مشاغل مختلف اهالی سنه کوه (۵)

۱۵c9fd3bccbb690e553e250097df34ae

مشاغل اهالی سنه کوه در ۳۷ ساله عصر پهلوی دوم(۳)

در پستهای قبلی این مبحث در اینجا و اینجا موارد بسیار مهم مبحث اقتصادی را بیان داشتیم و از منظر اینکه تاثیر در ایجاد شغل و روند درآمدی و تغییر بنیادین شیوه سبک زندگی مردمان دیار ما داشت را بررسی و بیان داشتیم امیدواریم تصویر سازی ذهنی مباحث ما برای شما کاربران عزیز مورد دقت و توجه قرار گیرد و در محیطی بدور از حب و بغض تغییرات عمیق اقتصادی و اجتماعی و روند تحولات را دقت فرمایید تا حقایق ملموس تر و قابل درک تر گردد .

با این مقدمه در ادامه مبحث قبلی و بررسی دهه چهل و جریان «انقلاب سفید» یا «شاه و مردم »و در راس آن اصلاحات ارضی و تاثیر آنرا بیان داشتیم و اکنون ادامه آن مبحث را ملاحظه فرمایید :

از زمان ملی شدن نفت ایران، درآمد نفت هوشیارانه در برنامه‌های عمرانی برای توسعه صنعت، آموزش و پرورش، بهداشت، کشاورزی، تغذیه، محیط زیست، مسکن، آبادانی و بیمه همگانی سرمایه‌گذاری شده‌است. پس از صنعت نفت، صنعت ذوب‌آهن ایران که مادر دیگر صنایع ایران بود رو به گسترش روزانه نمود. صنایع پتروشیمی ایران از دیدگاه جهانی حائز رتبه اول گردید و در خاور میانه بی همتا شد. صنعت بزرگ مس و آلومینیوم و کان‌های شناخته شده این دو فلز گرانبها پشتوانه امینی برای گسترش صنعت و آینده مردم ایران بود.

منابع باور نکردنی ذغال سنگ که برآورد آن بیش از ۳۶ میلیارد تن در کویر مرکزی است و تولیدات کارخانجات داخلی صنایع سنتی و دستی دیگر صنایع داخلی از صنایع سبک گرفته تا صنایع سنگین همگی در حال رشد سریع بودند. ایران خودرو از آغاز کار خود اتومبیل‌های ساخت ایران را علاوه بر بازار داخلی به بیش از ده کشور اروپایی آسیایی و آفریقایی صادر می‌کرد. در سال ۱۳۵۶ ایران خودرو از کارخانه Hyundai کره جنوبی اتومبیل‌های بیشتری تولید کرده‌بود. تا سال ۱۳۶۴ خورشیدی نود درصد قطعات اتومبیل در ایران طراحی و تولید می‌شدند.

همچنین کارخانه‌های کفش تولید ایران چون کفش ملی و کفش بلا و غیره به تمام کشورهای خاورمیانه کفش صادر می‌کردند. علاوه بر صدها واحد کوچک صنعتی بیش از یک صد واحد بزرگ صنعتی و تولیدی به کار افتاده‌است که این از افتخارات ایران است.

۲۰۸۶۵هویدا در حال رانندگی با پیکان

امیر عباس هویدا نخست‌وزیر ایران در مصاحبه‌ای با روزنامه لوموند فرانسه می‌گوید: در سال ۱۹۸۵ میلادی یا ۱۳۶۴ خورشیدی درآمد سرانه ایران بیش از ۴۵۰۰ دلار خواهد بود. ایران سالیانه ۲۰ میلیون تن فولاد تولید خواهد کرد. یک میلیون تن آلومینیوم، یک میلیون خودرو (پیکان، آریا، شاهین، شورولت ایران، کادیلاک ایران، هیلمن و کامیونها و اتوبوسها) تولید و صادر می‌کند و یک میلیون تن کاغذ تولید و صنایع شیمی و پتروشیمی سود سالانه‌ای برابر با هفت میلیارد دلار خواهد داشت.

