مساحی و تفکیک زمین های سنه کوه(۲)

 

جریب و دانگ

 

در پست قبلی با عنوان مساحی و تفکیک زمین در عهد قدیم در اینجا (کلیک کنید)گفتیم که مَساحت ، پهنه و یا رُویه تعیین‌کنندهٔ بزرگی یک سطح دوبعدی است، تمام سطح یا کف هر شکل هندسی را مساحت آن شکل گویند. برای مساحی و تعیین مساحت زمینها روشهای مختلفی از قدیم الایام انجام می شده است و در ادامه خروار را که تا پایان دوره قاجار و اوایل دوره رضاخانی به عنوان واحد تعیین سطح استفاده می شد را کامل برایتان توضیح دادیم.

اکنون بر آنیم تا واحدهای دیگری از اندازه گیری مساحت را برای شما بیان نماییم

پس لطفا در ادامه مطلب با ما همراه باشید

جریب و دانگ

در باره اصل‌ واژه جریب‌ آرای‌ متفاوت‌ و گاه‌ متضادی‌ وجود دارد.
این‌ واژه‌ چند بار در متون‌ فارسی‌ میانه‌ به‌ صورت‌ gryw به‌ کار رفته‌ است‌.
بر این‌ اساس‌، ریشه مفروض‌ آن‌ واژه ایرانی‌ باستان‌ griba دانسته‌ شده‌ است‌.

جریب (به انگلیسی: acre) و به زبان ازبکی (ترکی) اشتقاق شده ازکلمه جربه معنی (زمین) و جریب به معنی گشتن در روی زمین و اصطلاح است که دهقانان برای اندازه‌گیری زمین از آن استفاده می‌نمایند در قدیم که واحدهای اندازه‌گیری مثل متر، فوت و غیره وجود نداشت ازطریق قدم زدن مساحت‌های خورد و کوچک را اندازه‌گیری می‌کردند و یک جریب مساوی بود به دو هزار مترمربع. هم اکنون درافغانستان از این واحد اندازه گیری استفاده می‌شود و در متون قدیمی زبان فارسی به صورت جریب و نیز گری به کار رفته‌است و برخی روستاها و مناطق جغرافیایی ایران پسوند جریب دارند.

هر جریب چند متر است؟

این سوالی است که ذهن بسیاری از افراد را با خود درگیر کرده است برای همین اگر مایل بودید در این زمینه بیشتر بدانید به این آدرس لینک مراجعه نموده و مطالعه فرمایید( اینجا کلیک کنید) .

در طول تاریخ و در مکانهای مختلف جریب را میزان متفاوتی ذکر کرده اند .و اگر ما هم اینجا بدانها با جزئیات بپردازیم موجب تشویش ذهنی خواهد شد برای همین اشاراتی گذرا خواهیم داشت .

