سجل ( شناسنامه) و نام خانوادگی (فامیلی) در ایران و سنه کوه

سجل یا شناسنامه و نام خانوادگی یا فامیلی در ایران و سنه کوه

شناسنامه سند هویت و تابعیت افراد و یگانه سندی است که اجازه اعمال حق و ادای تکلیف به تک تک افراد می دهد و تنها صحیفه ایست که وقایع تلخ و شیرین همچون روز ولادت ، زمان ازدواج ، نام فرزندان ، طلاق یا مرگ همسر و روز وداع صاحب آنرا امور دنیوی در آن ثبت و ضبط می گردد.

از نکات جالب توجه که با ملاحظه شناسنامه های ابتدائی مشاهده می شود نقش مهرهای مختلفی است که بر روی آنها زده شده است ( مهر قند و شکر-  جیره بندی – سرشماری و غیره ) که وضعیت اقتصادی و اجتماعی آن زمان را هم تا اندازه ای برای ما روشن می کند. تا پیش از ایجاد سازمان ثبت احوال وقایع حیاتی پشت جلد قرآن و دیگر کتب مقدس انجام می گرفت.

Iranian_NID_Card

البته در ادامه خواهیم خواند که صدور شناسنامه و تغییر هویتی نسل امروزی رابطه مستقیمی باهم دارند و امروزه با اختصاص شماره کارت ملی تغییرات اساسی در دیدگاه و نحوه زندگی مردم شکل گرفته است .  

 IMG11234527

تاریخچه شناسنامه در ایران  

 

تا آخرین ماه‌های عمر سلطنت قاجارها، مردم ایران از اقشار و گروه‌های مختلف دارای ورقه هویت یا شناسنامه رسمی و قانونی نبودند و اساساً مرکزی رسمی و دولتی هم برای ثبت اسامی و هویت اتباع کشور وجود نداشت؛ در ضمن به تبع آن مبنا و معیاری قابل وثوق درباره جامعه آماری مردم ایران نیز در نظام حکومتی و مدیریتی کشور محلی از اعراب نداشت و اساساً آمارها و برآوردهای جمعیتی کشور مبنی بر میزان علمی و دقیق نبود. زمان رضا شاه پهلوی زمان تغییرات اساسی و بنیادین شیوه رفتار و زندگی ایرانیان بود به گونه ای که از جمله کارهای رضا خان برداشتن القابی مانند …الدوله و …السلطنه و دستور برای گذاشتن نام خانوادگی برای افراد بوده است.

 Iranian_Shenasname_Pahlavi

صدور اولین سجل (شناسنامه) در ایران

 

نخستین شناسنامه به شماره ۱ در بخش ۲ تهران به تاریخ ۱۶ قوس (۱۶ آذر) سال ۱۲۹۷ هجری شمسی صادر گردید . شناسنامه ای که صاحب آن دختری به نام فاطمه بود و صاحب شماره شناسنامه یک شد تا این روز برای همیشه روز ثبت احوال در ایران نام بگیرد. صدور این شناسنامه  بعهده دفتر سجل احوال دارالخلافه تهران بوده است که یکبرگی ، و حاوی اطلاعاتی در مورد تاریخ تولد و محل تولد و خلاصه ای از ازدواج و طلاق بوده و محلی برای ثبت نام  فرزندان و یا مرگ  صاحب شناسنامه نداشته است.جالب است که این اوراق بعنوان تصدیق هویت از جانب نظمیه تهران تائید می گردیده است.

تا کمتر از ۱۰۰ سال قبل نه خبری از سجل و شناسنامه بود، نه سازمانی که تولد و مرگ و ازدواج و طلاق را ثبت کند. به جای آن، روحانیون، ریش سفیدان محله یا بزرگان قوم  بودند که تا قبل از رواج شناسنامه به سبک اروپایی ها، وقایع تولد را در کتاب های مقدس ثبت می کردند.

