حاج مصطفی خان سورتیج یا سورتیجی به دو روایت

حاج مصطفی خان سورتیج یا سورتیجی به دو روایت

 

برای شما خواننده عزیز و سنه کوهی شاید جای سوال باشد که این تیتر و عنوان مطلب برای چیست ؟ سورتیجیها و اینها چه ربطی به سنه کوه  دارند ؟ در ادامه ضمن معرفی کامل به اینگونه سوالات جواب کامل خواهیم داد .پس حتما با دقت مطالعه فرمایید:

 روستای سورت در نزدیکی روستای اروست قرار داشت. این روستا به علت نامعلوم از بین رفت اما بزرگانی که از این روستا برخاستند (مانند  مصطفی خان سورتیجی بنیان گذار مسجد مصطفی خان ساری– عبدالله سورتیجی (ریاضیدان ومنجم) ، اشجع الملک سورتیجی حاکم مازندران و فخرالدین سورتیجی شاعر و محقق  و…) در تاریخ استان مازندران و منطقه چهاردانگه ماندگار شدند و هنوز تعداد زیادی فامیلی سورتیجی که زادگاه پدران آنها در این روستا بودند در شهرستان ساری و جاهای دیگر زندگی می کنند.البته تمامی نام فامیلی سورتیجی اصالت سورتی ندارند که در ادامه بیان خواهیم نمود. چشمه طبیعی و مشهور سورت در نزدیکی این روستای نابود شده قرار دارد و نام این چشمه هم از نام روستای سورت تاریخی گرفته شده است.

DSCF6285

حاج مصطفی خان سورتیج یا سورتیجی ملقب به وکیل الرّعایا، از صلحا، بزرگان و از رجال متنفذ و متمول و متدین و پرهیزگار در عهد قاجار و مقربین دربار محمّد شاه و ناصرالدّین شاه قاجاردر مازندران، و تنها فردی است که در ایران پس از کریم خان زند دارای لقب وکیل الرعایا است و از معدود افرادی است که در دوره قاجار و در عصر وحشت علیرغم دارا بودن املاک فراوان، قدرت سیاسی و ثروت، فردی متدین، مردم دار، وفادار به دین، شریعت و کشور و مدافع تشیع در مقابل عوامل خائن داخلی و خارجی بود. دکتر منوچهر ستوده در«از آستارا تا استرآباد» مصطفی‌خان را «از رجال پرهیزگار زمان محمدشاه و ناصرالدین‌شاه قاجار» معرفی می‌کند. اوحوالی سال ۱۲۰۰ قمری زاده شد  در سال ۱۲۶۲ قمری از طریق ۶ کشور ترکیه، سوریه، فلسطین، اردن ، عراق و عربستان در سفری ۱۱ ماهه حج رفت که ماحصل آن سفرنامه‌ای به نام «تبصره‌الزائرین» شد که در سال ۱۳۹۱ به همت سامان سورتیجی در ساری به چاپ رسید.

در مورد زندگینامه و نسب حاج مصطفی خان دو روایت وجود دارد که اولی را سامان سوتیجی تدارک دید و در مقدمه نشر جدید کتاب تبصره الزائرین به چاپ رساند و نقل محافل نوشتاری شد اما سورتیجی های اصیل بخش مهمی از روایت ایشان را غیر واقعی ، غیر منصفانه و جانبدارانه می دانند،که در مقدمه کتاب فوق تناقض آشکار آن مبرهن است. برای درج در تاریخ و کمک به مطالعه بی طرفانه  اینجانب محمد عبدی سنه کوهی بر اساس نزدیکی زادگاه و زندگی خود و ارتباط ویژه با این خاندان روایت دیگری را هم بر اساس تحقیقات میدانی زیاد تدارک دیدیم که تقدیم علاقمندان می نماییم :

 روایت اول توسط سامان سورتیجی :