در ویکی فقه می خوانیم از نخستین‌ سال‌های‌ دوره اسلامی‌، گزارش‌هایی‌ از استفاده‌ از جریب‌ به‌ عنوان‌ واحد سطح‌ دیده‌ شده‌ است‌، از جمله‌ به‌ نوشته بسیاری‌ از مورخان‌ و نویسندگان‌ اسلامی‌، در زمان‌ خلافت‌ عمر (۱۳ـ۲۳) و به‌ دستور او منطقه سواد (دشت‌ آبرفتی‌ و بسیار کهن‌ منطقه دجله‌ و فرات‌) اندازه‌گیری‌ شد و مساحت‌ این‌ منطقه‌ ۷۵ میلیون‌ جریب‌ تعیین‌ گردید.
در اوایل‌ دوره اسلامی‌ نیز از زمین‌های‌ کشاورزی‌ بر اساس‌ هر جریب‌ و با توجه‌ به‌ نوع‌ محصول‌، مالیات‌ می‌گرفتند.
بر این‌ اساس‌، یکی‌ از شروط‌ جاری‌ شدن‌ خراج‌ بر هر زمین‌، دانستن‌ مساحت‌ آن‌ به‌ جریب‌ بود.
استفاده‌ از جریب‌، هم‌ به‌ عنوان‌ واحد وزن‌ هم‌ به‌ عنوان‌ واحد سطح‌، تقسیم‌ آن‌ به‌ واحدهای‌ کوچک‌تر در مناطق‌ گوناگون‌ و نیز منطبق‌ نبودن‌ اندازه این‌ اجزا باهم‌، موضوع‌ برابرسازی‌ دو یا چند مقدار اندازه‌گیری‌ شده‌ با این‌ واحد را مسئله‌ای‌ بغرنج‌ کرده‌ بود.
یکسان‌سازی‌ این‌ واحد در یک‌ سرزمین‌ یا تبدیل‌ آن‌ به‌ واحدهای‌ دیگر، با هدف‌ از بین‌ بردن‌ این‌ مسئله‌ و رفع‌ ابهام‌ در استفاده‌ از این‌ واحد، موضوع‌ اصلاحاتی‌ بوده‌ که‌ در سرزمین‌های‌ اسلامی‌ به‌ دفعات‌ رخ‌ داده‌ است‌.
به‌ نوشته لمتون‌ ارتباط‌ مفهوم‌ جریب‌ با مقدار معینی‌ از وزن‌ محصول‌ به‌ دست‌ آمده‌ از اندازه معینی‌ زمین‌، و ارتباط‌ همین‌ محصول‌ با انواع‌ کاشت‌ آبی‌ و دیم‌، که‌ خود باعث‌ به‌ دست‌ آمدن‌ مقدار متفاوتی‌ محصول‌ می‌گردد، باعث‌ بروز تشتت‌ در مقدار جریب‌ در مناطق‌ گوناگون‌ می‌شده‌ است‌.
یک‌ جریب‌ گاه‌ به‌ دَه‌ قَفیز (در مورد واحد سطح‌) و گاه‌ به‌ هفت‌ قفیز (در مورد واحد وزن‌  ) تقسیم‌ می‌شده‌ است‌.
عموماً هر جریب‌ ۶۰۰، ۳ ذراع‌ بوده‌ است‌.

با این‌که‌ گزارش‌های‌ متعددی‌ از اندازه جریب‌ وجود دارد،تقریباً می‌توان‌ به‌ این‌ نتیجه‌ رسید که‌ اندازه جریب‌ در قرون‌ اولیه اسلامی‌ حدود ۶۰۰، ۱ متر مربع‌ بوده‌ است‌.

در دوره قاجار (۱۲۱۰ـ۱۳۴۴) نیز هر جریب‌ تقریباً یک‌ هزار متر مربع یا اندکی‌ بیشتر از آن‌ (تقریباً ۱۰۸، ۱ متر مربع‌) محاسبه‌ می‌شده‌ است‌.
تشتت‌ ناشی‌ از رواج‌ چند نوع‌ جریب‌ در ایران‌ و نیز آشنایی‌ ایرانیان‌ با واحدهای‌ یکسان‌ شده اروپایی‌، موجب‌ تلاش‌هایی‌ برای‌ یکسان‌سازی‌ مفاهیم‌ سنّتی‌ مقیاس‌ها با واحدهای‌ اروپایی‌ شد.
در ۱۳۰۲، محمدحسن‌خان‌ صنیع‌الدوله‌ پیشنهاد نمود اوزان‌ و مقیاس‌های‌ سنّتی‌ ایران‌، از جمله‌ جریب‌، با مقادیر متناسب‌ آن‌ها در نظام‌های‌ بین‌المللی‌ برابر شود؛ بنا بر این‌، هر جریب‌ معادل‌ یک‌ هکتار تعیین‌ شد.
مقایسه‌ نشان‌ می‌دهد که‌ در ۱۳۰۲ ش‌ و در دوره پنجم‌ قانون‌گذاری‌ مجلس‌ شورای‌ ملی‌، یکسان‌سازی‌هایی‌ که‌ برای‌ مقیاس‌های‌ سنّتی‌ ایران‌ با مقادیر اروپایی‌ آن‌ها صورت‌ گرفت‌، عملاً بسط‌ تجربه صنیع‌الدوله‌ بود و برابر این‌ قانون‌، نیز یک‌ جریب‌ معادلِ یک‌ هکتار شد .
این‌ قانون‌ در ۱۳۱۱ ش‌ نَسخ‌ و اوزان‌ و مقیاس‌های‌ رسمی‌ کشور به‌ نظام‌ متری‌ بدل‌ شد ، اما عملاً استفاده‌ از این‌ مقادیر سنّتی‌ در نقاط‌ گوناگون‌ ایران‌ ادامه‌ یافت‌ و هم‌چنان‌ از جریب‌، به‌ عنوان‌ واحد سطح‌، اما با اندازه‌های‌ متفاوت‌ در نقاط‌ مختلف‌، استفاده‌ می‌شد.