اما با توسعه شهرها و روستاها و افزایش جمعیت کشور نیاز به سازمان و تشکیلاتی برای ثبت وقایع حیاتی در دولت وقت احساس شد و به تدریج فکر تشکیل سازمان متولی ثبت ولادت و وفات و حتی صدور شناسنامه برای اتباع کشور قوت گرفت. به طوری که ابتدا سندی با ۴۱ ماده در سال ۱۲۹۷ هجری شمسی به تصویب هیات وزیران رسید و اداره‌ای به نام سجل احوال در وزارت داخله (کشور) وقت به وجود آمد؛ بعد از تشکیل این اداره اولین شناسنامه به شماره ۱ در بخش ۲ تهران در تاریخ ۳دی ماه ۱۲۹۷ هجری شمسی به نام فاطمه ایرانی صادر شد.

داستان این بود که در تاریخ سوم اسفند ۱۲۹۵به پیشنهاد “نصرت الدوله “وزیر دادگستری، تصویب نامه ای درباره ثبت احوال از نظر دولت گذشت که مقرر شد از تاریخ ۱۵ آذر ۱۲۹۸برای گرفتن تعرفه انتخابات، گذرنامه، جواز حمل و نقل، اقامه دعوی و گرفتن حواله پولی، از اشخاص مطالبه به قولی سجل احوال بشود.

اداره سجل احوال زیر نظر بلدیه آن زمان یعنی همان شهرداری امروزی تشکیل شد و اوراق سجل احوال را که گرفتن آن اختیاری بود در کلانتریها در اختیار مردم می گذاشتند. در فروردین ۱۳۰۰خورشیدی، بلدیه تهران (شهرداری) به دستور “سید ضیاء طباطبایی”نخست وزیر درصدد تهیه آمارساکنین پایتخت، شهرری و شمیران بر آمد و بلاخره دفتری در شهرداری با عنوان “اداره احصائیه و سجل احوال”تاسیس شد.

در این دفتر فرمی به عنوان “احصائیه و نفوس شهر تهران” به چاپ رسید که در آن برای نام، نام خانوادگی (که در آن زمان کمتر کسی نام خانوادگی داشت و مردم به هنگام دریافت ورقه هویت برای خود نام فامیل انتخاب می کردند.)، لقب، سن، تابعیت، مذهب، زادگاه، همسر و فرزندان ستون‌های جداگانه ای تنظیم گردیده بود و ماموران آمار با در دست داشتن این اوراق در ساعات روز در خانه ها را می کوبیدند و با پرسش از رئیس خانواده، اوراق را پر می کردند، هر چند اغلب خانواده ها در منازل خود را به روی ماموران آمار نمی گشودند و یا پاسخ درست نمی گفتند.

از طرفی دولت از طریق وزارت امور خارجه از سفارتخانه های خارجی مقیم تهران نیز خواست که به کارکنان خارجی و ایرانی خود دستور دهند که با ماموران سجل احوال و احصائیه در دادن اطلاعات لازم همکاری نمایند. ادامه کار احصائیه، از فروردین ۱۳۰۱منتهی به گرفتن ورقه سجل احوال(ورقه هویت یا شناسنامه) گردید که زیر نظر اداره نظمیه(شهربانی) آن هم فقط در تهران انجام می شد. گرفتن ورقه سجل احوال اختیاری بود و این ورقه را هر کسی می توانست از کمیسری آن زمان (کلانتری)محل خود دریافت کند.

از سال ۱۳۰۳ اداره سجل احوال تابع وزارت کشور شد و دفاتر آن در شهرستان‌ها نیز شروع به کار کرد. حتی پس از تصویب قانون سربازگیری (نظام وظیفه)درسال ۱۳۰۴،برای فراخوانی سربازان از روی شناسنامه اقدام می شد و اداره سجل احوال هر شهر فهرست مشمولان خدمت سربازی را در اختیار اداره نظام وظیفه می گذاشت. نخستین دوره مشمولان که به سربازی فراخوانده شدند،متولدین ۱۲۸۴خورشیدی بودند که در سال ۱۳۰۶به خدمت رفتند و گرفتن شناسنامه از سال ۱۳۰۶خورشیدی طبق قانون مصوب بهمن ماه اجباری شد.

