بررسی دسته روی بین سنه کوه وارمی(۷)

dscf1006

ناگفته هایی از دسته روی بین سنه کوه و وارمی(۲)

 

در ادامه مطلب بخش نخست این مبحث در این قسمت طبق قولی که دادیم به ادامه موضوع می پردازیم و زوایای دیگری از ناگفته ها را برای شما کاربران عزیز بیان می داریم تا شاید که جالب توجه و مورد مداقه و التفات واقع گردد و …

هر چند هستند کسانی که منتقد سر سخت نوشتار ما باشند و از هر نکته و بیانی دنبال نقاط ضعف آن بگردند و می گردند البته موجب خوشحالی و امتنان است این نقاط ضعف به زبان و نوشتاری قابل انتشار در نظرگاه نوشته تا منتشر نماییم و دیگران هم بهره ببرند و لغزشها و کوتاهی های احتمالی اصلاح و مرتفع شوند .قطعا موجب رضای خداوند بیشتر خواهد بود . در هر حال نیت ما خیر است و حفظ و حراست از میراث ماندگار نیاکان ما و انتقال درست و صحیح آن به نسل فعلی و …

حال به ادامه مطلب توجه فرمایید:

سه مورد را قبلا بیان داشتیم و حال :

۴- الف -زمان دیدار و دسته روی همیشه صبح است و دیرآمدن و یا دیر رفتن موجب انتظار ماندن و نوعی جسارت و کوتاهی حساب می شود و زمان و ساعت طبق عرف تعیین و جا افتاده هست نه خیلی زود که دست و پاگیر کار محل شود و نه خیلی دیر که مراسم سخت و وقت تنگ گردد و معمولا بین ساعت هشت تا نه صبح در ابتدای محل هستند و سوال و جواب می شود .

ب -در زمان سوال و جواب دو هیئت در فاصله مناسب حدود ۵۰ متری هم می ایستند و با شروع سوال و جواب همه افراد حاضر زانوی غم گرفته و به حالت نشسته باید در آیند و برف و باران و امثال آن توجیهی در انجام ندادن نیست و کسانی از دو طرف به غیر علمدار و مداح سوال و جواب خوان اگر سرپا به ایستند نباید در وسط جمعیت باشد که احترام داری حساب نمی شود و پشت سر و روبرو به او حرف و متلکی خواهند پراند اما در حاشیه جمعیت اگر موردی بود می توان ایستاد و اشکالی ندارد به اصطلاح محلی وسط نباید دوک شد و …البته این موارد در قدیم بیشتر رعایت می شد و کسی حتی لبخندی و شوخی نمی کرد هنوز هم رعایت می شود و …

متن سوال و جواب هم با تغییرات اندک از قدیم یکی است مگر چند بیت کم و زیاد شده است ولی از سال ۱۳۸۲ تاکنون که توسط این جانب از روی نوار سوال و جوابها پیاده و تایپ و یکنواخت شده است که هم اکنون هم اجرا می شود این است:

ای عزادار

                 سوال…                                              جواب…

” سلام ما به شما باد و جمله عزاداران         علیک ما به شما باد و از ره احسان

سوالی چند مرا هست با تو ای محزون          بیان مطلب خود کن دلم بود پر خون

عزای کیست که داری جمله شیون و شین      عزای شاه شهیدان بود امام حسین

مگر نداشت حسین به کربلا یاور                   تمام و کشته شدند از جفای تیغ و شرر

بگو کجا بنمودند شهید از ره کین                   به  دشت کرببلا غریب و زار و حزین

بگو به اکبر و عباس او چه ها کردند               بدان که دو دست علمدار او جدا کردند