البته با توجه به روند سیزده ساله نخست وزیری موفق امیرعباس هویدا   در مسائل اقتصادی، این سخنان ایشان گزافه نبود و قابل درک است فلذا توصیه موکد می نمایم که زندگینامه عبرت انگیز ایشان را با دقت و بدون حب و بغض بخوانید و به نظرم بسیاری از گره های اقتصادی دوران معاصر برایتان روشنتر خواهد شد و …

۲۰۰px-Answer_to_History

محمد رضا شاه به ملت ایران قول می دهد که تا سال۱۹۹۰ میلادی برابر با ۱۳۷۰ خورشیدی، ملت ایران استانداردهای رفاه اجتماعی وسطح زندگی و سطح پیشرفتی همانند اروپا در سال ۱۹۷۸ (میلادی) (۱۳۵۶ ش )را خواهد داشت و ملت ایران تا سال۲۰۰۰ برابر با ۱۳۸۰ خورشیدی در پیشرفت‌های صنعتی و رفاه اجتماعی برابر با کشورهای فرانسه، انگلیس و ایتالیا خواهد بود.

V(2)

اما زهی خیال باطل که ملت اگر نخواهند این گونه پیشرفت کنند با دست خود می توانند همه چیز را بر باد دهند کما اینکه اکنون می بینیم با انتخاب احمد نژاد  با توصیف معجزه هزاره سوم به عنوان رییس جمهور دولت نهم و دهم در پردرآمدترین زمان ، او و یارانش تمام درآمد نجومی مملکت را با بدترین وضعی خرج کردند و برخی افراد بیت المال ملی را هزاران میلیاردی به تاراج اختلاس بردند و نزدیک به ۷۰۰ میلیارد دلار درآمد کشور را طی  هشت سال ریاست جمهوریش نیست و نابود کرد و آب  از آسیاب تکون نخورد و هنوز هم شق شق واسه خود می چرخند و به ریش ملت می خندند !!و  …این دردی است که امروزه درک آن بسیار سخت نیست و …

۸۲۵۵۴۵

کارهای صنعتی و عمرانی منطقه ما

همزمان با سراسر کشور ،تغییرات فزاینده و با رشد بسیار بالای صنعتی در دوره پهلوی دوم در منطقه ما هم با سرعت زیاد در حال انجام بود و بسیاری از طرحها و پروژه ها در همین زمان چندین ساله به بهره برداری رسیدند و کارگران و نیروهای کارآمد بسیاری را جذب خود کردند.

می دانیم که سلسله پهلوی مدرنیزاسیون در عرصه صنعت را به عنوان یک هدف و شعار مطرح کرده و در این راستا دست به تأسیس و توسعه صنایع زد. از جمله صنایعی که در توسعه آن تلاش فراوان شد، صنعت نساجی بود. این سیاست اقتصادی زمینه ساز تأسیس کارخانجات نساجی در مناطق مختلف ایران گشت. مازندران به عنوان یکی از قطبهای نساجی ایران در عصر پهلوی اول و دوم، سهم عمده ای در سیاستهای صنعتی و مدرنیزاسیون این سلسله در جهت اشتغالزایی و خودکفایی اقتصادی ایفا کرد.

کارخانجات نساجیِ زنجیره ای، که پهلوی اول در ایران تأسیس کرد، به دو گروه اصلی از نظر پیشینه صنعتی و مکانی تقسیم پذیر است :

دسته نخست، کارخانجاتی که از نظر جغرافیایی در شهرها و استانهایی تأسیس گردید که از پیشینه صنعت نساجی در تاریخ ایران برخوردار بود؛ مانند یزد، اصفهان، کاشان و مناطقی از این قبیل؛

دسته دوم، کارخانجاتی که در منطقه ای بدون پیشینه نساجی و حتی هیچگونه صنعتی، به عنوان مکان  تأسیس درنظر گرفته شد.صنایع نساجی که پهلوی اول در مازندران تأسیس کرده بود، در تقسیم بندی دوم میگنجد.

اقتصاد مازندران به طور سنتی با کشاورزی پیوند داشته و به رغم خودکفایی در تولید کشاورزی، از لحاظ صنعت نساجی ماشینی، پیشینه ای نداشت . هرچند کتان بافی، چادربافی و تولید چادر ابریشمی در بارفروش (بابل)، ساری ، و علی آباد  به طور سنتی و دستبافت رایج بود، این تولیدات بیشتر در چارچوب صنایع دستی قرار میگرفت تا صنعت نوین نساجی.