در کشاورزی سنتی ایران و برخی جاها هر جریب به ده قفیس تقسیم می شود و هر جریب ۵۴۰ مترمربع می باشد و یا هر ۸ جریب برابر یک هکتار است. قفیس: یک جریب معادل ده قفیس است. بنابراین یک قفیس۵۴ متر مربع می باشد.اینگونه تقسیمات در ایران و در روستاهای مختلف مورد استفاده بوده و هنوز هم کمابیش مرسوم هست .

جریب در سنه کوه

از قدیم و الایام واحد سطح جریب در محاسبات زمین در سنه کوه کاربرد داشته و دارد و برخی دست نوشته های قدیمی هم ازن گونه تقسیمات بخصوص در زمینه تقسیم مال الارث می توان یافت . در محل ما هر جریب را معادل یک هکتار می دانند که هر هکتار خودش ده هزار متر مربع است وهر جریب معادل ده خویز یا قفیز و هر خویز یا قفیز را هم ده دهو می دانند که خویز یا قفیز معادل هزار متر مربع و دهو معادل صد متر مربع بود

برای فهم اندازه جریب در قدیم با روش متریک ذرع قدیمی به اصطلاح رسن زده (با آرنج مردانه ریسمان ده متری اندازه کرده) و وبا ریسمان ده متری ده دهی حساب می کردند و مساحب تقریبی ده رسن در ده رسن را یک جریب می گفتند که همان امروزی صد متر در صد متر (عرض ضربدر طول) می شود یک هکتار 

این روش برای آن موقع بسیار بهتر از روش سنتی خروار بود و ازین نظر استقبال بیشتری شده و مورد استفاده بیشتری داشته و هنوز دارد .

دانگ

دانگ هم یک روش محاسباتی و تقسیم زمین و املاک در قدیم بوده که در سنه کوه هم مرسوم بود و هنوز هم کاربردش کاملا منسوخ نشده است و در نوشته های مختلف بخصوص تقسیم نامه های ارث و میراث جایگاه خودش را حفظ نموده است برای همین ترجیح دادیم تا در کنار جریب بدان نیز بپردازیم و شما را با این واحد هم بیشتر آشنا کنیم .

در لغت‌نامه دهخدا می خوانیم :

دانگ . شش یک چیزی . سدس چیزی . یک قسمت از شش قسمت چیزی . دانگی . دانق . (زمخشری ). یک بخش از شش بخش چیزی . یک ششم چیزی . یک حصه از شش حصه ٔ چیزی :
پنج دانگ از ششدانگ ؛ پنج ششم آن . پنج سدس آن .
چهاردانگ از ششدانگ ؛ دوثلث آن . دو سوم آن .
دو دانگ از ششدانگ ؛ ثلث آن . یک سوم آن .
سه دانگ از ششدانگ ؛ نیمه ٔ آن .
یک دانگ از ششدانگ ؛ یک سدس آن . شش یک آن .
ششدانگ چیزی ؛ تمام آن . جمله ٔ آن . همه ٔ آن . و این بیشتر در مساحات و سطوح و آنچه بدان وابسته است بکار رود چون :ششدانگ خانه یا چهار دانگ مزرعه و سه دانگ قنات و دو دانگ باغ و یک دانگ کاروانسرا و غیره . و گاه نیز در غیرسطوح بکار رود چنانکه در معانی مجرد چون ، حواسش شش دانگ متوجه او بود. و نیز در مقادیر چنانکه : چون چهار دانگ راه آمدم آش را از دیگ کشیدند.(انیس الطالبین ص ۱۹۸ نسخه ٔ خطی کتابخانه ٔ مؤلف ). و از شهر مقدار دو دانگ بسوخت . (تاریخ بخارای نرشخی ص ۹۲). خداوند ما تبارک و تعالی این جهان که بیافرید، از آن جمله چهار دانگ و نیم دریاست و دانگی و نیم خشکی . (اسکندرنامه نسخه ٔ آقای سعید نفیسی ). از مقدار یک درم که زمین است ، پنج دانگ و سه تسو گفته اند اهل کفر و شرک و بدعت و ضلالت اند. (کتاب النقض ص ۴۹۲).
جهانبان که کرد این جهان را پدید
همه حسنها یک درم آفرید
ازآن یکدرم پنج دانگ تمام
بیوسف سپردش علیه السلام .