تنش بگو به کجا و علم بگو به کجا                تنش کنار شریعه   فتاد علم اینجا

بگو که شبه پیمبر شده به کربلا داماد            نه بلکه کشته شده او ز خنجر فولاد

ز حال قاسم ناکام (نوکدخدا)بیان فرما            فغان و آه ، عروسی او شده است عزا

چه روی داده به زینب به روز عاشورا             قدش شده خمیده  ز محنت اعدا

چه کرده اند ز بعد حسین گروه لعام              زدند و آتش کین از جفا به جمله خیام

ز بعد آتش کین گو چه فتنه ها کردند             بدان که راس شهیدان به نیزه ها کردند

تنش بگو به کجا و سرش بگو به کجا             تنش به کرببلا  و سرش به طشت طلا

بگو به حال سکینه ز بعد باب فکار                به روی ناقه عریان ولی به حال نزار

مگر نبود کسی از برایشان غمخوار              نبود و محرمی از برایشان مگر بیمار

بگو لباس زنان را به برده اند یغما                 تمام زینتشان را ربوده اند  والله

مرخصیم و در آییم و ما در آن محضر            مرخصید و در آیید جملگی یکسر “

این متن ایراداتی دارد که اینجانب با تحقیق وتکمیل متن اصلی قدیمی این ابیات را آماده نمودم انشاءالله از سالی دیگر متن اصلی قدیمی که معمولا در زمان خدابیامرز حاج میرحمزه خوانده می شود دوباره خوانده شود و آن این است :

ای عزادار

                 سوال…                                              جواب

 

سلام ما به شما باد و جمله ی عزاداران              علیک ما به شما باد و از ره احسان

سوالی چند مرا هست با تو ای محزون                    بیان مطلب خود کن ،دلم بود پر خون

عزای کیست که دارید و جمله شیون و شین          عزای شاه شهیدان ،بود امام حسین

بگو به کجا نمودند شهید از ره کین                        به دشت کربلا آن غریب زار حزین

مگر نداشت و حسین به کربلا یاور                          تمام و کشته شدند از جفای تیغ و شرر

بگو به اکبر و عباس او چه ها کردند                      بدان که دو دست علمدار او جدا کردند

بگو که شبه پیمبر مگر شده داماد                         نه بلکه کشته شده او ز خنجر فولاد

ز حال قاسم نوکدخدا بیان فرما                             فغان و آه ،عروسی او شده است عزا

به من بگو که علمدار کربلا به کجا                        تنش کنار شریعه علم فتاد اینجا

به من بگو تو ز اصحاب جان نثار  حسین               تمام و کشته شدند از جفای تیغ سنین

رساند و آب کسی بر لب علی اصغر                      نه بلکه تیر به حلقش زدند و قوم شرر

چه روی داده به زینب به روز عاشورا                    قدش شده است و خمیده ، ز محنت اعدا

تن حسین به کجا و سرش بگو به کجا                    تنش به کرببلا و سرش به طشت طلا

بگو زحال سکینه ز بعد باب کبار                          به روی ناقه عریان ولی به حال فکار

مگر نبوده کسی از برایشان غمخوار                       نبود و محرمی از برایشان مگر بیمار

چه کرده اند ز بعد حسین آن گروه لعام                      زدند و آتش کین از جفا به جمله خیام

ز بعد آتش کین گو چه فتنه ها کردند                       بدان که راس شهیدان ،به نیزه ها کردند

بگو مگر  لباس زنان را به برده اند یغما                  تمام زینتشان را ربوده اند  والله

مرخصیم و در آییم و ما در آن محضر                     مرخصید و در آیید جملگی یکسر

در موقع خواندن مداح و ذاکر مناسب حال حزن و اندوه کلمات و عبارات خاصی که در عین حال احترام آمیز و سبک نباشد را بیان می کند تا بر حلاوت و طراوت و لحن و آهنگ سوال و جواب و تاثیرگذاری آن بر شنونده بیفزاید از جمله ای عزادار ، بمیرم  ، آخ ، آه و …