پیشینه کشاورزی مازندران از دو جهت، ایجاد کارخانجات نساجی را در آن تسهیل میکرد:

نخست، نیروی کار موردنیاز کارخانه که از میان روستاییان فاقد زمین و یا فاقد درآمد در فصول غیرکشاورزی فراهم میگشت. با وجود این، در آغاز، کارخانجات نساجی مازندران با کمبود نیروی کار متخصص روبه رو بود. رضاشاه برای غلبه بر این کاستی، عده ای از کارگران را به اجبار از نقاط مرکزی ایران (از جمله شهرضا و یزد ) انتقال داد.

جهت دوم که ایجاد صنعت نساجی در مازندران را تسهیل میکرد، فراهم بودن مواد اولیه تولیدات نساجی در مازندران بود. به طور تاریخی، مازندران و گیلان از مراکز تولید ابریشم خام در ایران محسوب میگشت  بنابراین ابریشم، پشم، پنبه، لفاف، کنف و کتان نیز از اقلام تولیدی در کشاورزی مازندران بوده که از مواد اولیه کارخانجات نساجی محسوب میشدند .

کارخانه های پنبه پاک کنی در شهرهای بابل، بابلسر، بهشهر، ساری، نکا، کیاکلا، و چندین شهر دیگر فعالیت داشته اند که تا دهه ۵۰ نیز به حیات خود ادامه دادند (مجله اطاق تجار ، ت ۶۶ ). به احتمال فراوان، این واحدهای قدیمی پنبه پاک کنی که به سایر واحدهای تولیدی نساجی وابسته بوده اند، طی فرآیند نوسازی کارخانه های نساجی مازندران در دهه ۵۰ گسترش یافتند.

حال همه اینهایی که بیان داشتیم شاید بپرسید که چه ربطی به اهالی سنه کوه داشت ؟؟!!

پر واضح است که دانستن این سیر تحول سریع اقتصادی در منطقه ما موجب تحول در نگاه و نوع کار مردمان اهالی منطقه ما هم شد که ما در پستهای متوالی به دیگر صنایع هم اشاراتی خواهیم داشت که چگونه مدرنیزاسیون و تغییرات اقتصادی ،شیوه و سبک زندگی و  مشاغل محل ما را هم تغییر بنیادین و اساسی داد و عده ای از اهالی به طور مستقیم و غیر مستقیم در این مراکز تولیدی مشغول به کار و فعالیت اقتصادی شدند و شیوه زندگی و درآمد سنتی ابا و اجدادی را کنار گذاشته و شیوه نوینی از زندگی به گونه شهری را بنیان نهادند و همین پیشترفتها و تحولات باعث افزایش خواسته ها شده و در یک حرکت انقلابی چون سیلی ویرانگر در جامعه برای تغییرات و خواسته های بزرگتر و البته رشد و توسعه اقتصادی بدون پشتوانه توسعه همه جانبه منجر به انفجار و انقلاب شد و …

۷۹۹۹۰۱_۲۰۶

در هر حال در این تحولات بوجود آمده باید اذعان داشت که خریداران مواد اولیه کشاورزی در منطقه ما هم زیاد شدند و با خرید پشم و پوست گوسفندان و نیز تلاش اهالی برای تولید ابریشم هم در محل ما رونق بسیار زیادی یافته بود و ازین نظر مشاغل دامداری و کشاورزی قدری رونق بیشتری یافته بود هر چند بیان می شود در محل تلاش شده بود تا کشت کنف و برخی محصولات دیگر کشاورزی را هم رونق دهند اما به دلایلی استقبال نشد و …

در هر حال باید بیان داریم که پیشرفت سریع و در سطح وسیع صنایع نساجی مازندران با وجود نیازمندی به کارگران بسیار اما اهالی بجز چند موردی مستقیم وارد این مراکز نشدند اما در کارخانجات پنبه پاک کنی شهر نکا برخی مردان و در مزارع پنبه چینی برخی از زنان و مادران محل در فصل پنبه چینی به کار مشغول می شدند که در واقع کمک خرج خانوار بود نه شغل درآمدی دایمی اما در بهبود شرایط زندگی قطعا تاثیرگذار بود و …