گزینش نام خانوادگی نیز، معمولا از چند روش پیروی می‌کرد که یکی از آنها پیشه نیاکان در یک قوم است. محل اسکان قوم و نام یا شهرت بزرگ خاندان (پدر، پدربزرگ، جد)، از دیگر شیوه‌های متداول انتخاب نام خانوادگی بوده است. گاهی هم یک نام خانوادگی بر اساس شغل یا حرفه (همچون صراف، جواهریان، پزشکزاد) یا یک ویژگی بدنی یا فیزیکی (خوش‌چهره، قهرمان) بازمی‌گشت.

در نهایت و با تصویب قانون مدنی کشور در سال ۱۳۱۳ ثبت نام خانوادگی نیز، اجباری شد. بر اساس قانون، سرپرست خانواده باید برای خانواده خود نام‌خانوادگی انتخاب می‌کرد و نام خانوادگی انتخاب شده از سوی وی به سایر افراد خانواده‌اش هم اطلاق می‌شد. و از آن زمان تاکنون بیش از چهار نسل از ایرانیان به این نام‌های خانوادگی خوانده می‌شوند.

اولین بار در ۱۴ خرداد ۱۳۰۴ بود که مجلس شورای ملی دوره پنجم، قانونی در چهار فصل و سی و پنج ماده به تصویب رساند که «قانون سجل احوال» نام گرفت. این قانون مقرر می‌داشت حداکثر تا یک سال آتی آحاد مردم ایران لزوماً دارای ورقه هویت یا همان شناسنامه شوند. ماده چهارم این قانون مردم کشور را موظف می‌ساخت برای هر فرد شناسنامه‌ای مجزا صادر کرده و سند آن را در دفاتر حکومتی ثبت و ضبط کنند؛ همچنین در ورقه هویت محل‌هایی برای ثبت تولد، فوت، ازدواج و طلاق پیش‌بینی شده بود.

«قانون، کلیه مامورین دولتی و حکومتی را در اقصی نقاط کشور ملزم می‌کرد از آن پس فقط در قبال ارایه ورقه هویت (شناسنامه) پاسخگوی ارباب رجوع باشند. در ۲۰ مرداد ۱۳۰۷ مجلس شورای ملی دوره ششم «قانون سجل احوال» دیگری را در ۱۶ ماده تصویب و تصریح کرد تمام مواد قانونی مصوبه قبلی (۱۴ مرداد ۱۳۰۴) که مغایر با محتوای مصوبه جدید باشد، ملغی خواهند بود. این قانون جدید، کلیه افراد ذکور بالای ۱۷ سال را ملزم می‌کرد شخصاً برای تهیه ورقه هویت (شناسنامه) به دفاتر سجل احوال محل زندگی خود مراجعه کنند. زن‌ها نیز می‌توانستند شخصاً یا با وکلای «ثابت الوکاله» برای اخذ شناسنامه اقدام کنند.

 

وقتی شناسنامه گرفتن حرام شد!

 

ماجرا از این قرار بود که فردی به نام حسینعلی بنی آدم – که شخص متدینی هم بود – و رییس اداره سجلات یا ثبت احوال بود اعلام کرد که مردم باید نام همسران خود را نیز بگویند و بنویسند ولی مردم خمین بر ضد بنی آدم تظاهرات به راه انداختند و به مرکز، تلگراف شکایت فرستادند که بنی آدم می خواهد نام محارم و دخترهای ما را بنویسد.

در سده اخیر ودر جریان مواجهه جامعه ایران با دنیای مدرن، هر پدیده نوظهور و تازه وارد ابتدا با مقاومت ها و واکنش های منفی رو به رو می شده و بعد تر به مرور جامعه آن را می پذیرفته است.

یکی از این موارد «سجل» یا همان شناسنامه است که دراوایل قرن جاری خورشیدی در برخی شهرها علیه آن فتوا هم صادر شد. در برخی جاها نیز مردم مایل به ذکر نام زنان و دختران خود در شناسنامه یا همان « سجل » نبودند و این کار را ورود به عرصه « محارم» خود می دانستند.