%d8%b4%db%8c%d9%be%d9%88%d8%b1-%d8%a8%d9%88%d9%82

۵- شیپور عزا و حرکت دسته های دو محل در دو روز هم طبق یک سنت و رسم نانوشته ای بدین نحو انجام می شود .هر محلی در قدیم شیپور خاصی داشتند که توسط افراد خاصی نواخته می شد و کار هر کسی نبود که شیپور بزند و در واقع نوعی بوق بود که در سنه کوه ابتدا مشد جانبرار متحد (مرحوم مشهدی محمدعلی متحد) خدابیامرز و بعد فرزندانش بخصوص کربلایی رحمان می نواختند و در وارمی اسماعیلی ها و زمانش هم پایان سوال و جواب صبح تاسوعا و عاشورا در زمان سلام و دیده بوسی ها بود که خود شور و حال عزا و حزن اندوه را چند برابر می کرد و ..

در موقع سلام علیک و بعد حرکت سنت بوده و هست که مهمان را تعارف کرده به همراه دو علمدار جلوتر راه می روند و بزرگان و پیرمردها و بعد جوانان و سینه زنان و زنجیرزنان و بعد زنان و کودکان در انتهای به سوی تکیه و مسجد محل حرکت می کنند و جلو افتادن غیر این توهین و اهانت حساب می شود و بخصوص از حرکت کودکان و بچه ها جلوی علم به شدت جلوگیری می شود .

همین طور مداحی سینه زنی و روایی گویی هم تعارف و اولویت با مهمان است و میزبان معمولا زیاد پیشی نمی گیرد مگر مهمان با سخن و دست اجازه دهند و …

dsc03227

۶- در حیاط مسجد و تکیه ابتدا دسته مهمان وارد می شود و بعد میزبان و خواندن و ادامه عزاداری بسته به صوت و لحن برتر و هماهنگی بین خود مداحان و سینه زنان و زنجیر زن چند دقیقه ای ادامه می یابد .ولی این سالها مهمان فقط دسته عزادار دارد و بقیه تماشاگرند و …

در داخل مسجد در قدیم سینه زنی با مداحان مشترک یا مهمان مثلا کربلایی دوستعلی ابراهیمی برخی سالها می آمد بسته به جا افتادن و بزرگواری و تسلط مداح انجام و بعد دو سه نفری چند دقیقه کوتاه نوحه می خواندند و امروزه مداحی با مداحان مهمان است و …

۷-در قدیم بعد از نوحه خوانی سینه زنی نوبت «پامنبری خوانها »می رسید و از هر محل یک یا دو نفر ابتدا پامنبری می خواندند این افراد معمو لا افرادی طلبه و در حال اموزش درس طلبگی بودند و هنوز عمامه نداشتند و معمولا یا کت شلواری و کلاهی سیاه بر سر می گذاشتند و یا عبا و قدک داشتند و هنوز به مرحله عمامه گذاری نرسیده بودند و از صدایی خوش و تاثیرگذار برخوردار بودند .

کنار منبر ایستاده و بیشتر از حفظ با لحن و صوتی دلنشین اشعاری کوتاه خوانده و بعد ذکر مصیبتی می خواندند و عجیب روزگار بیشتر اشاره به شهادت حضرت علی اکبر و شهادت امام حسین علیهم السلام  داشتند با این بیان « جوانان بنی هاشم بیایید علی را بر در خیمه رسانید … » و یا « گلی گم کرده ام می جویم او را  به هر گل می رسم می بویم او را » «گل من یک نشانی در بدن داشت  یکی پیراهنی کهنه به تن داشت …»

پامنبری خوان ابتدا میزبان و بعد مهمان می خواند و علت اینکه ابتدا اهل محل نوعی خوش آمد گفته  باشد و مهمان جواب داده و با ذکر مصیبتی تمام کند و البته بیشتر یکنفر  پامنبری خوان بود تا وقت مجلس مراعات شود .در سنه کوه پامنبری خوان از قدیم ابتدا حاج میر حمزه بودند که بعد ها با تایید و اجازه ملا ذبیح جناسمی دیگر منبری شدند و بعد حاج علی محمدی معروف به حاج شیخ علی و چند سالی هم آقا شیر علی محمدی مداح و ذاکر اهل بیت (ع) پا منبری می خواندند و…