 پدر مرحوم حاج مصطفی خان به نام محمد باقرخان سورتی در زمان کریم خان زند می زیسته است، اما از او جز نامش که در سفرنامه حاجی آمده است، چیزی نمی دانیم. از تاریخ تولّد حاجی مصطفی خان نیز اطلاع دقیقی در دست نیست، اما او قطعاً به گواهی فرمانی با مضمون انتصاب و تسلیت از سوی ناصرالدّین شاه خطاب به فرزند ارشد حاجی به نام فضل الله خان، در سال ۱۲۸۷ هجری قمری در قید حیات نبوده است. قبل از آن هم بر اساس فرمان دیگری از سوی عین­ الملک حاکم مازندران، مرحوم حاجی در سال۱۲۸۱هجری قمری، زندگانی را بدرود گفته بود و چـون عمر درازی داشت، بنابراین می­ بایست با اختلاف یکی دو سال در حدود سال ۱۲۰۰ هجری قمری به دنیا آمده باشد.

مسکن و مأوای خانواده سورتیجی در آن زمان ساری و روستاهای اطراف مانند، زرین آباد، هِوِلا و کیاسر بود ولی آنان حدود هشتاد پارچه آبادی در چهاردانگه سورتیجی را طوعاً و کرهاً چه بصورت مالکیت و چه بصورت اعمال قدرت، تحت نفوذ داشتند زیرا تعدادی از آبادی های خالصه دولتی را هم ناصرالدّین شاه به عنوان خون بهای شهادت «آقا عبدالله» برادر حاجی مصطفی خان در قلعه شیخ طبرسی واقع در افرای قائم شهر هنگام جنگ با فرقه بابیــه به ایشان بخشیده بود. حاجی به غیر از عبدالله خان دو برادر دیگر به نامهای «محسن­ خان» و «مهـدی قلی خان» نیز داشت. محسن خان در جنگهای ایران و روسیه شرکت کرده و در همانجا به شهادت رسیده است و مهدی قلی ساکن روستای زرین آباد ساری بود و چند پارچه آبادی آن منطقه که متعلق به حاج مصطفی خان بود را اداره می کرد.

فرزندان

 فضل‌الله‌خان:نخستین فرزند مصطفیخان بود و در سلسله مراتب قشونی تا درجه میرپنجی (سرلشگری) پیش رفت.او دو پسر داشت بنام میرزا محمد خان و میرزا خان بابا خان . پس از حبیب‌الله‌خان اشجع‌الملک همه‌ی اموال و املاک و حتی لقبش به پسرعمویش میرزا محمد خان اشجع‌الملک دوم می‌دهند که البته به قدرت و سیاست پسرعموی خود نبود.

اسدالله‌خان: مقام و منصب دولتی و نظامی داشت. ناصرالدین‌شاه در سفرنامه‌ی ۱۲۹۳ قمری خود به مازندران می‌نویسد: اسدالله‌خان سورتیج در اینجا (منطقه نور و کجور) به حضور رسید. پس از مصطفی‌خان، حبیب‌الله‌خان فرزند اسدالله‌خان (حاکم مازندران) دائر مدار قدرت خانواده می‌شود و لقب اشجع‌الملکی می‌گیرد و در قضیه مشروطه، مشروعه طلب می‌شود و در محل رود تجن ساری با مشروطه خواهان می‌جنگد.

نصرالله‌خان: وی داماد شاهزاده محسن میرزا کیومرثی بود و منصب دولتی یا قشونی نداشت. او دختری به نام فاطمه داشت که در سال ۱۳۱۲ خورشیدی (با یک واسطه یعنی خان‌باباخان) وارث اموال و دارائی اشجع‌الملک دوم سورتیجی شد.

مهدی قلی خان :اطلاع دقیقی ندادند.

 روایت دوم به تحقیق نگارنده محمد عبدی سنه کوهی

 پدر حاج مصطفی خان به نام محمد باقر خان سورتی از حشم داران و مالکین بزرگ دوران خود و از نام آوران دوره کریم خان زند بود .زمستان را به روستای ” ازار سرا” در حومه ساری و تابستان را به ییلاق سورت می رفتند بعد از سالها با یافتن گنج فراوان و خرج آن برای آبادانی روستای ازار سرا به ” زرین آباد “(زرین وا) تغییر نام یافت .  باقر خان سورتی دارای ۵ فرزند معروف بود که از بزرگترین عبارتند از ” حاج ابوالقاسم ” ،” حاج امیر خان ” ، “حاج مصطفی خان” ، ” آقا عبدالله ” و”آقامیرزا فرخ “.

