برگی از خاطرات زندگی من (۲۷)

قرض گرفتن و داستان تاسف بار بعد از آن

مستقیم می روم سر اصل مطلب و شرحی مختصر از برگی دیگر از جدید ترین برگ زندگیم را برای شما کاربران عزیز ورق می زنم تا بدین طریق بتوانم حقیقتی از بیوگرافی خویش بیان داشته و درس عبرتی برای جوانان و کاربران عزیز گردد.

ذکر این نکته ضروری است که تمام مطالب بر اساس حقیقت بیان می شود ولی برای حفظ هویت فرد یا افراد از ذکر نام طرفهای درگیر این مبحث جدا عذرخواهیم .

امیدواریم از وقتی که برای مطالعه این خاطره واقعی زندگیم اختصاص می دهید بی بهره نباشید که سراسر بهره است .

متواضعانه مترصد نظرات و راهنمایی ها و انتقادات سازنده شما کماکان خواهیم ماند .

از لحاظ اقتصادی سال ۹۰ و ۹۱ تقریبا بر وفق مرادم بود و فرزند دخترم در آذر ۹۰ به دنیا آمده و شور و شعفی زاید الوصف تمام خانه و خانواده ام را فرا گرفته بود و مطابق حدیثی از امام کاظم (ع) فرزند روزی اش را با خودش می آوردو مطابق آموزه های قرآنی

خداوند در قرآن در سوره هود( آیه ۶ )می‌فرماید: “هیچ جنبنده‌ای نیست جز اینکه رزقش بر خدا واجب است، پس تقدیر به گونه‌ای است که خداوند بر خود واجب کرده است که رزق را به موجودات برساند.”

این عبارت به این معنا نیست که تلاش نکنید و منتظر رسیدن روزی باشید. چنانچه در جای جای متون دینی ما به جایگاه تلاش و کار برای کسب روزی، سفارش شده است وآنچه مهم است اینکه هر کس باور داشته باشد که در مسیر تلاش و همتی که دارد، هرآنچه روزی اش باشد به آن می رسد.

بله با این عبارت خداوند هم برکت کار و زندگیم را افزون کرده بود شرایط بسیار خوبی برایم فراهم نموده بود به گونه ای که تا شهریور ۹۱ با شرایط روز پیش می رفتم و خدای را شاکر بودم.

در آخر آبان بود که شخصی از آشنایان نزدم آمد و ضمن صحبت و تعریف و تمجید از نوع کارش از آینده فرزند گفت که باید ذخیره ای داشته باشی و برایش از همین الآن چیزی کنار بگذاری ازین گونه حرفهای دلربا و دلفریب که بله ازین دفترچه های قرعه کشی گروهی داریم و گروههایی سیصد نفره با مبالغی ماهیانه برای ماهایی محدود و بعد طبق قرعه فلان مبلغ به شما جهت خرید یک دستگاه ماشین هدیه داده می شود و ازین نظر بین مردم مرسوم شده بود به « قرعه کشی خرید ماشین پراید » .

همچنین طی گفتگو متذکر شد که شرکت ثبتی داشته از لحاظ مجوزهای قانونی کارش درست است و از نظر شرعی نیز طبق قراردادی که تنظیم کرده، «نزول» یا «ربا» حساب نمی شود .متاسافنه بنده هم بر اساس بیان ایشان  اعتماد کرده و پذیرفتم !!

بله اینگونه بود که یک قرارداد طرفینی به امضا رسید که ماهی شصت هزار تومان به مدت ۴۸ ماه از آخر آبان ۹۱ پرداخت کنم و در این مدت ۴ ساله اگر شماره ما درآمد ۸ میلیون جهت خرید پراید صفر بگیریم که آن زمان قیمتش بود و بعد آن دیگر نیاز به پرداخت ماهیانه نبود و از گروه خارج می شدیم . حال اگر طی این ۴ سال شماره ما در نیامد بعد از ۴ سال اصل با سود متعلقه بانکی دریافت کنیم و بدین نحو از ۳۰ آبان ۹۱ استارت این حساب زده شد و هر ماه سر موعد وجه را تحویل یا به حساب واریز می کردیم و …