فعلا این مقدار را کفایت دانسته و در پستهای بعدی به صنایع دیگری در شهرستان ساری و ادامه بررسی مشاغل اهالی بیشتر و مستقیمتر خواهیم پرداخت و …

تا بعد بدرود

پنبه

۲۲۴۶۵۳۸

پنبه چینی در مزارع پنبه در رونق نساجی مازندران

۵۸۲۰۱۵۰۴c1473

نخ پنبه ای برای صنایع نساجی

۳۷۰۲۸۶۵_۲۷۲

ابریشم از نوغان داری

images

 

 

 

شما می توانید بصورت رایگان در اشتراک ایمیلی این سایت عضو شوید تا مطالب جدید را درون ایمیل خود دریافت کنید.
برای عضویت، ایمیل خود را وارد کرده و بروی اشتراک کلیک کنید...

  1. سلام مهندس دوست پژوهنده ی من.
    خواندم دقیق هم خواندم. چند نکته می آورم:
    ۱_ مدرنیزاسیون را مطرح کردی در دوره ی هویدا…
    باید بگویم ضعف اساسی همین بود که این مدرن سازی را با مدرنیته و دموکراسی و حاکمیت قانون و مردم ندیدند و فقط شعار مدرنیزاسیون سر دادند و چاپیدند و بردند و به دارایی شاه و نوکرها افزودند و انقلاب یک علتش همین فقر و غنا و دزدی ها بود

  2. سلام بر شما اخوی دانشمند و اهل پژوهشم
    از مطالعه دقیق شما سپاسگزارم و چون دفعات قبل دست بوس
    البته که مدرنیزاسیون به عبارتی توسعه اقتصادی بدون توسعه سیاسی انجام شده بود را تا حدود درک خودم قبول دارم ولی بخش دیگر نظر شما را خیلی نمی پسندم
    و تحقیقات و یافته های بنده چیز دیگری را نشان داده و فهم می کنم چرا که درسته تا حدودی فاصله بین فقیر و غنی بود اما به نظرم بیشتر از اکنون جامعه ما نبود ولی به نظرم
    الترناتیو بسیار قوی مقابل آن حکومت قرار داشت که منجر به ندیدن این پیشرفتها میشد و آن عدم تجربه مردمان ایران زمین از حکومت دینی و در راس آن روحانیت بود
    برای همین جامعه در حال ترقی با رشد اقتصادی ۱۵ درصد در مقابل خود رشد توسعه یافتگی اجتماعی وجود نداشت که همراه آن باشد و درک کند برای همین دنبال تغییر
    حکومت افتادند تا به گمان دسترسی به عدالت و امکانات بیشتر ووووو…که در جای مناسب انشاءالله نظرم را بازنر خواهم کرد
    در هر حال سپاس از نظر قاطع شما

  3. ۲_ نوشتی نساجی و پنبه پاک کنی و نوغان داری موجب شغل و …. روستاها و مردم شد
    باید بگویم اول این که با قیمت ناچیز و ثمن بخس می خریدند. دوم این که سیاست کمپرادوری آمریکایی در این صنایع رایج بود، عمله کردن مفت مردم برای صاحبان شرکت های چند ملیتی. بگذرم اما من

  4. به گمانم ایجاد اشتغال آن زمان بسیار بسیار پایدارتر و واقعی تر از زمان حال بود حال هر چه اسمش را بنامیم و در برابر اقتصاد و گردش پولی و مالی انزمان خود مهم و موجب رونق اقتصاد معیشتی خانواده های بخصوص روستایی بود و البته با امریکاهیها در مراوده مالی بودند حرفی نیست اما نه به این استدلال غلاظ و شداد

  5. ۳_ آن جوراب پاره پوش که ادا در می آره و نظام ما بدتر از صدام ضربه زد و عقب انداخت را گذاشتی، این شخص در حد و اندازه ی عقل فردی ایرانی نبود چه رسد به عقل جمعی و رجال بودن، به نظرم شورای نگهبان اصلا این فرد خام را نباید تایید می کرد. خدا را شکر رهبر معظم انقلاب امسال این آدم اختلاف افکن را برحذر داشت از ورود به رای جمع کنی پوپولیستی عوامانه اش