DSCF6285

ssssssurtiha 1=تصویر شجره خاندان محمد باقر خان سورتی که توسط نگارنده محمد عبدی سنه کوهی گردآوری شد.

 حاج ابوالقاسم میراث دار کشاورزی پدر شد و دارای دو فرزند بنام حاج حسن و حاج موسی بود امروزه از نسل ایشان فخرالدین و سامان سورتیجی معروفند .

 حاج امیر خان حشم داری (دامداری ) را به ارث برد و نسل ایشان هم حشم دار بودند تا امروزه که با نام خانوادگی نایبی نامیده می شوند .

اقاعبدالله در جنگ با بابیه که در ادامه به تفصیل خواهد آمد به شهادت رسید و قبل از شهادت صاحب دو پسر بنام حاج محمد علی که تا درجه میرپنجی (سرلشکری) ارتقا یافت اما در راه مکه در کشتی فوت شده و در دریا انداخته شد و میرزا علی اکبر صاحب یک پسر بنام آقا غلامعلی شد که با دختر حاج حسن پسر حاج ابوالقاسم ازدواج کرده و صاحب دو دختر بنام صغری خانم و تاجماه خانم شد و دختر عبدالله شهید بنام گل ننه خانم همسر حاج موسی پسرحاج ابوالقاسم بود پس نسل پسری آقاعبدالله کسی نماند.

و اماآقامیرزا فرخ صاحب دو دختر یکی همسر میرزا علی اکبر پسر آقا عبدالله شهید و دیگری همسر فردی بنام ملا محمد فلاح چرمینی معروف به ” سر رشته دار” شد از تعداد پسر فرخ اطلاع دقیقی نیست اما از نسل پسری نام خانوادگی علوی و حبیبی هستند .

حاج مصطفی خان  میراث دار حکومت و املاک پدر شد و صاحب سه فرزند معروف بود که از بزرگترین آن فضل الله خان ، نصرالله خان و حبیب الله خان بودند برخی هم چهار فرزند قائلند اما نمی توانند رد درستی بدهند و می گویند فرزند چهارم حاجی بنام اسدالله خان  قبل از حبیب الله خان به دنیا آمده ودر کودکی فوت کردو به همین دلیل چون آن زمان شناسنامه نبود افراد را به نامهای مختلف حتی بنام عوض ، خان بابا ، خان داش ، گتی و … صدا می کردند.   

از فرزندان حاجی مصطفی خان، فضل الله خان  در قشون تا درجه میر پنجی ( سرلشکر) ارتقا یافت و با “هدیه خانم “از خاندان بزرگ آن زمان ازدواج کرده و صاحب دوفرزند بنام میرزا محمد خان اشجع الملک دوم  و مصطفی خان معروف به ” خان بابا خان “ بود که از نسل این دو کسی نماند.

نصرالله خان داماد شاهزاده محسن میرزا کیومرثی بود و منصب دولتی و قشونی نداشت اما صاحب سه فرزند ذکور بنام شاهنوازخان ، پرویزخان و علی یار خان و دختری بنام” فاطمه خانم “ که همسر میرزا محمد خان اشجع الملک دوم بود که از سال ۱۳۱۰ پس از مرگ او و فرزند ۱۲ ساله آنها بنام میرزا احمد خان و مرگخان بابا خان در سال ۱۳۱۲  به تنهایی وارث اموال و دارایی اشجع الملک شد . 

میرزا حبیب الله خان صاحب مقام و منصب دولتی و قشونی بود .این گروه معتقدند که ” ناصر الدین شاه در سفر نامه سال ۱۲۹۳ هجری قمری خود به مازندران می نویسد اسدالله خان سورتیج در اینجا ( منطقه نور و کجور) به حضور رسید.”و همچنین در نامه عین الملک حاکم مازندران به اشتباه نام حبیب الله را اسدالله نوشته است .  