برایم تعریف نموده بود که فلان مبلغ ماهیانه از فلان تعداد گروهی که دارد به حسابش واریز می شود و فلان و چنان و … اعلان نمود که اگر در خرید سم و کود ، شراکت در سود موردی داشتی حاضر به هر نوع همکاری هست و تاکید زیاد که «نزول» یا «ربا» نباشد و مسائل وفق مسائل حدود شرعی باشد! قول دادم در جریانش بگذارم .

اوایل دیماه همان سال بود یعنی دوماه بعد، که معامله مناسبی برایم پیش آمد و باید برای خرید دو کامیون بار، پول نقدی واریز می کردم و برای همین ضمن تماس با ایشان مبلغ ده میلیون تومان تقاضا کردم تا دوماهه با شراکت در سود ۱۲و نیم میلیون به ایشان بازپرداخت نمایم برای تضمین پرداخت هم مبلغ فوق را به تاریخ ۱۷ اسفند ۹۱ چک بانک ملی نوشته و بهش دادم و  و وجه ده میلیون کارسازی شد .

کامیون اول آمد و به فروش رفت و  دومی هم  آوردیم اما متاسفانه به دلایلی بخش عمده آن در انبار ماند و به موقع به فروش نرفت برای همین در سررسید چک در مجموع ۸ میلیون تومان به ایشان دادم و قرار شد پس از فروش بار موجود، بقیه وجه به ایشان پرداخت گردد.

سال ۹۲ رسید و بار کماکان ماند و من هم به دلایلی خانه ای آپارتمانی پیش خرید کرده و تا اول مهر تحویل گرفتم و زیر بار مقداری بدهی رفتم و از ایشان خواهش نمودم تا مهلت بیشتری بهم بدهند و دادند و در همین هنگام در همان موقع یک حساب ۱۰۰ هزار تومانی ماهیانه هم پیشش  باز نمودم که بیان داشتند با قرعه ۱۲ تا ۱۶ میلیونی خواهد داد و … پس در نتیجه ازین نظر شد ماهی ۱۶۰ هزار تومان به ایشان می پرداختیم به امید در آمدن شانسی شماره قرعه ما و …

تا اینکه در اردیبهشت ماه ۹۴ تقاضا نمودم ۵ میلیون دیگر دو ماهه دستی قرض بدهد و مانده قبلی و جدید جمعا ۱۰ میلیون تومان چک به سررسید ۱۷ تیرماه ۹۴ نوشته و تحویل دادم و قرار شد این چک را ببرد و آن چک ملی ۱۷ اسفند ۹۱ را بیاورد که بعدا هرگز نیاورد و منم بی خبر فراموش کردم بگیرم و ماند پیشش تا بعدها علیه من استفاده نماید و …

سال ۹۴ خانمم به پسرم حامله بود و این زمانها اوج دوا و دکتر و آزمایشات مکرر و درگیر بودن به ساعتها وقت گذاشتن در مطب دکتر و فلذا به دلایل زیادی طبق پیش بینی در سررسید نتوانستم جا چک ده میلیونی را پر کنم و فلذا از ایشان مهلت خواستم و ایشان هم ابتدا گفتند نه نمیشه و اما بالاخره پذیرفت در ازای گرفتن ۵۰۰ هزار تومان یک ماه چکم را نگه دارد و برگشت نزند همین قضیه ماه بعد تکرار شد و …