شمسی (یوسف و زلیخا).

و همچنین در نسبتهاچون : مستوفی خاصه ٔ شریفه در سنوات سابقه از قرار تومانی سی دینار رسم الحساب داشته که فیمابین او و محرران چهاردانگ دودانگ قسمت میشده . (تذکره الملوک چ دبیرسیاقی ص ۵۹). || در تعیین اوقات ،دانگ یک قسمت از شش قسمت واحدی است که برای زمان درنظر گیرند از شب ، یا روز، یا ساعت و غیره .
دو دانگ از شب ؛ ثلث شب . یک سوم شب : چون وعده بود وقت دو دانگ شب رفته بود مردم در خانه ٔ ابراهیم جمع آمدندسلاحها پوشیده . (ترجمه ٔ طبری بلعمی ).دو دانگ شب با همدیگر صحبت میداشتند. (انیس الطالبین بخاری نسخه ٔ خطی کتابخانه ٔ مؤلف ص ۱۰۴). فی الحال با علی بیک ایشیک آقاسی بازگشته و دو دانگی از شب رفته بود که بدر خانقاه آمده … (مزارات شیراز ص ۱۴۴).
پنج دانگ ساعت ؛ پنجاه دقیقه . پنج ششم یک ساعت : و چون ایشان به قم رسیدند سه ساعت و پنج دانگ ساعتی از روز گذشته بود. (تاریخ قم ص ۲۴۲).
|| در اصطلاح موسیقی یک قسمت از شش قسمت صوت و آوازست از جهت ارتفاع یا ملایمت آن و ازین روی آواز دودانگ و چهاردانگ و ششدانگ بترتیب مدارج آوازست از ملایم بسوی اوج و مستعمل نیز در موسیقی همین سه مرحله ٔ دو دانگ و چاردانگ (چهاردانگ ) و ششدانگ است و یک دانگ و سه دانگ و پنج دانگ درین مورد بکار نبرده اند :
گفت دختر چیست این مکروه بانگ
که بگوشم آید این در چاردانگ .

بنابر آنچه بیان گردید دانگ یک ششم هر چیزی را گویند و در قدیم و حتی اکنون نیز نوعی مبنای محاسباتی برای تقسیم زمین و اموال می باشد بخصوص در مورد خانه سرای مسکونی بکار می رود و در نوشتار و تقسیم نامه ها انعکاس زیادی دارد .

بخشی از زمین شالیزاری سنه کوه

 


برای مزید اطلاعات شما کاربران عزیز وب سایت سنه کوه واحدهای اندازه گیری قدیم و تبدیل آنها به یکدیگر را برای شما انتخاب نموده و در ادامه می توانید مطالعه فرمایید .

واحدهای اندازه گیری قدیم

 

منبع: پژوهشکده پاییزان واحدهای اندازه گیری قدیم

واحدهای اندازه گیری قدیم سانتی متر یعنی سانتی + متر سانتی centi جزئی که در اول کلمه در می آید وتقسیم واحدی را بصد می رساند ؛

یک صدم از هر واحدی مثل سانتی متر یعنی یک صدم از متر. واحد اندازه گیری طول سانتی متر است وما واحدهای دیگری نیز داریم که برای اندازه گیری طول از قدیم مورد استفاده قرار می گرفته که هم اکنون در اقصی نقاط میهن پهناور عزیزمان ایران نیزمورد استفاده قرار می گیرد که عبارتند از :

گره مقیاس طول وهر گره برابر ۵/۶ سانتی متر می باشد

ذرع هر ذرع برابر با۱۶ گره و هر ذرع ۱۰۴ سانتی متر می باشد

گز واحد طول که ذرع هم گفته می شود و هر گز برابر با ۱۶ گره و۱۰۴ سانتی متر می باشد.

ذراع واحد قدیم برای طول که به اندازه از آرنج تا سر انگشتان مرد بوده است

مایل یا میلMille مقیاس طول که اندازه آن مختلف است مایل انگلیسی ۱۶۰۹ متر ؛ مایل دریایی۱۸۵۲ متر ؛ در عربی میل به معنی مسافتی با اندازه مد بصر (بالا آمدن آب دریا)در روی زمین یا ۴ هزارذراع گفته می شود.

