاحب سه فرزند ذکور بنام های علی معروف به مشد علی ، یدالله و میرزابابا شد و دو دختر ، آسیه همسر میرزاگل و حسنیه که درکودکی گم ( ربوده ) شد. این گروه نام خانوادگی”  اکبرنژاد ” را اختیار کردند و بیشترشان امروزه ساکن شهر نکا هستند.

تذکر: فقط نام فامیلی حاجیه ثریا فرزند یدالله و همسر حاج بابا اکبرنژاد در این دودمان بابایی می باشد و آیا نام فامیل پدرشان هم باشد را خبر ندارم که نیاز به تحقیق بیشتر دارد و …(اصلاحیه مورخه اول آبان ۹۵ م عبدی)

غلامحسین که با زنی بنام لیلا ازدواج کرده بود صاحب دو فرزند پسر بنام کل علی حسین و علی بابا شد البته علی بابا در جوانی (حدود ۲۳-۲۴ سالگی) در اثر بیماری دارفانی را وداع گفت و تمامی اموالش که چند راس گاو بود وقف خرج دهی دهه محرم در” تکیه سر” سنه کوه کرد که تا چندین سال نذرش ادا می شد و دو دختر بنام جان باجی که نامزد فضل الله عبدی ( عبدالله دسی) بود فوت نمود و فاطمه که با غلامعلی علیجانی ( علیجان دسی) ازدواج کرده و مادر حاج رجبعلی و غلامرضا علیجانی شد به علاوه غلامحسین در دارابکلا با زنی بنام زینب دختر رفیع ازدواج کرده بود که صاحب دو دختر شدند که هردو در ۵-۶ سالگی فوت کردند. این گروه نام خانوادگی ” غلامی ”  را اختیار کردند.

این طایفه با سه فامیلی مجزا سه  دسه هستند. سعدالله دسه  پرجمعیت ترین بوده و با خصوصیت اخلاقی کاملا متفاوت با دو گروه دیگر هستند البته هر سه دسه این تیره با سه خصوصیت برجسته و بارز مخصوص به خود هستند و در شناسایی محل  در نسل جدید، کسی باور نمی کند که این سه دسه از یک نسل هستند . از آنجائیکه مادر اکبرنژادها یعنی همسر مشد علی بنام لیلا دختر کل علی حسین غلامی بود بسیاری از خصوصیات رفتاری اکبرنژاد و غلامی شباهت بیشتری به همدیگر دارد. خصوصیت بارز این طایفه حضور گسترده و یکپارچه در همه امور است ، یعنی دوست دارند در همه زمینه ها حرف اول و آخر را بزنند .

اکبرنژادها بر عکس گوشه گیری و کناره گیری از کارها و مجامع عمومی را ترجیح می دهند و بسیار دوست دارند با چراغ خاموش به مقاصد خود برسند برای همین بیشتر آنها دارای تحصیلات دانشگاهی عالیه و تا حدی از وضع زندگی و رفاه خوبی برخوردارند و اما برخی غلامی ها در جنگ تن به تن شرکت می کنند یعنی پای کار آماده هر نوع فعالیت عمومی هستند و آدمهایی بسیار زحمت کش ، کوشا و سفره دار هستند.

روابط عمومی قوی ، سفره داری و مهمان نوازی در این نسل از صفات بسیار خوب آنهاست. در بیرون از محل بسیار موفق تر از درون طوایف داخل محل دوست، جایگاه و پایگاه اجتماعی دارند، برای همین در نسل امروزی به گونه ای رفتار می کنند که کمتر کسی متوجه اصالت و زادگاه آنان شود این موضوع در نوع دعوت از مدعوین مراسم خود و نحوه برگزاری آن کاملا مشهود است. هر چند در ظاهر در محل تلاش می کنند خود را وابسته و درگیر کار محل جلوه دهند. در هر حال این موضوع را به عنوان نوعی عملکرد در اذهان عمومی همیشه مورد نقد و بررسی است.

فامیل دوستی در یوسفی ها بویژه فامیل دور کاملا برجسته تر از دو گروه دیگر است و ارتباط با نسل هزارجریبی ها هم به خاطر دامداری در قدیم تا جدید و نوع شغل یوسفی ها کاملا بیشتر و به وضوح نمایان است. یوسفی ها انسانهای بسیار خود اتکا و بیشتر نوآور در امور سنه کوه بودند .برجسته ترین آنها کل گلبرار و ابوالقاسم از نسل قدیم و حاج نوروزعلی و حاج عزیز از نسل امروزی آنهاست که خود دارای تکه کلامهای مخصوص به خود هستند.