بنده به امید رسیدن پول طلبم از کشاورزان که اکنون دولت هم پول کلزا و گندم را تاخیر انداخته بود بدهند اما نشد و در مهرماه تگرگ شدیدی بارید و  به بسیاری از باغات خسارت شدید زد و در نتیجه وضع مالی ام دیگر کفاف پاس شدن چک مذکور را نداد و مبلغ ماهیانه پس از مدتی تغییر مسیر داد و به کارت بانکی شخص دیگری ارجاع داد تا اینکه از تیرماه ۹۴ تا آذر ۹۵ دوازده تا ۵۰۰ هزار تومان جمعا شش میلیون تومان به هر دوشان دادم و اینجا بود که طی سوالی متوجه شدم این پول معروف به « ایست کن » ربا حساب می شود و طبق آموزه های دینی و تصریح آیات قرآنی ربا دهنده و ربا گیرنده هردو در گناهش شریک هستند . و ربا جنگ با خداست و خدا هم اعلان جنگ داده است بدین خاطر دست کشیدم و از طریق واسطه ای اعلان کردم این مبالغ رباست و دیگر واریز نمی کنم و…

طی این مدت ایشان در مجموع اجناسی را هم از بنده به نسیه بردند و حسابش ازین نظر مفتوح بود و …

فردی از نزدیکانش را واسطه گرفتم که به این پرداختیها خاتمه دهم و ایشان ضمن مراجعه حضوری تهدید به برگشت چک کردند و ازین گونه حرفها و رفتند.

چند ماهی گذشت تا اینکه در مرداد ماه ۹۶ چک ده میلیونی را برگشت زدند و به وکیل دادند و کیل برایم زنگ زدند و جریان بدهی را پرسیدند و ماوقع فوق را برایش تعریف کردم و ظاهرا قانع شدند اما گفتند آقا ایشان چک دیگری بنام سیزده میلیونی (البته همان ۱۲ و پانصدی فوق منظورشان بود )هم از شما دارند اگر تسویه نکنی آنهم اقدام خواهد کرد تازه فهمیدم آی خدا ایشان خلف وعده کرده آن چک را برایم نیاوردند !!! فلذا آماده هرگونه عواقب و مراجعه به دادگاه شدم و …

چند ماهی گذشت و چند بار دیگر هم تلفنی با وکیل صحبت داشتیم و بازم تهدید که ایشان بالای ۲۰ میلیون از شما چک دارند و فلذا اقدام خواهد کرد و چنین و چنان و … ولی من خم به ابرو نیاوردم و زیاد اهمیت ندادم

اما بالاخره  مراجعه نمود  گفت که اقا به نحوی برایت وام بگیرم و چکت پاس بشه اینم نشد تا اینکه در نهایت در هفتم فروردین ۹۷ جریان به حکمیت رسید که ایشان با توپ پر آمدند که آقا شما بالای بیست میلیون دیگه به من بدهکاری !!!و ازین گونه حرفها منم با خونسردی این گونه بیان داشتم:

آقا این همه بدهی از کجا آوردی آقا ؟؟

تا اردیبهشت ۹۴ که جمعا سر عدد ده میلیون چک دوماهه دادم و بدهی قبلی دیگه ای وجود ندارد تمام

از تیرماه ۹۴ تا آذر ۹۵ طبق خواسته شما ۱۲ تا ۵۰۰ هزاری دادم شد  ۶۰۰۰۰۰۰ تومان

سال ۹۴ تا پایان اسفند ۹۶ هم شما جنس نسیه ازم بردی شد ۲۰۰۰۰۰۰ تومان

جدای ازین دو تا دفترچه قرعه کشی پیشت داشتم آندو را هم بگیر جمع پرداختی آنها هم می شود ۷۰۰۰۰۰۰ تومان

با این حساب من تاکنون ۱۵۰۰۰۰۰۰ تومان بهت دادم و اصل و سود همه چیز را گرفتی پس در نتیجه میلغی دیگر بهت بدهکار نمیشوم

اقا اینو گفتم شروع کرد به جار و جنجال کردن و تهدید و مرافحه و به خودش بد گفتن و …

بعد حدود دو ساعت فک زدن و جر و بحث و منکر شدن سود پول ما طی توافق حکمیت قرار شد تا مهر ۹۷ همان اصل پولش را بهش بدهم و ایشان الآن چک ده میلیونی برگشت زده را و مهرماه چک امانتی دیگر معرف به سیزده میلیونی را بهم برگرداند و …

 

چون چک داشت و تجربه بی عدالتی چک داشتن در دادگاهها را داشتم استخوان در گلو و در کمال بغض و ناراحتی مجبور به قبول حکمیت شدم و …

گذشت تا تیرماه هشت میلیون پول نقد جور کردم و با واسطه گرفتن دیگران سه ماه زودتر با هزار گرفتاری و بدبختی پول رو  دادیم و چک اخری را هم از ایشان گرفتم .