  6. ای دل من و دل من و دل من چه بگویم ازین پوپولیستی مآبی این انسان نادره دهر و حقه بازیهایش …و چه عباد و بزرگانی را بی آبرو کرد و دیگر چه فایده …

  7. ۴_ چند باری ست که در این گونه بحث ها تأکید می کنی بی حب و بغض به عمکرد شاه توجه کنیم
    باید بگویم این قاعده در اینجا غلط (شما بخوان ناوارد) است چرا
    چون در تحلیل انقلاب و علل آن باید آ سیب ها را ریز شد نه چند تا کار که حساب بانکی پول دارها را حجیم کرد

  8. البته عرض کنم بنده دنبال بررسی علل انقلاب کردن نیستم بلکه در حال بررسی مشاغل و تغییرات سطح زندگی مردمان دیار خود هستم و….
    همین مبحث و التماس در دوری از حب و بغض نشان دهنده عدم درک درست آحاد اجتماع در تحلیل و مطالعه بی طرفانه وقایع تاریخی معاصر است و مجبور است هر محققی اتمام حجت کند و دعوت نماید که محقق را به طرفداری متهم نکنند بلکه در یک فضای ذهنی بی طرفانه مطالعه و بررسی شود چرا که اگر غیر ازین باشد می شود داستان مازندرانی شیمار پسرزن و پشتیم گذاشتن دست سنگ که متاسفانه بسیار وجود داشته و دارد
    در هر حال بررسی مسائل اقتصادی هر دوره ای نیازمند وجدان آزاد بی طرفانه است و زدون قیود و وابستگی و استدلال رایج و به قولی صدا و سیمایی
    ازین نظر وقتی خوبیها درست و خوب بررسی و دیده شود و بدیها به تناسب می شود به نظرم قضاوت درستی داشت
    ازین نظر هست که تقاضا و تمنای بی طرفی داشته و دارم

  9. ۵_ من در بحث شاه و دار و دسته اش، انقلابی ام و همچنان شکرگزار خدا که علیه ی چنین حاکمی نکبت و نگون بخت و سارق و فاسد، قیام کرده ایم. این حکومت فقط کشور را گورستان کرد و ملت را بدبخت و اقتصاد را رانتینر….
    خدا نگه دار مهندس که نکته های مرا به دل نمی گیری، بلکه چالش فکری تعبیر می کنی. و این نشان سماحت و نقدپذیری آن رفیق شفیق است
    پوزش

  10. و من هم در این مورد با شما از لحاظی هم عقیده ام و وقوع انقلاب را اجتناب ناپذیر می دانم اما متاسفانه تجربه تلخی شد ای کاش زودتر به دنیا می آمدیم و ازین خوان گسترده بهره بیشتر می بردیم چرا که به نظرم حکومت سکولار لائیسیته چون حکومت پهلوی دارای مردمان دیندار و بی ریا می باشد و دینداری بر مبنای اعتقادات راسخ خدا خواهانه هست و ریا کاری در حد پایین ولی حکومت دینی مردمان را دین گریز و لاییسم بار آورده و ریاکاری و ظاهر سازی دینی به شدت گسترش می یابد تا افراد در منظر نفاق و ریاکاری به نان و نوایی برسند و این متاسفانه مدتهاست ذهن مرا درگیر خود کرده است و دنبال پژوهش و تحقیق آن هستم و …
    به نظرم گورستانهای الآن زیادتر و حتی مراکز آموزشی و میادین ما هم تبدیل به گورستان شدند نه فقط دفن جسد بلکه موارد متعدد زیادی و …
    ملت آنزمان بدبختر نشده بودند بلکه در مسیر رشد و پیشترفت اقتصادی قرار گرفته بودند اگر آن روند ادامه داشت وضعیت ما صددرصد از اکنون بهتر می بود ولی برای مسائل دیگری انقلاب شد و آنهم به نظرم اعاده شرف و حفظ ناموس بود که گردن رگ غیرت دینی و اعتقادی ما ایرانیان قوی است و …

    بله برادر عزیزم من و شما چالش فکری می کنیم و دنبال رو دیکتاتورها نیستیم قطعا

    باز هم از لطف و نظر و افزوده بی تعارف و بی تکفل شما تشکر مخصوص و ویژه دارم

با خیالی آسوده یک نظر بگذارید...

برگه ها
ads ads ads