در نسل اکبرنژادها و غلامی افرادی بسیار با استعداد و هوش بالا و برخی هم خوش صوت و لحن مشاهده می شوند مثل حیدراکبرنژاد که پیرغلام مداحی امام حسین (ع) با آهنگی بسیار دلنشین و مورد توجه است و فرزندان تیمور غلامی رگه هایی از مداحی نوین در چنته دارند. در این نسل دکتر اکبرنژادها و غلامی مایه افتخار و آبروی اهالی سنه کوه می باشند و به داشتن چنین فرزندانی سنه کوه به خود می بالد.  

شما می توانید بصورت رایگان در اشتراک ایمیلی این سایت عضو شوید تا مطالب جدید را درون ایمیل خود دریافت کنید.
برای عضویت، ایمیل خود را وارد کرده و بروی اشتراک کلیک کنید...

  1. کارت در مورد شجره نامه خوب بود ولی نظرت در مورد خصوصیات اخلاقی طوایف اصلا جالب نبود.

  2. سلام و تشکر از ابراز نظر شما
    دانستن شمه ای هرچند مختصر از روحیات و خلقیات قدیم و جدید نسلها و گروهها تا حد زیادی به معرفی و شناخت بیشتر کمک می کند فلذا ترجیح دادم در عین حال که فقط نام افراد و نسبتها را بیان می کنم در واقع براساس بیشترین نظر بخشی از خصوصیات طوایف هم چاشنی شود که متاسفانه اگر شما هم جای من تحقیق نمایید در صحبت ونظر خواهی از هر گروهی فقط بدیها و خاطرات بد را بسیار برجسته می نمایند و این درحالی است که اینجانب تلاش نمودم منصفانه و واقعی تر همه جنبه ها را در نظر بگیرم و …
    منتظز نظرات همه هستم و …

  3. سلام سوته گندم کجاست

  4. سلام از مراجعه و ابراز نظر شما بی نهایت سپاسگزارم
    جواب سوال شما: سوته گندم را در پستی جداگانه به آدرس http://sanekooh.ir/?p=1419 قبلا کامل معرفی کردم جهت اطلاعات بیشتر لطفا مراجعه فرمایید .

  5. فکرکنم از غلامی ها کتک خوردی که میگی جنگ تن به تن شرکت میکنن خصوصیات خودت رو ننوشتی شما عشق میکروفن هستین بعد تبار خودت رو نگفتی

  6. سلام آقا مهران عزیز تشکر می کنم از ابراز نظر شما
    1- معنی جنگ تن به تن را خداییش به معنی استعاره آن نوشتم نه تحت و لفظی و برداشت شما اتفاقا کلی مشعوف شده و خندیدم …برای نوشتن یک متن تاریخی استفاده از استعاره و اصطلاحات ادبی را سالهاست تجربه دارم معنی واقعی جنگ تن به تن یعنی همان آماده کار و رقابت سالم بودن مثل مشد نامدار غلامی عزیز که تا این سن هم پا به پای جوانان آماده کار عمومی است و…
    2- مطلبی که نوشتم تا قبل از سن من است چراکه بسیاری از هم سن و سالان و کمتر را اصلا نمی شناسم و خصوصیات آنان را نمی دانم و اما انتقاد شما را اگر در حد بهره مندی از سخنوری و استفاده از میکرفن باشی و بگذارند که آزاد و راحت یه گوشه بنشینی بهت جایزه میدم، شاید برداشت شما و خیلی دیگر همین باشد محترم.
    اما خدا خودش می داند که در بسیاری از مراسمات صرفا بخاطر اینکه ازم دعوت به میکروفن نکنند یا اصلا نمی روم و یا دیر میرم …از طرف دیگر گاهی می بینم طرف اصلا چنان تحت تاثیر جو جمعیت قرار می گیرد که قدرت اداره مجلس از دستش در می رود و یا کاری که باید قبلا هماهنگ و پیش بینی می کرد نمی کند چرا که هر مراسمی پشت صحنه و روی صحنه دارد آنچه شما معمولا می بینی روی صحنه است و…بماند
    بعد
    3- تبار خودم رامعمولا مسائل مد نظر شمارا کسی جلو روی ما نمی گوید شما بگو ما منتشر کنیم و …

  7. همه سنه کوهی ها انتقاد کردن شما به مسایل شخصی چیکار داری تو هر دسته ای خوب وبد هستش شما نباید بزارین تو اینترنت که جهانی هستش با این کار خودت رو خراب کردین