این بود که نقره داغی شدم که داغش تا پایان عمر بر دل و روح خودم و خانواده ام خواهد بود تا باشد از چوب زمانه

امان از اعتماد

امان از رباخواری زمانه که هنوز هم مدعیند که سه سال سه تا شش میلیون می شود ۱۸ میلیون  و شما سه میلیون تازه بهم ندادین که هیچ دو میلیون الان ندادین ؟؟؟؟!!!!!

خدایا پناه بر خودت

اگر همین مبالغ را وام بانکی می گرفتم در مجموع سودش از شش میلیون بالاتر نمی رفت اما ده میلیونی که خودش ده میلیون نبود سه ساله ۲۳ میلیون دادیم و …

البته قضاوت با شما خوانندگان عزیز

 

خدایا چنان کن سرانجام کار        تو خشنود باشی و ما رستگار

العفو العفو از گناه ربا که ندانسته دادیم …

———————————————————————————————————————————————-


 

جهت اطلاعات شما دوستان چند حدیث قدسی تقدیم حضور می کنیم :

امام صادق (ع) فرمودند:

اگر قرض گیرنده بدون قرار قبلی، سودی به قرض دهنده بدهد مباح است ،ولی آن قرض دهنده پاداشی از خدا نخواهد گرفت .

وسایل الشیعه ج ۱۸ ، ص ۱۶۱ و بحار الانوار(ط-بیروت)ج ۱۰۰ف ص   ۱۵۷،ح۱)

 

امام علی (ع):

زیر بار بدهی نروید زیرا بدهکاری خواری روز و اندوه شب است و در دنیا و آخرت باز پرداختی دارد .

کافی (ط-الاسلامیه)ج ۵ ، ۹۵ ،ح ۱۱

 

امام علی (ع):

بدهی (نوعی)  بندگی است پس زمام اختیار خود را به کسی که حق تو را نمی شناسد مسپار (کنایه از این است که از هر کس قرض نگیر).

شرح نهج البلاغه ۰ابن ابی الحدید) ج ۲۰ ص ۳۰۶ ح ۵۰۳

 

امام موسی کاظم (ع):

علی بن جعفر می گوید: از برادرم اما کاظم علیه السلام در مورد مردی که صد درهم قرض به دیگری  داد به این شرط که  پنج درهم یا کمتر یا بیشتر اضافه به او بدهد پرسیدم؟فرمودند:  این عمل ربای محض است.

وسائل الشیعه ج ۱۸ ، ص ۳۵۹ ، ح ۲۳۸۴۷

 

امام صادق(ع):

سه چیز است که محبت آورد: قرض دادن و فروتنی و بخشش

تحف العقول ص ۳۱۶

 

امام علی (ع):

دلبستگی به دنیا عقل را فاسد می کند و قلب را از شنیدن حکمت ناتوان می سازد و باعث عذاب دردناک می شود.

مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل ج ۱۲ ، ص ۴۱

 

 امام صادق(ع):

بَلَغَ ابا عبد اللهِ عَن رَجلِ انّه کان یأکل الرّبا و یسّمیه اللّبا. فقال لئن امکنی الله منه لأحضر بّنَ عُنقَه[۲۶]

به حضرت امام صادق(ع) خبر دادند که مردی ربا می‌خورد و آن را به حساب عقل و زیرکی خود می‌گذارد.