میرزا حبیب الله خان بعد از حاجی دائر مدار قدرت خانواده و حاکم مقتدر مازندران می شود و از ناصرالدین شاه لقب اشجع الملک گرفت اما در انقلاب مشروطیت ، مشروعه طلب می‌شود و در محل رود تجن ساری با مشروطه خواهان می‌جنگد. پس از آن مغضوب واز تمامی مناصب خلع و به پاس خدمات صادقانه و موقعیت بی بدیل خانوادگی جان سالم بدر برد اما همه‌ اموال و املاک و حتی لقبش را به میرزا محمد خان اشجع‌الملک دوم پسرفضل الله خان می‌دهند که ایشان چندین سال حاکم چهاردانگه سورتیجی ماند که البته به قدرت و سیاست اشجع الملک بزرگ نبود و حتی لیاقت و کفایت لازم در اداره امور راهم از دست داده و نایبین و نماینده های او بر امور مسلط شده و در برخی مناطق بر مردمان سخت می گرفتند در حالی که ایشان در روستای زرین آباد و دفتر کار خود در روستای “هولا ” ،از اعمال و رفتار آنها اطلاع درستی نداشت.

اما از فرزندان باقر خان  وجود پسری بنام محسن خان که در جنگ با روسیه شهید شده باشد و همین طور مهدی قلی خان  نماینده حاجی باشد ،اظهار بی اطلاعی می کنند و می گویند مهدی قلی خان شاید با مهدی‌قلی میرزا (درگذشته ۱۸۵۴ م شاهزاده قاجارملقب به سهام الملک و پسر بیستم عباس میرزا. در سال ۱۲۶۲ به حکومت بروجرد و دو سال بعد به حکومت مازندرانمنصوب شد،اشتباه گرفته می شود و یا مشد آقا مهدی پسر شاهنوازخان و نوه دختری “سررشته دار” و نماینده سورتیجی ها در منطقه چهاردانگه کیاسر بود.   

در مورد خاندان حاج مصطفی خان بویژه اشجع الملک در پستی جدا گانه خواهیم نوشت .

 زندگی حاج مصطفی خان

 حاج مصطفی خان  مردی سیاستمدار ، زباندار و سخنور قهاری بوده که بیشتر اوقات در تهران به سر برده در مناصب دولتی و حکومتی دوران قاجار بسیار صاحب نفوذ بود او در سال۱۲۶۲ قمری عازم بیت الله الحرام می شود. بعد از بازگشت به مازندران و به فاصله ای اندک محمد شاه قاجار وفات می ­یابد و ناصرالدّین میـرزای جـوان را از تـبریز به تهران می ­آورند تا بر تخت بنشانند (سال ۱۲۶۴قمری). درآن زمان اعیان و رجال ایران و از جمله حاجی مصطفی­ خان را به آن مراسم می ­خوانند و این مراسم مصادف بوده است با آغاز فتنه بابیه در مازندران.

حاج مصطفی خان و غائله بابیان

 به نقل از ناسخ ­التواریخ سپهر، روضه الصفای ناصری رضاقلی خان هدایت و تنبیه الغافلین اعتماد السلطنه، بعد از فوت محمدشاه، بابیه اظهار وجود می کنند و رفته رفته با ترویج عقاید خود و جلب حامیان، در فارس، زنجان، گیلان، مازندران و خراسان قیام هایی صورت می پذیرد. در این بحبوحه، ملاحسین بشرویه ای از خراسان حرکت می کند و میرزا حسینعلی (بهاالله) از نور و این دو به اتفاق زنی به نام طاهره قرّه العین از قزوین در بَدَشت شاهرود با یکدیگر ملاقات می کنند و مقدمات قیام خود را طرح می نمایند. در این زمان میرزا حسینعلی و قرّه العین به تهران می روند و به تمهید حکومت قاجار به حبس دولت در می آیند که البته ما را با سرانجام کار آن دو اعتنائی نیست، اما ملاحسین بشرویه ای با همراهان خود به بارفروش (بابل کنونی) مازندران می آید که با مقاومت مردم و مخالفت روحانیون و مجتهدینی همچون ملامحمد سعید بارفروشی معروف به سعید العلماء مواجه و ناچار جنگ و گریزی می کند و از آنجا به قریه افرا و بقعه شیخ طبرسی پناهنده می شود. بشرویه ای و مردمانی که به گرد او در آمده بودند، دور بقعه را بارو و سنگر می سازند و آذوقه کافی فراهم می آورند و هر روز اطرافیان را به آئین تازه خود دعوت می کنند. خبـر این شـورش در روز تاجـگذاری ناصرالدّیــن میرزا به تهران می رسد و او از اعیان حاضر در مراسم می خواهد تا دفع فتنه را وجه همت سازند.