حجت الاسلام سید هادی خسروشاهی در این باره به فصلنامه یادآور (بهار ۱۳۸۸) گفته بود:

 

« در همان ایام – سال ۱۳۰۴ هجری خورشیدی- حادثه جالبی در خمین اتفاق افتاد. ماجرا از این قرار بود که فردی به نام حسینعلی بنی آدم – که شخص متدینی هم بود – و رییس اداره سجلات یا ثبت احوال بود اعلام کرد که مردم باید نام همسران خود را نیز بگویند و بنویسند ولی مردم خمین بر ضد بنی آدم تظاهرات به راه انداختند و به مرکز، تلگراف شکایت فرستادند که بنی آدم می خواهد نام محارم و دخترهای ما را بنویسد و ثبت کند و ما نام آنها را به نامحرمان نمی دهیم! البته این موضوع بعدها و به تدریج حل شد.  من شنیدم که در تبریز هم مرحوم آقا میرزا صادق آقا فتوایی داده بود که گرفتن سجل حرام است و اگر بدون آن اجازه ندادند به حج بروند مردم هم نباید به حج بروند! البته در آن اوایل از این قبیل فتواها در بلاد زیاد بود و شاید نوعی مبارزه منفی [با حکومت رضا شاه] هم به حساب می آمد.»

انواع شناسنامه

 

اولین شناسنامه به صورت دفترچه در سال ۱۳۰۷  هجری شمسی بموجب اصلاحیه قانون ثبت احوال همان سال صادر گردیده. این شناسنامه نسبت به شناسنامه قبلی  کاملتر و علاوه بر ثبت تولد ازدواج و طلاق قسمتی را به نام فرزندان و ثبت فوت صاحب شناسنامه اختصاص داده بودند.

شناسنامه در حال حاضر به دو صورت صادر می گردد:

 نوع اول: مختص اشخاص بالای پانزده سال ، که چهاربرگی در ۴ صفحه و دو صفحه داخل جلد ، محل الصاق عکس و بخشهائی مربوط به ثبت ازدواج و طلاق و درج مشخصات فرزندان و ثبت توضیحات و واقعه فوت خاص این نوع شناسنامه می باشد.

نوع دوم : ویژه اطفال و اشخاص کمتراز پانزده سال است که علاوه بر صفحات داخل جلد یک برگ در دو صفحه که منحصراً مشخصات فردی و محلی برای ثبت واقعه فوت در نظر گرفته شده است.

 

شناسنامه درشهرستان ساری و منطقه هزارجریب

 

متاسفانه در مورد تاریخ شناسنامه در مازندران، شهرستان ساری و منطقه هزارجریب  تاکنون مطلب قابل استنادی را نیافتم  .

زمانی که رضاخان اقدام به صدور شناسنامه در ایران نمود،‌فضای ایران از لحاظ سطح سواد و آگاهی مردم در سطح بسیار پایینی قرار داشت و با توجه به عدم وجود رسانه و سامانه های اطلاع رسانی، مردم از چگونگی این مسئله بیخبر بوده و در نتیجه تبعاتی در این کار بوجود آمد. همچنین با توجه به کم بودن افراد باسواد در سطح کشور، دولت مجبور به استفاده از افرادی برای ثبت شناسنامه می‌شد که دارای سطح سواد و آگاهی پایینی بوده و این امر در نتیجه کار که انتخاب نام خانوادگی مناسب برای شهروندان بود بوضوح خودنمایی می‌کند.

یکی از این تبعات انتخاب نام و نام خانوادگی‌های عجیب و غریب و گاه حتی غیرقابل باور در سطح کشور بود. مسلماً همه ما در سطح مطبوعات و رسانه در طول شبانه‌روز برخی از نام خانوادگی‌های عجیب و غریب را می بینیم یا می‌شنویم.این مشکل در خطه شمال و مازندران نیز به وفور دیده می‌شود. که هر کسی به فراخور در مناطق خود چندین و چند از اینگونه نام فامیلی را می شناسد مثل خرمن سر ، دارخال ، خنده زمین ، هشتقد و …

مامورین ثبت سجل در شهرستان ساری هم بر اساس تقسیمات آن دوره در منطقه هزار جریب بخش چهاردانگه هم ازین قاعده کل کشور تبعیت می کردند و همه گونه افراد حتی به تفریح و شوخی هم نام فامیلی عجیب و غریبی را به برخی افراد نسبت داده و ثبت نموده اند .  