امام فرمود: اگر خداوند مرا بر او مسلط می‌کرد گردنش را می‌زدم ـ او را می‌کشتم ـ

 

شما می توانید بصورت رایگان در اشتراک ایمیلی این سایت عضو شوید تا مطالب جدید را درون ایمیل خود دریافت کنید.
برای عضویت، ایمیل خود را وارد کرده و بروی اشتراک کلیک کنید...

  1. سلام مهندس
    خیلی گیج شدم با خواندن متن. چنان تودرتو و پیچ در پیچ بود کلا غوز بالا غوز شدم!!!
    تو چه کردی مهندس!!!

    همدردی می کنم با تو
    عجب چیزی
    درضمن من
    اعلام می کنم اگر از دست من کاری ساخته می بینید، من دریغ ندارم رفیق

  2. سلام برادر
    ای درد من و دل من
    مصیبت این بود که گول زبان و ظاهر و یک چیزای دیگرش را خوردیم و اعتماد کردم چک دستش ماند
    و خود می دانی داستان چک دادگاههای قضایی مارا
    البته این آخر نزدیک بود دوباره سر بتراشه و ۸ میلیون را هم بگیره و به قول خودش چک را بیاره
    نمی دانم چه عرض کنم شاید حق با او باشه !!!!
    خلاصه فعلا ضرر مالی کردم شدید و او هم می گوید ضرر مالی کرد نمی دانم فعلا ختم غائله شد
    سپاس و درود بر شما و نظرات ارسالی شما رفیق شفیق

    البته در عالم همکاری ازین گونه چک و سفته نزد همدیگر داریم اینگونه مسائل اصلا مطرح نیست

  3. درود برشما بزرگوار.. عجب!!!! اتفاق تلخی بود خدا مشکلات تونو انشالله حل کنه متاسفانه زمانه طوری شده که دیدگاه آدمها نسبت به همه چیز عوض میشه!! البته اینطورآدمها که فکرمیکنن زرنگن بدطور چوب خدا رو میخورن که صدانداره دیر و زودداره اما حتما اتفاق میفته..

  4. سلام
    درود بر شما عزیز با محبت خواننده همیشگی
    بله واقعا تلخی این کار کامم را نه تنها تلخ کرد بلکه خانواده ام را هم خیلی تحت تاثیر قرار داد و در کنار خاطره دیگری ازین دست دارم
    از کار به اصطلاح قرض الحسنه که در آینده آن خاطره تلخم را جهت تنویر افکار و کسب تجربه و البته از جهتی ظلم دست اندرکار اقتصاد کشور
    بیان خواهم نمود .
    اینگونه وقایع تلخ است اما دست ریاکارانه برخی افراد رو می شود که چگونه خود را خیر و دست و دلباز نشان می دهند
    و برای به اصطلاح امور خیریه و پاک پنداری مالشان به جنگ با خدا با ربا و تزویر می روند
    حقیقتا کار کردن در شرایط اقتصادی جامعه فعلی بسیار سخت است
    خدا عاقبت همه ما را ختم به خیر کناد .
    البته که چوب خدا صدا نداره و اگر بزنه دوا ندارد .

  5. باسلام و خدا قوت به شما مدیریت محترم سایت و همکاران عزیزتان

  6. باز هم مطالب وبسایت شمارو پیگیری و استفاده خواهم کرد

  7. جالب بود

  8. مرسی از اشتراک این داستان

  9. باز هم مطالب وبسایت شمارو پیگیری و استفاده خواهم کرد

  10. مطالب بسیارمفید و کاربردی بود ممنون از اشتراک گذاریتون موفق باشید

  11. از بابت اینکه مطالب خیلی خوب و با کیفیت تولید می کنید از شما سپاسگزاریم.

  12. مقالات بیشتری در این زمینه قرار بدید

  13. واقعا عالی هستین شما.ممنون که مطالب مفید میزارید.

  14. سپاس از وبسایت کاربردی و مفیدتون

با خیالی آسوده یک نظر بگذارید...

برگه ها
ads ads ads