نخستین فرد، حاج مصطفی خان پیشقدم می شود و برادر خود آقا عبدالله خان سورتیج را در ساری مأمور فرونشاندن این شورش و مقابله با آن می کند. آقا عبدالله نیز جمعی از افواج سورتیجی، اشرفی، افغان و غیره را به افرا می برد تا بقعه وقلعه را محاصره کنند، اما ملاحسین و یارانش از قلعه بیرون آمده، سپاه مسلمانان را مورد حمله قرار می دهند و آقا عبدالله در این نبرد به شمشیر ملاحسین شهید میشود. خبر مجدداً به تهران می رسد و این بار حاج مصطفی خان، باتفاق قوای دولتی و محلی و قشونی که خود در اختیار داشت، به قلعه می روند و بابیه را قلع و قمع می کنند. ملاحسین در این واقعه کشته می شود و شمشیر او را به دستور حاجی مصطفی خان به زرّین آبادِ ساری می فرستند. به همین علت بابیان و بهائیان از سورتیجی ها کینه به دل گرفته و در برخی از آثاری که از آنان به جا مانده سعی در تحقیر آنان کرده و مثلاً آنان را غیر ایرانی معرفی کرده اند، اما با توجه به اینکه از یک طرف ابن اسفندیار (۶۱۳ ه.ق) در کتاب تاریخ طبرستان (ابن اسفندیار- تاریخ طبرستان- قسمت دوم– ص۵۷). از فردی به نام ابوالعبّـاس سورتی در دوره آل باوند نام می برد، و از طرفی دیگر، وجود محوطـه های باستانی از دوران آهن تا عصر اسلامی در منطقه سورت در جنوب ساری، خودبه خود نوشته های بهائیان نقض می شود، چرا که این موضوع بیـانگر آبادانی منطقـه سورت و حضور افـراد و اقوام مازنـدرانی از گذشتـه های دور در آن ناحیه می باشد که خاندان سورتیجـی ها را نیز شامل می شود.

برای مطالعه بیشتر فتنه باب اینجا را کلیک کنید.

کسب لقب وکیل الرعایا

 بعد از غائله بابیه چنانکه گفته شد، ناصرالدّین‌شاه همه املاک خالصه شامل چندین پارچه آبادی در چهاردانگه را به عنوان خونبهای آقاعبدالله به مرحوم حاج مصطفی خان بخشـید و پس از آن، چهـاردانگه با مرکزیت کیاسـر به چهاردانگه سورتیجى مشـهور گردید. علاوه برآن لقب وکیل الرّعایا که تا آن زمان اختصاص به کریم ­خان زند داشت را به حاجی مصطفی خان دادند.

اصل فرمان دریافت لقب وکیل ­الرّعایا در حال حاضر موجود نیست، اما حاکم وقت مازندران در نامه­ تسلیتی که برای اسد الله­ خـان پسر مرحوم می نویسد، این لقـب را به دنبال نام حاج مصطفی­ خان ذکر می کند که دلیل اشتهار به این انتساب است. مسعود میرزا ظلّ ­السطان پسر ناصرالدین شاه در تاریخ مسعودی نیز هنگام سفر خود به مازندران، به عنوان مهمان حاجی مصطفی­ خان به این لقب اشاره دارد و می ­نویسد:

 «ازرجال معتبر ساری، مصطفی­ خان زرّین­ کلاهی (=سورتیجی) وکیل ­الرّعایا، شخص اول مازندران بود. بخصوص در شهر ساری، مرد متمولِ در خانه بازی [ بود که] مکرّر ما را در زرّین­ کلا، ده مخصوص خودش به شکار مهمانی کرد.»