مترMetre مقیاس طول که مطابق ۱۴ گره وربع از ذرع ایرانی و برابربا ۱۰۰ سانتی متر . کیلو متر Kilometre برابر با۱۰۰۰ متر می باشد

میلی متر Millimetre برابر با یک هزارم متر . میکرون Micrion مقیاس بسیا ر کوچکی است برای اندازه گیری اشیاء گوچک یک هزارم میلیمتر اینچ Inch واحد مقیاس طول برابر ۵۴/۲ سانتی متر ( مقیاس طول در انگلستان می باشد )

فوت Foot (پا)واحد اندازه گیری طول معادل ۴۸/۳۰ سانتی متر یا ۱۲ اینچ ؛ پنجاه فوت تقریبأ۱۵ ذرع است یارد Yard مقیاس طول برای اندازه گیری پارچه ؛

در انگستان وآمریکای شما لی معادل ۳۶ اینچ یا ۹۲ سانتی متر یا ۱۴ گره می باشد. پا مقیاس طول برابر ۴۸/۳۰ سانتی متر می باشد دسی متر Decimetre ده یک متر ؛ یک دهم متر نگا فوت:پا ؛ معدل ۴۸/۳۰سانتی متر می باشد .

فرسنگ یا فرسخ مقیاس مسافرت قریب ۶ کیلو متر معادل ۳ میل یا ۱۲۰۰۰ ذراع می باشد

چارک‌ واحدی‌ در اندازه‌گیری‌ وزن‌ و طول‌. واژه چارک‌، در پهلوی‌ به‌ صورت‌ atrušvātakč(فره‌وشی‌، ذیل‌ واژه‌) و در بیشتر منابع‌ به‌ صورت‌ چاریک‌ است‌. این‌ واژه‌ در دو مفهوم‌ به‌کار رفته‌ است‌:

به‌ معنای‌ یک‌ چهارم‌ هرچیز؛ و به‌عنوان‌ واحد اندازه‌گیری‌ در مقیاس‌ وزن‌، معادل‌ یک‌ چهارم‌ منِ تبریز یا ده‌ سیر و در مقیاس‌ طول‌، معادلِ یک‌ چهارم‌ ذرع‌ یا چهار گره‌ است.

از مشتقات‌ چارک‌، چارکه‌ chârke یا (chârake، چارکی‌ یا چرکه‌ است‌ که‌ برابر است‌ با یک‌ قسمت‌ از چهار قسمت‌ آجر یا خشت‌ کامل‌ است؛ همچنین‌ چارکی‌ واحدی‌ برای‌ بطری معمولاً شیشه‌ای‌ با گنجایش‌ …

شما می توانید بصورت رایگان در اشتراک ایمیلی این سایت عضو شوید تا مطالب جدید را درون ایمیل خود دریافت کنید.
برای عضویت، ایمیل خود را وارد کرده و بروی اشتراک کلیک کنید...

  1. درود برشما مهندس عزیز. خبرها روباید توی سایت شما جستجو کرد خداوند رحمت کند جمیع رفتگان ورفتگان شما بزرگوار رو. مطالب بسیار عالی بود بخصوص بحث چهاردانگه ودودانگه. سپاسگزارم از زحمات شما..

  2. سلام و درود بر شما خواننده همیشگی عزیزتر از جانم
    سپاس از لطف و محبت همیشگی شما
    خداوند اموات همه را و شما را هم غریق رحمت واسعه فرماید
    امیدوارم با نوشتارم بتوانم رضایت شما و دیگر کاربران عزیز را فراهم نمایم

  3. براستی که عکسها بسیار بسیار زیبا بود. شادباشید

  4. سلام محمد
    اطلاعات افزوده ات در این قسمت نیز
    بر غنای قسمت اول بحث افزود
    از بحثهای علمی کاربردی ات کمال لذت نصیبم می شود

  5. دعا می کنم همیشه ذهن پژوهنده ات جوان بماند
    ادعا می کنم رفیقی پژوهشگر خلاق دارم
    دعوت می کنم قلم را همآره پرجوهر نگه دار برادر

  6. سلام بر شما دوست اهل مطالعه و البته دانشمندم
    امیدوارم بتوانم قلمم را همیشه جوهرین نگه دارم و مباحث کاربردی و مفیدی تقدیم حضور تشنگان طریق حقیقت نمایم
    درود بر شما

با خیالی آسوده یک نظر بگذارید...

برگه ها
ads ads ads