ولی از اهالی وارمی تعداد پا منبری خوان چندین نفر بودند در قدیم مشد رضا علیزاده بعد حسین جناسمی و دوره ای آقا اسماعیل زارع  برادر حاج ابراهیم فرزند حبیب و بعد از اینان چندین نفر دیگر مثل حاج اسدالله زارع و حاج قربان زارع و مرحوم مشد نادعلی علیزاده و آقا سید علی گالشی و جلیل زارع و بعد جناب آقا شیخ حسین زارع در دوران طلبگی همگی پامنبری خوان بودند و برخی افراد منتخب و بهتر و مسلط تر اجازه داشتند در سنه کوه و در جمع مهمانان بخوانند  و …

البته برخی سالها پامنبری خوانی از روستاهای دیگری غیر از سنه کوه و وارمی حضور داشتند اگر شناخته شده و دارای جایگاه و پایگاه شخصیتی بود اجازه خواندن می دادند ولی در صورت نا شناخته بودن به این سادگی اجازه نمی یافت کنار منبر برود و این مکان را بسیار مقدس و دارای حرمت می دانستند و هنوز هم همین گونه هست و …

پامنبری خوانی خود نوعی آمادگی برای منبر بود و می توانست روحیه شخص را که در آینده پیشرفت در کار وعظ و اینگونه خطابه ها را داشته باشد مفید باشد ولی کم کم در بعد از انقلاب با تغییر روش و سبک تفکر عمومی از رونق افتاد و دیگر ادامه نیافت و …

البته با حذف پامنبری خوانی مجری گری جایگزین شد و مجری معمولا کسی را قبول دارند که مسلط بر اوضاع و دارای اطلاع نسبی مسائل روز و دینی باشد و در زمان مناسب برخی کارها را انجام دهد مثلا یا علی گفتن زمان شروع منبر و بعد ذکر صلوات و نیز سلام سه جهته گفتن پایان مراسم و موارد تذکر و بیان برخی اشتباهات احتمالی و اصلاح و رفع موردی نا خواسته که ما در مبحثی دیگر انشا ءالله کامل و دقیق تر به این موارد خواهیم پرداخت .

در گفتاری دیگر به دو مبحث منبر رفتن و طریق و سنت آن و نیز گریز خوانی در حین منبر اشارات  و ناگفته های دسته روی بین دو محل را بیان خواهیم نمود

تا بعد و گفتاری دیگر بدرود

dscf1006

این سوال و جواب تاسوعای سال ۱۳۹۱ در آذر ماه هست که چنین منظم همه نشسته اند و زانوی غم گرفته اند و …

dscf1007

dscf1008

dscf1022

dscf1038

dscf1040

شما می توانید بصورت رایگان در اشتراک ایمیلی این سایت عضو شوید تا مطالب جدید را درون ایمیل خود دریافت کنید.
برای عضویت، ایمیل خود را وارد کرده و بروی اشتراک کلیک کنید...

  1. سلام به مهندس خوش ذوق و قلم. با دقت و اشتهای زیاد متن را واو به واو خواندم. خیلی متن سؤال و جواب محزون و بامعناست. شیپور گفتی دقیق برام حس شد در دسته روی قدیم دارابکلا چه عالی می دمیدند. با روحیه و اعتقاد می نویسی لذت می برم محمد. اجر این متن نزد خدا محفوظ است و ثبت آن اجر بزرگی دارد. خدا به قلم خوب و مذهب نویس ات، جوهر و گوهر بیشتری عطا کناد.

  2. سلام بر شما دوست همراه و همدلم
    ممنون از بزرگواری و دقت و اشتهای شما
    خداوند به شما هم توفیق بیشتر عنایت فرماید
    انشائالله که خدا از ما قبول فرماید
    سپاس از شما

با خیالی آسوده یک نظر بگذارید...

برگه ها
ads ads ads