ملگونوف نیز در سفرنامه خود که در سال ۱۲۷۷ هجری قمری نوشته شده است از روستای زرّین آباد نام می برد و می گوید: «صاحب زرّین آباد را صد هزار گوسفند است.»

مرحوم حاج مصطفی­ خان وکیل الرّعایا را به تخفیف، حاجی وکیل خان می گفتند. مرقّعی از هنرمندی ناشناس در دست است که در آن با سه هنر خط، شعر و نقاشی به حاجی مصطفی خان در عبارت «مبارک عید بر حاجی وکیل خان» تبریک گفته است.

تبصره الزائرین سفرنامه حاج مصطفی خان

 مرحوم حاج مصطفی­ خان از محدود کسانی است که در سال ۱۲۶۲هجری قمری با انگیزه­ های معنوی به منظور زیارت مشاهد متبرکه بیت ­الله ­الحرام و عتبات عالیات، از طریق شش کشور فعلی  ترکیه، سوریه، فلسطین، اردن، عربستان سعودی و عراق سفر نموده و شرح خاطرات مسافرت خود را به رشته تحریر درآورده است.این سفر که متجاوز از یازده ماه به طول انجامید، از زرین آباد ساری آغاز و از مرز کنونی بازرگان به خارج از ایران ادامه و از مسیر سرپل ذهاب و با ورود به خاک کشور پایان یافت. وقایع این سفر با ذکر مسافت و فاصله تمامی شهرها و منازل به قول خود حاجی یوماً فیوماً تقریر و توسط مُحرری در رساله ای به نام تبصرهالزائرین ثبت گردید.

حاج مصطفی ­خان سورتیجی در مقدمه رساله ­اش گفته است: خداوند را سرلوحه و زینت کار خود قرار داده می ­نویسد:

 «باریتعالی، «اصحاب بصیرت را به منطوقِ، فَسیروُا فِی الاَرض فَانْظُروُا کَیفَ کانَ عاقِبَهُ المُکَذِّبینْ، امر به سیاحت و ضرب در ارض فرمود» او که تبعیت از فرموده خداوند و عبرت گرفتن از عاقبت دروغگویان و نگریستن به نشانه ‏هاى الهى و تدبر در فرجام اقوام و ملت‏هاى گوناگون را بر سفر و سیر در آفاق مترتب دانست، همچنین در مقدمه از پیامبر اکرم حضرت محمد مصطفی(ص) با عنوان مسافر راستین یاد می­ کند و با جمله مدحیِ «سیاح مناهِج عوالم ربوبیت» نام می­ برد. حاجـی هدف از تقریر دیده ها و شنیده هایش را آگاهی دادن به زائـران بیــان می کند و چنین می نگارد که «چون این عجاله مشتمل بر تشخیص منازل و وقایع رفتن و برگشتن بوده و هکذا اعمال وآداب واجبه و مستحبه نیز به قلم اختصار شد که در حقیقت موجب زیادتی بصیرت و بینایی مسافرین بیت الله و زائرین قبور ائمه طاهرین بوده، فلهذا مسمی گردانیدیم آنرا به تبصره  الزائرین»»

 بخشی از تبصره الزائرین سفرنامه حاج مصطفی خان

 «…کیفیت قبرستان بقیع این است که بقیع در بیرون شهر واقع است، قبرستان بسیار بزرگی است. دور آن دیوار است و آنچه صاحبان اسم که در آنجا مدفون می باشند به تفصیل نوشته شد. قبر مبارک حضرت امام حسن و جناب سیّدالساجدین و امام محمّد باقر و امام جعفر صادق و عبّاسِ عمو(عموی پیامبر)، در یک قبّه و یک ضریح چوبی و دو صندوق می باشند، اوضاعی ندارند. عجم نفری ده قروش می  دهند و به زیارت می  روند؛ به کسی رجوع ندارند. زیارت سیده نسا خوانده می شود. بیت الاحزان در بقیع است و قبر دختران رسول الله و قبر ابراهیم و قاسم پسران رسول الله و قبر عایشه و قبر امام مالکی و نافع غاری (= قاری) و قبر عقیل و قبر عبدالله جعفر و قبر فاطمه بنت اسد و قبر ابوسعید خدری صحابه رسول الله و قبر عثمان در گوشه قبرستان و قبر مبارک عبدالله پدر پیغمبر در میان شهر مدینه می باشد و قبر حمزه سید الشهدا در دامنه کوه احد که نیم فرسخی مدینه می باشد. خداوند همه شیعیان را به زیارت نبی و ائمه بقیع مشرف نماید. نفری ده قروش برای زیارت پیغمبر … دادند. لکن آنچه آزار و اذیت بود، در مدینه به مردم نمودند».

