تاریخچه معاصر روستای سنه کوه یا سنه کوه نوین

در پست های قبلی بیان داشتیم که پس از سالیان بسیار طولانی (چندهزار ساله)،  جاری بودن زندگی در سنه کوه توسط اقوام و گروههای مختلف در جایگاه سنه کوه فعلی و حومه آن به هر دلیل ناشناخته ای برای سالهای طولانی خالی از سکنه شد و دیگر کسی و خانه ای وجود نداشت و تبدیل به “گالش بنه سر” شده بود و همه زمینها و آیش موجود را درختان تنومند فرا گرفته بود، و فقط نام محل بنام سنه کوه که به نظر می آید که در زبان سنسکریت بنام sanaka  (با ا فتحه)یعنی “قدیم و پیشین” باقی ماند و در زبان محاوره ای سنه کور و سنه کوه شد .

ssan

ازتاریخ دقیق شکل گیری هسته اولیه سنه کوه جدید اطلاع موثقی وجود ندارد اما برآوردها نشانه های بسیار خوبی را به ما می دهند . از جمله اینکه پیر ترین فردی که تاکنون به نسل ما رسید مرحوم پیرجانبرار (محمدعلی) متحد بود که در سال 1290 قمری(احتمالا سال 1248 ه ش) تولد یافته و در اول اسفند 1376 شمسی دار فانی را وداع گفت. در آینده خواهیم گفت که او نسل سوم ساکن سنه کوه بود فلذا می توان گفت که زمانها و سالیان گذشت تا اینکه حدود کمتر از 250 سال پیش در دوران ابتدای حکومت قاجار سر شکل اولیه محل با آمدن چند کوچ و ماندگاری دایمی در کنار و اطراف چشمه وسط محل(گت چشمه) و سپس گسترش ساخت و ساز خانه های جدید شکل و شواهد امروزی روستای سنه کوه تشکیل شد.

mahal -1

تحقیقات میدانی نگارنده و پرس و جوی بسیار و تطبیق و راست سنجی مطالب مختلف از افرادو گروههای بی غرض و مرض در نهایت تا به امروز چنین حاصل گردید که همانطور که در پست های قبلی اشاره نمودیم حاج مصطفی خان سورتیجی (واقف مسجد مصطفی خان ساری) به هر  شکلی مالک مناطق مختلف چهاردانگه شدند و اعمال حاکمیت می نمودند، آنها اصالتا اهل “سورت” بودند. از طرف دیگر سه گروه از اهالی سنه کوه تقی دسی ، حاجی دسی و یوسف دسی با همدیگر از “سوته گندم”که از مناطق نزدیک سورت قدیم بود طی کوچ به هر دلیلی به سنه کوه آمده و در اینجا ساکن شده و ماندگار شدند و از آنجایی که تقی دسی (جد جعفر حسینی و متحد ها ) با سورتیجی ها (حاکم وساکن زرین آباد) نسبت فامیلی داشتند و از طرفی اهالی سورت قدیم حس کمک و ناسیونالیستی بسیار قوی داشته و هوای هم منطقه ای های خود را بسیار داشتند، موافقت نمودند در ازای دادن زمینهای سوته گندم بخشی از ملک سنه کوه را مالک شوند و از طرفی دودمان حاج مصطفی خان سورتیجی وکیل الرعایا هم از ایجاد بزرگ مالک تک نفری و تک خاندانی ممانعت می کردند فقط بخشی از سنه کوه را به سه خاندان مذکور دادند و بخش دیگر را به “علی خلی ” داده شد و بقیه هم بعدا با ارث و خریداری مالک بخشهای مختلف شدند و البته بدین نحو سنه کوه خرده مالک شد و تجربه هیچ دوره خوانین را نداشت و بعدها بخشهایی از حومه سنه کوه بخصوص شالیزاری با تبر تراشی اهالی و خریداری مالکیت از اشجع الملک و وارثین او بخصوص از ” فاطمه خانم” مالکیت کاملا سنه کوهی شد . البته برخی مناطق حومه جنگلی و چراگاه دام در دست افراد مختلف طی سالیان خرید و فروش و دست به دست شد اما با اعلان ملی شدن منابع طبیعی  در دوره محمدرضاشاه پهلوی در سال 1346دیگر همه چیز مشاع گردید.

تمامی خانه های اولیه سنه کوه دور تا دور گت چشمه ، فک چشمه و جانبرار چشمه بودند و بعد ها حاجی پدر مشتی (بابا) یوسفی جد حاجی دسی یک در اتاق خانه خود را به عنوان تکیه حسینه در اختیار اهالی قرار داده بود تا مراسم محرم و صفر در آن برگزار شود . همین طور گفته می شودکه خانه های اهالی محل هم دور تا دور همین جاها بود به نحوی که تا کمتر از صد سال پیش در دوران مشروطیت و نوشتن لغتنامه دهخدا سنه کوه زیر بیست خانوار بوده و در نتیجه به عنوان روستا محسوب نمی شد چراکه طبق مقررات تقسیمات کشوری جایی روستا حساب می شود که حداقل بیست خانوار باهم زندگی کنند . با روی کار آمدن حکومت پهلویها بود که مرگ و میر در محل کم شده و در نتیجه افزایش جمعیت به شدت بالا گرفت به گونه ای که موج مهاجرتها هم بر ورودی به محل پیشی گرفت در این مورد بعدها بیشتر خواهیم نوشت. 

شما می توانید بصورت رایگان در اشتراک ایمیلی این سایت عضو شوید تا مطالب جدید را درون ایمیل خود دریافت کنید.
برای عضویت، ایمیل خود را وارد کرده و بروی اشتراک کلیک کنید...

نظرات بسته است.

برگه ها
ads ads ads