 

تاریخچه شناسنامه در سنه کوه

 

 در قدیم الایام پس از تولد هر فرزندی برای انتخاب نام و ثبت اسم و تاریخ تولد او به نزد ملا یا روحانی محل رفته و پس از انتخاب نام ، نام و تاریخ تولد او را پشت کتاب قرآن و یا کتابهای دیگر می نوشتند و برخی هم زمان تولد و فوت را بر اساس یک واقعه مهم مثل زلزله یا خوشید گرفتگی و یا … به خاطر می سپردند و بر اساس آن سال سن را محاسبه و می دانستند .

IMG11234630

تا اینکه توسط پیران محل نقل می شود که از حدود سال ۱۳۱۳ مامور سجل احوال از بخش کیاسر که آن موقع مرکز بخش چهاردانگه بوده و روستای سنه کوه هم جزو آن به محل آمده و در منزل کدخدا ساکن شده و طی چند مرحله شناسنامه و انتخاب نام خانوادگی صورت گرفت . بیشتر نام فامیلی سنه کوه مناسب انتخاب شد اما نقطه ضعف مهمی که در وضع فامیلی در روستا وجود داشت، عدم توجه به فامیلیت و قبیله‌ای بودن مردم روستا باعث شد برای فرزندان یک پدر فامیلی‌های متفاوتی انتخاب شود. به نظر بنده یکی از این دلایل می‌تواند توجه به نام پدر یا پدربزرگ برای نام خانوادگی باشد. مثلاً در فاملیت ما که پدر بزرگ پدر ما نامش عبدالله بوده سه فرزند ذکور بنام فضل الله ، آقابرار ، مصطفی  سه گروه نام خانوادگی ایجاد شد :  فضل الله عبدی ، آقابرار عبدالهی و مصطفی قبل از دادن سجل مرحوم شده بود به تنها پسرش سرالله  حسنی شد که البته حسنی بر اساس نام خانوادگی مادر سرالله حسنی ایجاد شد .

در گروه دیگر از نسل یوسف سه گروه یوسفی ، اکبرنژاد و غلامی شدند و از طرف دیگر گروه دیگر که هیچ نسبت نسبی مستقیمی در این گروه نداشتند که به حاجی دسته معروفند هم نام خانوادگی یوسفی نوشتند . همه اینها در پستهای بعدی کاملا موشکافی و باز گو خواهند شد .

در بین سادات سنه کوه هم فامیلیت های مختلف ثبت کردند مثل از یک پدر بنام سید رحیم فرزندان : رحیمی ، حسینی ، عبدی   و حتی خمینی و حسینی پور داده شد .هیچ دقتی در این مورد منظور نشد .  

از طرف دیگر برخی نام خانوادگی عجیب و نامناسب هم انتخاب شده بودند مثل خیالپرست ، خیازنه ،آشتاب، تکسی ، جیبا و …که امروزه فرزندان آنها بیشترشان تغییر داده اند .   

شناسنامه های اولیه بخش چهادانگه بودند اما در طول سالیان بعد هرچه موقعیت تقسمات کشوری و منطقه ای و بخشی تغییر می کرد نوشتار شناسنامه متولدین جدید هم تغییر می نمود به گونه ای که سنه کوه امروزه بر اساس شناسنامه و کد ملی به چند شهرستان و شهر و بخش تعلق دارد که البته نیاز ضروری و مبرم بر ساماندهی صحیح آن خواسته بر حقی می باشد .

شما می توانید بصورت رایگان در اشتراک ایمیلی این سایت عضو شوید تا مطالب جدید را درون ایمیل خود دریافت کنید.
برای عضویت، ایمیل خود را وارد کرده و بروی اشتراک کلیک کنید...

نظرات بسته است.

برگه ها
ads ads ads