 مستحدثاتی به صورت موقوفه از مصطفی خان

 از حاجی در ساری مستحدثاتی به صورت موقوفه برجای مانده است که از آن جمله می­ توان به:

 مسجد مصطفی‌خان در محله‌ی چهارراه برق ساری. این محله در آن زمان به محله‌ی امامزاده عبدالله نامور بود. بنای این امامزاده با ساخت کارخانه برق در دهه‌ی نخست ۱۳۰۰ خورشیدی از میان رفت. حاج مصطفی­ خان پس از بازگشت از سفر حج، به منظور احداث این مسجد نخست پنج هزار متر مربع از اراضی اطراف مقبره را خریداری و آن را وقف امامزاده می کند آنگاه در جنب محوطه امامزاده عبد الله اقدام به ساخت بنای مسجد و مدرسه موسوم به مصطفویه می ­نماید. مسجد حاج مصطفی­ خان به شرحی که در کتیبه سنگ مرمر منصوب در محراب آن آمده است، در سال ۱۲۷۳ هجری قمری و به خواهش مرحوم شیخ محمدتقی کبیر، به جهت اقامه نماز ساخته می ­شود. متن کتیبه محراب به شرح ذیل است:

 « بسم ­الله ­الرحمن ­الرحیم. الحمدلله علی نواله و صلی الله علی رسوله وآله. اما بعد در عهد شاهنشاه اسلام پناه، ناصرالدّین ­شاه لازالت ظلال، بارات جلاله علی مفارق­الاَنام، قائدِ توفیق رهبر، عالیجاه رفعت و جلالت دستگاه، مَفخرالحجاج، حاجی مصطفی­ خان سورتی، زَیدَ مَجدِه و اقباله، آمده در سال فرخنده فال ئیلِ خیریت دلیل، هزار و دویست و هفتاد و سه هجری، در بلده طیبه ساری، صانَهَا الله عَنَ­الحَدثانِ و التواری، این مسجد عالی را که نمونه بهشت خلدآئین و رشک­افزای شهر پرین است، به خواهش جناب مستطاب قدوه­ المحققین و زبده­ المجتهدین، حاجی میزا محمدتقی دام ظله، در این مکان عرش نشان بنا نهاده و به مناسبت اسم سامی بانی به مصطفویه موسوم داشتند و شعرای شیرین گفتار از صداقت افکار، لآلی آبدار، از قصائد و قطعات به تازی و پارسی انشاد و اظهار فرموده ­اند. چون این حجر گنجایش این همه قصائد و قطعات شیرین­تر از شکر نداشت، لهذا به ماده تاریخ اقتصار نموده اینجا ثبت افتاد.»

 معروف است که در روز نصب نخستین سنگ بنا، حاجی مصطفی­خان روحانیون بزرگ مازندران را که مدعو او بودند خطاب می­ کند و می­ گوید هر کس که در تمام مدت عمرش نماز صبح وی قضا نشده است، افتخار نصب اوّلین سنگ با اوست. اما کسی گامی پیش ننهاد. حاجی ­خان در حالیکه دامن قبای کرباسی خود را به کمر می­ زد، قدم پیش نهاد و گفت، خدایا تو شاهدی که مصطفی در تمام طول عمر نماز صبحش قضا نشده است؛ آنگاه سنگ بنا را خود نهاد. موقوفه این مسجد، چـهارده باب مغازه­های ضلع شمالی و غربی مسجد و نیز سه دانگ از حمام صادق­ خان واقع در ابتدای محله قلیچ ســاری است. گفتنی است، مـدرسه مصطفویه که در محـیـط مسجد ساخـته شد، در زمان مرحوم حبیب ­الله ­خان اَشجع المُلک سورتیجی اوّل، نوه یا پسر حاجی که در زمان محمدعلی شاه قاجار، حاکم ساری و سپس حکمران مازندران گردیده بود، در حدود سال ۱۳۲۹ هجری قمری به مدیریت غلامحسین خان ایرانپور، مدرسه جدیده گردید و مسیو احسان ­الله ­خان از یاران میرزاکوچک ­خان جنگلی در آنجا زبان روسی تدریس می کرد.