  8. با سلام مجدد و تشکر از ابراز نظر شما و دیالوگ برقراری
    ای کاش نیمه پر لیوان را ببینید چه بدی نوشتم نسلی که من نوشتم تقریبا بیشترشان از دار دنیا رفتند از هر گروه و طایفه ای متاسفانه چند تایی باقی نماندند که انشاالله خداوند طول عمر بیشتر و سلامتی بیشتری به آنها بدهد گفتم که نسل امروزی سنین شما رو کسی کار نداره من که نمی شناسم در آینده انشالله شماها بنویسید ماها بخوانیم البته من این نسل امروزی رابشتر نسل نازکتر از شیشه می دانم چراکه روحیه ای بسیار لطیف و شکننده دارند احساس می کنم نسلی که من در موردشان نوشتم بسیار با استقامت و روحیه ای انتقادی تر داشتند و هنوز هم دارند چراکه در کمال آرامش و سلامتی چندین سال و چند قرن باهم زندگی کردند این ارزش است و…
    صفات خوب و برجسته همه طوایف را به خوبی تبیین نمودم انشالله همه ما ادامه دهنده خوبی باشیم …
    نظر همه برام عزیز و محترم بوده و خواهد بود مخلص و دوستدار همه هستم .

  9. پس ازنظر شما هر کسی در هر طایفه هستش که باعث تاسف هستش وکار خراب کن محل هستش رو انتخاب بکن بعد ازبین ببر تا این چند نفر هم از دار دنیا برن

  10. با سلام مجدد
    کی گفته کسی کار خراب کن هست ؟چند بار متنت را خوندم منظورت را بفهمم متوجه نشدم از کجای حرفهام اینو برداشت می فرمایی؟ برای چی این مطلب را می فرمایی؟ چرا دوست دارین یک ریز و یکسره کسی بیاد خالی بندی کنه و ظاهر سازی و دروغ بنویسه ؟ بنده از طرز نگاه شما به مطالب خود بی نهایت تعجب می کنم ؟ چرا باید اینقدر منفی بافی در اذهان جوانان ما باشه ؟ شما و امسال شما حق دارین چنین فکر کنین ! هرچه رسانه های گروهی ما دارن تبلیغ می کنن معمولا خود عکس آنرا انجام میدن و اعتماد و اعتقاد به همدیگر در جامعه به حداقل رسید من این را خطر بزرگی برای کل جامعه می دانم و…
    در هر حال مهران جان عقیده و حرفم اینه اگه به درستی و صداقت از روحیات و خلقیات همدیگر آگاهی داشته باشیم مثل حضرتعالی رو راست بوده و مقابل هم صادقانه حرفهایمان را بازگو کنیم و از هم بپرسیم سنه کوه ما همانگونه که در تیتر انتخابی من هست و در جای جای مطالبم منعکس کردم روستایی با مردمان با فرهنگ و اصیل و ریشه دار و پاک هست و خواهد بود …
    این اندک اختلاف سلیقه و نظر را همیشه به فال نیک بگیر و طبیعت ذات بشر مختلف بودن و مختلف اندیشیدن است …
    موفق باشید

  11. اقای مهندس …..

    لطفا

    می مخور
    منبر مسوزان

    مردم ازاری مکن

    باتشکر

  12. سلام برشماوتشکرازابراز نظر
    باهمدیگه انشاالله جمله بسیار خوبی است برای همه
    موفق باشید

  13. واقعا شورش رو در اوردی . درباره قوم خودت که چیزی ننوشتی – بعدش که به قول دوستان عشق میکروفن تو ذاتتونه

  14. نام قبلی من محمد گندمی که قبلا پد ر بزرگمان از پشت کوه ولی به ابادی از منطقه دزفول بنام بالجان بوده. واسم پدر بزرگمان گندمی (گنمی) ومادر بزرگمان بنام همی که فقط دانیم از منطقه پشت کوه ولی هستیم ضما فمیلی. جدید من محمد منصور یان در صفی اباد دزفول هستم ۰۹۱۶۷۴۰۸۵۲۲٫ باسپاس وتشکر از شما

  15. سلام بر شما محمد گندمی (منصوریان) عزیز
    این مورد اشاره شده شما به منطقه ما مربوط نمی شود چرا که این «سوته گندمی » است و آن گندمی فرق داره

    در هر حال سپاس از نظر و لطف شما

با خیالی آسوده یک نظر بگذارید...

برگه ها
ads ads ads