masjed mostfa

در حال حاضر، مدرسه مصطـفویه معمور و محل تحصیل علوم دینی بنام “مدرسه علمیه مصطفی خان ” است  وحضرت آیت الله آقا سید رضی شفیعی دارابی ازسال ۱۳۳۶( ه. ش ) مدیریت و تولیت این مدرسه را به عهده داشته وپس ازدرگذشت ایشان در دوم فروردین سال ۱۳۸۶ فرزند ارشد و خلف صالح ایشان  جناب حجت الاسلام آقا سید احمد شفیعی دارابی مدیر و استاد مبرز آن می باشد و عواید چهـارده باب مغازه­ وقفی مجاورت آن نیز به خواهش واقف، صرف مدرسه مزبور می­ شود.

669

۳۲۵

آقا سید احمد آقازاده آقا سید رضی و …

 علاوه بر این مسجد و مغازه ­ها، مرحوم حاجی دو باب آب انبار یکی در آزادگله جنب مقبره امامزاده عباس ساری، در مسیر جاده شاه عباسی و دیگری در روستای زرّین آباد بنا کرد که متأسفانه هر دو آب انبار امروزه از بین رفته است. حاجی همچنین یک باب حمام در روستای زرین آباد ساری جنب آب انبار و مجموعه عمارات خود بنیان نهاد که خوشبختانه همچنان پابرجاست و مورد استفاده اهالی روستاست.

DSCF6276

 او دو باب حمام زنانه و مردانه در محله امامزاده یحیی ساری و جنب منزل خود ساخته بود که بعدها فروخته شد.

 -یک دانگ از روستای خارمیان در فرح‌آباد. حاج مصطفی‌خان پس از آنکه راه به داخل ضریح امام حسین یافت، عایدات آن را صرف آینه‌کاری حرم این امام کرده است.

 درگذشت حاجی

 در نقل مناقب و جایگاه رفیع حاج مصطفی خان در نزد مردمان ساری و اطراف سخن و مطالب بسیاری نقل سینه به سینه پیران است از جمله هر زمان حاجی به مسافرت می رفتند و در برگشت جارچی ها جار می زدند و مردم تجمع بسیار بزرگی راه انداخته و چندین گاو و گوسفند زیر پای ایشان قربانی می کردند .

بالاخره حاج مصطفی­ خان سورتیجی پس از سال ها خدمت به مردم و مذهب تشیع در سال ۱۲۸۱ هجری قمری جان به جان آفرین تسلیم کرد. بعد از درگذشت حاجی، جنازه  ایشان را به کربلا بردند. نخست دیواری بین قبر او و ضریح حضرت امام حسین (ع) وجود داشت که بعد از چندی آن دیوار به قصد تعریض برای طواف کنندگان برداشته و قبر حاجی در مجاورت ضریح مقدس آن حضرت واقع شد.


نکته :۱- مقاله تحقیقی فوق را دوست خوبمان آقای عمران سالخورده اسبویی در وبلاگ اسبونیوز باز نشر دادند با عنوان «حاج مصطفی خان سورتیج (سورتیجی) وکیل الرعایای مردم مازندران » که از لطف و اطلاع و اشارات و صداقت ایشان بی نهایت سپاسگزاریم شما می توانید با کلیک روی اسم آن آنرا ببینید.

 

شما می توانید بصورت رایگان در اشتراک ایمیلی این سایت عضو شوید تا مطالب جدید را درون ایمیل خود دریافت کنید.
برای عضویت، ایمیل خود را وارد کرده و بروی اشتراک کلیک کنید...

نظرات بسته است.

برگه ها
ads ads ads